زرین تاج قزوینی (فاطمه یا امالسلمه) مشهور به طاهره قُرةالعَین (زادهٔ ۱۲۲۸ قمری برابر با ۱۸۲۳ میلادی در قزوین - درگذشتهٔ ۱۲۶۸ قمری برابر با ۱۸۵۰ میلادی).او را زنی خوشسیما و با قریحه دانستهاند.
زرین تاج را شیخیه «قرة العین» و بابیه «طاهره» لقب دادند. وی فرزند صالح قزوینی و همسر محمدبرغائی بود. در سال ۱۲۳۳ هجری قمری در قزوین به دنیا آمد. اصول و کلام و ادبیات عرب را نزد پدر آموخت. آثار شیخ احسائی و سید رشتی را مطالعه کرد و با سید رشتی مکاتبه و ارتباط برقرار کرد و سید در رسائل خود او را قره العین نامید.مطالعه آثار و عقاید شیخیه زندگانی او را دگرگون ساخت. دو پسر و یک دختر خود را به شوهر(پسرعموی خود) سپرد و به قصد دیدن سید رشتی به کربلا رفت. وقتی به آنجا رسید که سید در گذشته بود. قره العین در آن زمان ۲۹ سال داشت. در خانه سید اقامت گزید و از پس پرده به تدریس و افاده طلاب پرداخت.
جمعی به خانه سید رشتی ریختند که قره العین در آنجا منزل داشت. ناچار به بغداد رفت و در آنجا نیز بدستور والی بغداد توقیف و بعد به فرمان سلطان عثمانی، در اوائل سال ۱۲۶۳ هجری قمری به اهرماهان به ایران اعزام شد. وارد قزوین شد. پس از کشته شدن عمو و پدرشوهرش بدست پیروان سید باب به تهران آمد و به دشت «بدشت» در هفت کیلومتری شاهرود رفت و در انجمنی که درآنجا برپا شده بود شرکت کرد. حضور بی حجاب او که نقاب زنانه را از پیشانی برداشته بود در آن انجمن غوغائی برپا کرد. از آنجا به قزوین بازگشت. بعد از کشته شدن باب او زا از قزوین به تهران آوردند و در باغ محمودخان، کلانتر تهران، در یک بالاخانه بی پله زندانی کردند. در آن جا زندانی بود تا وقتی که به ناصرالدین شاه تیراندازی شد. دراین زمان ۳۶ سال بیشتر نداشت. به امر شاه که دراین ترور جان بدر برده بود و وزیرش «میرزاآقاخانه نوری” او را در باغ ایلخانی»(محل کنونی بانک ملی ایران) کشتند.
مفتی بغداد در ترجمه حال او میگوید:«من دراین زن فضل و کمالی دیدم که در بسیاری از مردان ندیدهام. او دارای عقل و استحانت و حیا و صیانت بسیاربود.»او در شعر سخت متأثر از متقدمان، از جمله مولانا جلاالدین و جامی است.طبری مینویسد: درفقه، اصول، کلام، ادبیات عرب دستی قوی داشت و درکربلا هنگام اقامت در اندرون خانه حاج کاظم رشتی ازپس پرده تدریس میکرد و به سبب شعر و نثر استادانه خویش درسراسرایران معروف است. وی پس ازدعوی باب به او پیوست و جز۱۸ تن پیروان اولیه او یا حروف حی است.
زرین تاج ( ژاندارک ایرانی )
فاطمه مشهور به زرین تاج و ملقب به زکیه و طاهره در سال 1196 ش . در قزوین بدنیا آمد . وی زنی عالم ، سخنور و شاعر بود . آثار قلمی متعددی از او بر جای مانده است . زرین تاج ، تعداد بسیاری نیز شعر سروده است . او در سال 1276 ش . به دستور ناصر الدین شاه به قتل رسید . جنازه او را در چاهی انداختند و آن را با آهک و شنگ پر کردند . قاتل زرین تاج یعنی رئیس نظمیه تهران ، پس از سپری شدن دوازده سال از این جنایت در شورش زنان در برابر کاخ ناصرالدین شاه در اعتراض به بی نانی مورد خشم قرار گرفت و به دستور شاه پس از کنده شدن ریش هایش خفه شد .
