
پوچگرایی یا نیهیلیسم (برگرفته از nihil لاتین به معنای هیچ) یک فلسفه شکگرا است که در قرن ۱۹ روسیه و در اوایل دوران حکومت الکساندر دوم به وجود آمد و گسترش یافت.اولین بار ایوان تورگینف بود که در رمان مشهور پدران و پسران این واژه را از طریق شخصیت بازاروفِ نیهلیست مشهور کرد.
تفکر پوچگرایی
این تفکر از اساس با تمام اشکال زیباییگرایی مخالفت میکند و طرفدار کاربردگرایی و منطقگرایی علمی است. پوچگرایی بیانگر فرم خامی از مثبتگرایی و مادیگرایی است، انقلابی علیه نظم برپای اجتماعی و مخالفت با تمامی منابع قدرت ناشی از حکومت، کلیسا یا خانواده. پایه این تفکر هیچ چیز جز حقایق علمی نیست. علم حل کننده تمام مشکلات اجتماعی محسوب میشود. پوچگرایی شیطان را ناشی از یک چیز که بیتفاوتی است میداند و علم را تنها مقابله کننده با آن میداند. از آنجا که پوچگرایان منکر وجود ماهیت دوگانه شامل جسم و روح برای انسان بودند مورد حملههای خشنی از طرف قدرت کلیسا قرار میگرفتند. از طرفی به علت مورد پرسش قرار دادن سیاست حق الهی وارد دعوای مشابهی با قدرتهای سکولار شدند. از طرف دیگر با رد نسبتها و ارتباطات فامیلی اجتماعی، درگیری میان پدران و پسران به وجود آمد.
