تبليغاتX
کهن ديار Iran-Iran

علي ميري متولد سال 1315 در شهسوار مي باشد. در سال 1340 از هنرستان هنرپيشگي فارغ التحصيل و به كار تئاتر مشغول شد و در بيشتر از پنجاه نمايش به ايفاي نقش پرداخت. فعاليت در سينما را از سال 1343 به عنوان بازيگر با فيلم «زمزمه ي محبت» آغاز كرد.

در سینمای ایران هیچ گونه لهجه شهرستانی به آن معنی واقعی که میری در فیلم ها به کار می برد، امروزه به کار نمی برند و متاسفانه گر چه زبان فارسی، زبان ملی ماست و ما به این زبان افتخار می کنیم، اما چون لهجه های شهرستانی به جا و به موقع جای کاراکترها استفاده نمی شود و جوانان و نوجوانان مثلا تهرانی، آنچنان با فرهنگ قومیت های ایرانی آشنا نمی شوند و نیستند. کاری که آقای میری انجام داد منحصر به فرد بود و در تاریخ سینمای ایران چون لوحی زرین خواهد درخشید و باعث افتخار سرزمین پهلوان پرور گیلان بوده و خواهد بود.

آقای میری یکی از استادان تئاتر ایران است. ما اکثرا هنر نهفته آقای میری را فقط در سینما مورد توجه قرار داده ایم اگر در زندگی نامه ایشان دقت کنیم می بینیم که خاک تئاتر بر سر و شانه اش تا آخر عمر پاک نشدنی است. زبردستی میری در سینما مدیون بازی گری در تئاتر بوده است. به عنوان مثال علیرضا خمسه چند سال در تئاتر کار کرده بود یا هنرپیشه هایی که الان هستند چقدر خاک تئاتر را خورده اند؟ به همین دلیل است که خمسه کاراکتر خودش را در زمینه کمدی بودن بعد از چند سال از دست داده و الان فراموش شده است. اما هر سالی که از فیلم های میری می گذرد نسل های جدید تشنه تر به استقبالشان می روند. به نظر شما این چه چیزی را می رساند؟ بغیر از اینکه اصیل بودن هنرمندی چون میری را می رساند؟ آیا چیز دیگری هست؟ در این 27 سال کدام فیلم کمدی شما سراغ دارید که مثل فیلم بده در راه خدا باشد.

میری بغیر از فیلم هایی که مستقیم کمدی بودند، در اکثر فیلم ها طنز تلخی را که نیش دار بودند به بیننده نشان می داد. دوره زندگی میری می توان به سه دوره تقسیم کرد:

1 – دوره ورود، شناخت و بازی در تئاتر

2 – دوره ورود و بازی در فیلم های سینمایی

3 – دوره غربت و دوری از وطن

دوره ورود و شناخت تئاتر توسط میری از زمانی شروع شد که فارغ التحصيل در رشته هنرپیشگی در سال 1340 شد و عشق هنرپیشگی او را زود به اوج رساند. این تنها میسر نمی شد به جز اینکه بیش از 50 بازی نمایش و تئاتر اجرا کند که بشود کسی مانند میری. میری معروف امروز که مورد احترام تمام ملت ایران مخصوصا هنردوستان می باشد.

دوره ورود به سینما را تحولی بزرگ در زندگی میری باید رقم زد. چون در سینما آزادتر از تئاتر و بازی های نمایشی می توانست هنر نهفته خود را ظاهر کند. در کنار هنرمندانی چون زنده یاد محمدعلی در فیلم جوانمرد، با ناصر ملک مطیعی و فریبا خاتمی در فیلم اخم نکن سرکار، با ایرج قادری و وحدت در فیلم ناخدا با خدا، با همایون در فیلم خیالاتی، با رضا بیک ایمانوردی و جمیله در فیلم گل پری جون، با منوچهر صادق پور و فریده نصیری در فیلم آقا مهدی کله پز و با وحدت در فیلم خوشگذران بازی کرد و این چند فیلم به عنوان نمونه از 115 فیلمی که در کارنامه هنری ایشان می باشد انتخاب کردم.

باید گفت که سینمای قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در ایران سینمایی به معنی واقعی کمدی مانند کشور های پیشرفته نداشته و نداریم و افسوس می خوریم که اگر قبل از انقلاب سینمای کمدی می داشتیم، این سینما از وجود هنرمندانی گرانقدر چون عباس تفکری، تقی ظهوری، جواد تقدسی، داریوش اسد زاده، غلامحسین بهمنیار، منصور سپهرنیا، عزت الله وثوق، جمشید مهرداد، علی تابش و علی میری استفاده می کرد، خودتان حدس بزنید چه سینمای پر محتوی و خنده و نشاط می توانستیم داشته باشیم. اما متاسفم که دست اندر کاران سینمای ایران با تمام مجموعه شرکت های فیلم سازی و تهییه کنندگان فیلم و سریال به مرض گریه، مراسم های غمگین عزاداری، استرس و بیماری های عصبی در فیلم ها دچار شده اند و به جای اینکه جامعه جوان را به سمت شادی و امید به زندگی داشتن ببرد به سوی نابودی از قبیل جرم و جنایت و اعتیاد می برند.