طاهره قرة العين، ژاندارك ايراني ، تاريخ ايران زنان برجسته اي دارد كه اوراق پوسيده كتابها، دی ان آ ساکت و هشیار استخوان ها و ذرات پر راز و رمزهوا، حافظ خاطرات اين زنان هستند. كه شايد نه امروز، و نه فردا، بتوانيم در آينده آنان را بشناسيم. و مثل اينانا، استر، رابعه بنت كعب، و . . . قرة العين، فروغ و . . . روبرويشان بنشينيم و با آنها گفت و گو كنيم. نام گذاري روزها، به روزهايي چون “روز جهاني زن”، و ماهها، چون “ماه زنان” حسن اش اين است كه آدم ناگهان مركز خاطره اش در موارد ويژه اي فعال ميشود و با يادآوري نكات برجسته تاريخ فردي آدمها و يا تاريخ اجتماعي يك دوره، زندگي آدم در مسير متفاوتي به حركت ميافتد . ( صبحانه )
"زرين تاج" يا "فاطر" مكني به ام سلمه و ملقب به زكيه و طاهره و قرة العين، از شاعران زن پارسي گوي ايران است. قرة العين در قزوين متولد شد. وي دختر حاج ملا صالح برغاني قزويني- از علماي معروف اخباري- است .
مقدمات علوم را با خواهرش مرضيه در محضر پدر آموخت و بعد به تحصيل فقه و اصول و كلام و ادبيات عرب پرداخت. طاهره آثار "شيخ احسايي" و "سيد رشتي" را مطالعه كرد و به عقيده "شيخيه" درآمد و با سيد رشتي مكاتبه و ارتباط برقرار نمود. قرة العين جهت ديدن سيد رشتي به كربلا رفت ولي به ديدنش موفق نشد. با "ملا حسين بشرويه" (باب الباب) مكاتبه كرد و در شمار ياران نخستين سيد باب درآمد و لقب "طاهره" را از او دريافت كرد و آشكارا به تبليغ و تدريس مشغول بود تا كمي پس از حادثه تيراندازي به ناصرالدين شاه، در روز اول ذي القعده 1268- كه 36 سال بيشتر نداشت- به دستور شاه در باغ ايلخاني كشته شد .
از مشهورترين اشعار اوست :
گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نكته به نكته، مو به مو
از پي ديدن رخت همچو صبا فتاده ام خانه به خانه در به در، كوچه به كوچه كو به كو
دور دهان تنگ تو، عارض عنبرين خطت غنچه به غنچه گل به گل، لاله به لاله نو به نو
مي رود از فراق تو خون دل از دو ديده ام دجله به دجله يم به يم، چشمه به چشمه جو به جو
مهر تو را دل حزين بافته بر قماش جان رشته به رشته نخ به نخ تار به تار، پو به پو
در دل خويش طاهره، گشت و نجست جز تو را صفحه به صفحه لا به لا، پرده به پرده تو به تو
زندگی
وی دختر «ملاصلاح برغانی» و عروس «شیخ محمد تقی» معروف به « ثالث» بود. « کاظم رشتی» پیشوای شیخیه به وی لقب «قرةالعین» دادند و سید علی محمد باب او را «طاهره» نامید. قرةالعین شاعری خوش ذوق بود و در میان زنان شاعر شهرت خاصی دارد. وی را در سال ۱۲۶۴ هجری قمری مدتی در باغ ایلخانی به جرم بابیگری محبوس و پس از چندی فراشهای «عزیز خان» سردار کل که مامور تعقیب و کشتن بابیان بود دستمالی به گردن او بست و آنقدر کشید تا خفه شد و پس از آن جسدش را به چاهی افکند در حالی که ۳۶ سال بیشتر نداشت.
قرةالعین و باب
پیروان آیین بهائی دربارهاش میگویند که او در عالم رویا به باب ایمان آورده واز حروف حی بوده است (یعنی حواریون ایشان ح=۸ و ی=۱۰ حی ۱۸ تن با خود او عدد رمز ۱۹ را میسازد).
از مهمترین خدام در واقعه بدشت بودند و حکم کشف حجاب را با جرات تمام اجرا کردند
قرةالعین شعر هم میسرودهاست،نمونه شعرش در پی میآید:
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم دلم نکته به نکته مو به مو
میرود از فراق تو خون دل از دو دیده ام
دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو
از پی دیدن رخت همچون صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در کوچه به کوچه کو به کو
دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت
غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله جو به جو
مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان
پرده به پرده نخ به نخ تار به تار پود به پود
در دل خویش طاهره گشت و نیافت جز تو را
صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو

