تبليغاتX
کهن ديار Iran-Iran

بر مي گردم ، صدايم را بردارم
بر مي گردم ، دستهايم را بردارم
بر مي گردم ، بر مي گردم ، بر مي گردم
بگذاريد ، بر گردم
بر مي گردم ، خواهرم را ببويم
بر مي گردم ، ايوان ام را بشويم
بر مي گردم ، بر مي گردم ، بر مي گردم
بگذاريد ، بر گردم
ته چمدانم پر از شمعِ روشن
رخت و برگِ سوخته ، گذرنامه من
لبِ آستينِ من خيس از بغض رامسر
تخت كفشِ من پر از گلهاي پرپر
بر مي گردم ، بر مي گردم ، بر مي گردم
بگذاريد ، بر گردم
بر مي گردم ، ديروزم را بردارم
بر مي گردم ، هنوزم را بردارم
بي سايه ام ، درختِ بي زمين ام
بر مي گردم ، ميوه ام را ببينم
بر مي گردم ، بر مي گردم ، بر مي گردم
بگذاريد ، بر گردم
بگذاريد ، بر گردم...

+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 2 Aug 2008 و ساعت 7:15 |

کهن دیارا ، دیار یارا ! دل از تو کندم ، ولی ندانم
که گر گریزم ، کجا گریزم ، وگر بمانم ، کجا بمانم
نه پای رفتن ، نه تاب ماندن ، چگونه گویم ، درخت خشکم
 عجب نباشد ، اگر تبرزن ، طمع ببندد در استخوانم
 درین جهنم ، گل بهشتی ، چگونه روید ، چگونه بوید ؟
 من ای بهاران ! از ابر نیسان چه بهره گیرم که خود خزانم
به حکم یزدان ، شکوه پیری ، مرا نشاید ، مرا نزیبد
چرا که پنهان ، به حرف شیطان ، سپرده ام دل که نوجوانم
صدای حق را ، سکوت باطل ، در آن دل شب ، چنان فرو کشت
که تا قیامت ، درین مصیبت ، گلو فشارد ، غم نهانم
کبوتران را ، به گاه رفتن ، سر نشستن ، به بام من نیست
که تا پیامی ، به خط جانان ، ز پای آنان ، فروستانم
سفینه ی دل ، نشسته در گل ، چراغ ساحل ، نمی درخشد
درین سیاهی ، سپیده ای کو ؟ که چشم حسرت ، در او نشانم
 الا خدایا ، گره گشایا ! یه چاره جویی ، مرا مدد کن
 بود که بر خود ، دری گشایم ، غم درون را برون کشانم
 چنان سراپا ، شب سیه را ، به چنگ و دندان ، در آورم پوست
که صبح عریان ، به خون نشیند ، بر آستانم ، در آسمانم
کهن دیارا ، دیار یارا ، به عزم رفتن ، دل از تو کندم
ولی جز اینجا وطن گزیدن ، نمی توانم ، نمی توانم

+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 19 Jul 2008 و ساعت 1:55 |
 

به اتکای اکتشفات علوم اجتماعی می توان گفت که شعر و موسیقی و رقص، و نیز پیکر نگاری و پیکر تراشی و دیگر فعالیت هایی که امروز مدلول لفظ هنر است، از نخستین جلوه های حیات انسانی است.انسان که از آغاز همچنان که ابزار و سلاح می ساخت و خوراک و پناهگاه می جست، به کارهای هنری دست می زد، پایکوبی و دست افشانی می کرد، ترانه می خواند و پیکر می ساخت. امروز عموم محققان موسیقی گواهی می کنند که اولاً موسیقی با آواز آغاز شد و آواز از تکامل " فریاد کار " و " صدای ابزار " فراهم آمد، ثانیاً ابزارهای کار زمینه و مسطوره ابزارهای موسیقی بودند.در ادبیات قدیم همه اقوام قصه های فراوانی در باره تسخیر حیوانات به وسیله موسیقی، مذکور است. داستان تأثیر موسیقی در انسان سراسر تاریخ موسیقی قدیم و جدید را در نوردیده است و بسیارند کسانی که از نواختن یا شنیدن موسیقی از خود بیخود می شدند.