دوره سوم زندگی میری از انقلاب 57 به بعد شروع می شود، در جامعه ای که قدر هنرمند را نمی دانند و هنرمند هر روز وجودش چون شمع می سوزد تا دیگران او را درک کنند و اگر نکردند هنرمند مجبور می شود جلای وطن کند. بلایی که مسئولین هنر بر سر تمامی هنرمندان آوردند و وطن را ترک کردند. متاسفانه آقای میری هم از این موضوع استثناء نبود تا اینکه شبکه های تلویزیونی ماهواره ای سری به سرزمین ایران کشید و با رونق شدن اقتصاد ورشکسته دبی که از قبال مردم ایران پرورش یافته است، میری چون عشق به هنر داشت در لوس آنجلس دوباره به کارهای هنری تبلیغاتی و گاهی وقت ها تئاتری با مرتضی عقیلی و شهناز تهرانی بازی می کرد.

امروزه به علت فشار های اقتصادی آقای میری با وجود اینکه شاید راضی نباشند در فیلم تبلیغاتی املاک نیلی در دبی اجرای نقش می کند، آیا سزاوار است هنرمند یا هنرمندانی از سرزمین پارسیان مانند میری و مرتضی عقیلی که اینقدر کارنامه هنریشان پر بار و درخشان بوده است در سرانه پیری تبلیغاتچی شوند.

میری و امثال میری بدون گناهی که مرتکب شوند و بدون اینکه تصمیم گیرندگان اصلی کشور در سال 57 در مورد هنرمندان تصمیمی بگیرند مورد غضب قرار گرفته اند که حسادت چشمانشان را کور کرده بود و آنان را در غربت رها کردند. امروزه میری وقتی تنهاست فقط با یاد تماشاگرانی که با فیلمهایش می خندیدند خوشحال و اشکی از دور به یاد وطنش و مردمان مهربان و صمیمی اش از گونه هایش می چکد.

و در پایان باید گفت ای جوانان امروز هیچ وقت هنرمندان قبل از انقلاب را فراموش نکنید که گنجینه گرانبهایی می باشند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 13 Feb 2008 و ساعت 2:5 |
 

 

(فروزان) در سال 1316 متولد شد. از سال 1341 با دوبله و گويندگي در نقش هاي دوم و سوم فعاليت خود را آغاز كرد و تا سال 1344 ادامه داد. از سال 1342 با بازي در فيلم هاي «ساحل انتظار» به كارگرداني سيامك ياسمي به عنوان بازيگر شروع به كار كرد و تا سال 1356 در سينما فعال بود. او در 58 فيلم بازي كرد و به عنوان نماد و نماينده «فيلمفارسي» و هويت زن در اين نوع فيلم ها شناخته شد.

 

فروزان در كارنامه مفصل بازيگري خود فقط يك فيلم با يك كارگردان موسوم به موج نو دارد: «دايره مينا» با داريوش مهرجويي (1354). اكثر فيلم هاي او آثار شاخص فيلمفارسي هستند؛ فيلم هايي مثل «انسان ها» (مهدي ميثاقيه،1343)، «گنج قارون» (سيامك ياسمي، 1344)، «شمسي پهلوون» (سيامك ياسمي، 1345)، «غروب بت پرستان» (اسماعيل كوشان، 1347)، «سرگذشت چهار درويش» (امين اميني، 1347)، «بهشت دور نيست» (اسماعيل رياحي، 1348)، «مالك دورزخ» (امير شروان، 1348)، «رام كردن مرد وحشي» (كمال دانش، 1349)، «حيدر» (فريدون ژورك،1350)، «ساحره» (كامران قدكچيان، 1351)، «ناخدا» (امير شروان، 1352)، «خداحافظ كوچولو» (رضا عقيلي، 1354) و «پشت و خنجر» (ايرج قادري، 1356) و تعداد اندكي فيلم متعلق به فيلم سازان موج سوم: «رقاصه شهر» (شاپور قريب، 1349)، «بابا شمل» (علي حاتمي، 1350)، «بدنام» (شاپور قريب، 1350)، «قلندر» (علي حاتمي، 1350) و «دشنه» (فريدون گله، 1351). فروزان همانقدر كه در سال هاي دهه 1340 در سينما فعال بود و عمده فيلم هايش را در فاصله سالهاي 1342 تا 1352 بازي كرد از 1353 به بعد فعاليت چنداني نداشت و فقط در دو سه فيلم به ايفاي نقش پرداخت. درباره او اين را هم بايد اضافه كرد كه در سال 1348 در نخستين جشنواره سپاس برنده جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن براي فيلم «تنگه اژدها» (سيامك ياسمي، 1347) شد.

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 4 Jan 2008 و ساعت 2:51 |


Powered By
BLOGFA.COM