قاصدک (شجریان)
داروک (شجریان)
بهاردلکش (شجریان پایور)
تو ای پری کجایی (قوامی)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 20 Jun 2008 و ساعت 15:25 |

شوریده آخرین آلبوم پریسا هنرمندنام آشنای کشور ماست. ترانه های این آلبوم، که در خارج از کشور اجرا شده، جایزه گراند پری چارلز کراس 2003 را بدست اورده است. در آلبوم شوریده، که در دو سی دی عرضه شده،  تصنیف های ناگزیر، نوای چنگ، راز پنهان، مهرگیاه، چشم تو، سحرآفرین و چندین قطعه آواز و موسیقی دیگر را با صدای پریسا و همراهی گروه "دستان" می شنوید. گروه موسیقی دستان را حمید متبسم در سال 1991 پایه گذاری کرده است. سعید فرجی پور، حسین بهروزی نیا، بهنام سامانی و پژمان حدادی در دستان می نوازند. تصنیف "مهر گیاه" از  این آلبوم را می توانید در اینجا بشنوید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 9 Jun 2008 و ساعت 1:20 |
 

داونلود کنید:

فرش چمن : ویگن

بهار اومد :الهه

شکوفه ها : ویگن

چهار شنبه سوری : شهره

دونه ی انارم : گلوریا روحانی

گل اومد بهار اومد : پوران

گروه کُر دختران 12


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 21 May 2008 و ساعت 19:57 |
 music


در مغز انسان مرکزى براى دریافت موسیقى وجود دارد که درست در پشت پیشانى قرار دارد، و این همان نقطه‌اى است که وظیفه یادگیرى و ابراز احساسات انسان را نیز بر عهده دارد. به همین دلیل بین موسیقى ، یادگیرى ، کنترل و ابراز احساسات رابطه مستقیمى وجود دارد. دانشمندان در یافته‌اند که افراد در موارد مختلف واکنشهاى متفاوتى به یک موسیقى مشابه نشان می‌دهند، زیرا شرایط احساسى گوناگون انسانها در زمانهاى متفاوت باشد. اما آیا تنها شرایط احساسى ماست که باعث شفابخشى یا بیمارى زایى موسیقى در وجود ما می‌شود؟
یا این مسأله به ذات موسیقى و نوع آن نیز بر می‌گردد؟ اولین مطلبى که باید بدانیم این است که اصلا چه اتفاقى می‌افتد که یک موسیقى در ذهن ما جاى می‌گیرد؟ آیا موسیقی مفید است؟
دانشمندان بر این باورند که علت تکرار شدن ناخودآگاه برخى قطعات موسیقى در ذهن انسان به ناحیهاى در قشر جلویى مغز باز می‌گردد. این ناحیه از مغز مسئول یادآورى قطعات موسیقى است که فرد در گذشته شنیده و با ناحیه گیجگاهى در ارتباط است. ناحیه گیجگاهى نیز خود وظیفه پردازش صداهاى اولیه و ساده ، استدلال و همچنین یادآورى خاطرات را بر عهده دارد.

باید بدانیم که چه نوع موسیقى در مغز ما ایجاد آرامش و در جسم ما نوید درمان می‌دهد و چه نوع موسیقى منجر به استرس و در نتیجه بیمارى می‌گردد. از طریق موسیقى می‌توان مصونیت انسانها را در برابر بیماریها تقویت کرد، دردها را کاهش داد و از بروز حوادث جلوگیرى به عمل آورد. تحقیقات نشان می‌دهد که باید به انواع موسیقى در درمان بیماریها توجه شود.

موسیقى شرقى و درمان کوفتگى
بر اساس شواهد تجربى برخى از ملودیهاى قدیمى مشرق زمین براى از بین بردن سردردها و کوفتگى بدن موثر است. و به گفتهای حدود 800 سال پس از میلاد مسیح ، در برخى از مراکز درمانى مشرق زمین ، از موسیقى براى درمان دردها استفاده می‌شده است.

کاهش خطر آلزایمر با موسیقى
دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند مطالعه ، نواختن موسیقى و انجام بازیهایى مثل شطرنج با کاهش خطر ابتلا به آلزایمر در افراد مسن مؤثر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 1 Apr 2008 و ساعت 22:34 |

اسفنديارمنفرد زاده از سال 1335 فعاليت خود را به عنوان آهنگساز در «راديو ايران» آغاز كرد، ‌و تا هشت سال بعد ادامه داد. قبل از آن براي مدت كوتاهي در راديو «نيرو هوايي» و تئاترهاي لاله زار عود مي زد. او هم زمان با تنظيم اپراي تخت جمشيد (1346) و فتح بابل (1347) آهنگ فيلم هاي هنگامه (1347) و جهنم سفيد (1347) هر دو به كارگرداني ساموئل خاچيكيان، را ساخت. آهنگ ترانه هاي فيلم هاي شكوه قهرمان (محمدزرين دست، 1348)، حسن كچل (علي حاتمي، 1349) دور دنيا با جيب خالي (خسرو پرويزي، 1349)، ارادتمند شما عزراييل (منوچهر قاسمي، 1349) و كوچه مردها (سعيد مطلبي1349) نيز از ساخته هاي اوست. اين آهنگ با صداي رامش، هاروت، مهستي و عهديه اجرا شد. منفرد زاده به پشتوانة دوستي ديرينه اي كه با مسعود كيميايي داشت نخستين موسيقي متن خود را براي فيلم بيگانه بيا (1347) نوشت و با هم كاري اركستر سمفونيك دانش گاه اجرا كرد، كه مثل خود فيلم اثر شاخصي از كار در نيامد. موسيقي متن نعرة طوفان (ساموئل خاچيكيان،‌1348) نيز در روال فيلم هاي فارسي بود و هم زمان با خود فيلم فراموش شد؛ اما موسيقي قيصر (مسعود كيميايي 1348) نام منفرد زاده را بر سر زبان ها انداخت و هزاران صفحة 45 دور از موسيقي متن فيلم تكثير شد و به فروش رفت. موسيقي رقاصة شهر (شاپور قريب، 1349) در پي موفقيت قيصر، در همان روال ساخته شد. منفرد زاده در رضا موتوري (1349)، فيلم بعدي كيميايي، دست به ابتكار تازه تري زد و از ترانه اي با صداي فرهاد در عنوان بندي فيلم استفاده كرد، كه تا پيش از اين در سينماي ايران رواج نداشت. خود منفرد زاده كمي بعدتر در فيلم هاي خداحافظ رفيق (1350) و تنگنا (1352)‌ از ساخته هاي امير نادري، به تكرار همين بدعت پرداخت وآهنگ سازان بسياري از او تأسي جستند. ملودي گوش نواز فيلم طوقي (علي حاتمي 1349) نيز، كه با سنتور نواخته مي شود، از آثار شنيدني منفرد زاده است. منفرد زاده همان قدر كه در تصينف موسيقي داش آكل (مسعود كيميايي، 1350)، كه با اركستر متشكل از چهل نوازنده اجرا شد، و تپلي (رضا ميرلوحي، 1351) موفق عمل كرده كارش در تنظيم و اجراي موسيقي بلوچ (مسعود كيميايي، 1352) خام دستانه است. در ميان آثار بعدي منفرد زاده موسيقي هاي نفرين (ناصر تقوايي، 1352) و غزل (مسعود كيميايي، 1355) نيز شاخص اند. او همچنين براي تعدادي از فيلم هاي كوتاه «كانون پرورش» موسيقي متن نوشته است: پسر و ساز و پرنده (1350)، رهايي (1350)، قصة درخت هلو (1350) سر شرقي و هفت تيرهاي چوبي (1354). منفرد زاده كارگردان دو فيلم كوتاه هرگز (1352) و بهارك (1355) براي «كانون بود كه موسيقي هر دو فيلم نيز از ساخته هاي خود او است». منفرد زاده در دورة اقامتش در خارج از كشور موسيقي متن ميهمانان هتل آستوريا (رضا علامه زاده،‌ 1367) و چهرة دشمن (حسن ايلداري، 1368) را ساخت.

+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 2 Jan 2008 و ساعت 21:28 |


Powered By
BLOGFA.COM