تبليغاتX
کهن ديار Iran-Iran

تحقيقات اخير دانشمندان مشخص كرده است كه اين موضوع مي‌تواند بر قدرت يادگيري كودكان تاثير بگذارد و شانس موقعيت تحصيلي آنها را كاهش دهد.
 به نظر شما چگونه مي‌توان كودكان را تشويق كرد تا در ديدن برنامه‌هاي تلويزيوني تعادل را رعايت كنند؟
تاكنون وقتي صحبت از تماشاي تلويزيون مي‌شد، هميشه رواج خشونت يا چاقي مدنظر قرار مي‌گرفت اما اين بار دانشمندان آمريكايي و زلاندنويي به تاثير آن روي ضريب هوشي كودكان توجه كرده‌اند.
جالب است بدانيد ضريب هوشي كودكان شش يا هفت ساله به ميزان تلويزيون ديدن آنها در سن سه سالگي و حتي قبل از آن بستگي دارد. اگر قبل از سه سالگي، كودكان بيش از دو ساعت تلويزيون ببينند، در شش يا هفت سالگي نسبت به ديگر كودكان دچار مشكلات بيشتري در خواندن، فهم و به يادسپاري مطالب خواهند بود.
بعد از سه سالگي كودكاني كه بيش از سه ساعت تلويزيون مي‌بينند در دوران مدرسه تنها دچار مشكلاتي در خواندن مي‌شوند. دانشمندان توصيه مي‌كنند، اجازه ندهيد فرزندانتان قبل از دو سالگي تلويزيون تماشا كنند و پس از اين سنين نيز تا حد ممكن ميزان تماشاي آن را كاهش دهيد.
اما در مورد تماشاي تلويزيون در سنين بالاتر، جالب است بدانيد طبق آماري كه دانشمندان زلاندنويي ارائه داده‌اند، اين است كه اكثر كودكاني كه بين 5 تا 11 سالگي خود را وقف تماشاي تلويزيون مي‌كنند، هرگز تحصيلات دانشگاهي خود را به پايان نمي‌رسانند و تماشاي تلويزيون در سنين 13 تا 15 ساله نيز سبب مي‌شود فرد مقطع متوسطه را بدون گرفتن ديپلم ترك كند.. علت اين امر نيز كاملا روشن است، ديدن تلويزيون سبب مي‌شود نوجوان بيشتر به دنبال يك هويت مستقل و كار باشد تا درس خواندن!
 چه بايد بكنيم؟
بهترين كار اين است كه هرگز در اتاق فرزندتان تلويزيون نگذاريد. طبق تحقيقات دانشمندان آمريكايي، كودكاني كه در اتاقشان تلويزيون دارند ضريب هوشي پايين‌تر و مشكلات جدي در خواندن و فهم رياضي دارند. البته هيچ نيازي نيست بيش از اندازه كودكان را از تلويزيون منع كنيد.
برخي برنامه‌ها، سبب بالا رفتن تخيل و فهم كودكان مي‌شوند. ولي ديگر فعاليت‌ها همچون فعاليت‌هاي فيزيكي، گردش، خواندن كتب و بازي بر ديدن تلويزيون ارجحيت دارند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 4 Aug 2008 و ساعت 21:51 |
 


1-لوس كردن فرزند: همه والدين فرزندان خود را دوست دارند و تمام آنچه دارند و ندارند را براي فرزند خود طالب هستند، كه به هر حال هزينه بر است. پدر و مادر هاي زيادي هستند كه با اين محبت افراطي باعث لوس شدن فرزند شده و تازه بچه ها با داشتن اين همه چيز خوشحال به نظر نمي رسند. اين باعث مي شود كه بچه ها هرگز راضي به نظر نرسند و مرتبا تقاضاي بيشتري كنند .

2- تربيت نامناسب: زماني كه شما اينقدر تنبلي به خرج مي دهيد كه فرزندان خود را به طور صحيح تربيت كنيد ، در نتيجه اين وظيفه خطير را به عهده اطرافيان فرزندتان قرار مي دهيد. هرگز به فرزند خود اجازه ندهيد كه در خانه طوري رفتار كند كه انگار به سياره شيطنت و بازيگوشي پا گذاشته است.زيرا همين رفتار را در خانه ديگر هم خواهد داشت و اين اصلا خوشايند نيست .در حاليكه بايد در خانه ديگران مو دب تر و بهتر از منزل باشند.اگر شما نتوانيد آنها را به طور صحيح تربيت كنيد ديگران اقدام مي كنند.
3- عدم مشاركت در مدرسه فرزندان: بعد از خانه ، مدرسه محلي است كه بچه ها در آن بيشترين ساعت را حضور دارند و بنابر اين معلمان و همسن و سالان نقش مهمي در زندگي آنها دارند. بنابراين تعجب انگيز است كه شما رغبت به اين محل نداريد و سعي مي كنيد از مدرسه فرزندتان فاصله بگيريد و خود را درگير مسائل مربوط به آنها نكنيد.مهم نيست كه كداميك از – پدر يا مادر- در مدرسه حضور داشته باشند، مهم حضور يكي از شما است. شما حتي بايد از طريق ايميل با معلم فرزندتان د رتماس باشيد. اين نشان دهنده حساسيت شما بر روي تربيت و رشد فرزندتان است و معلم را ملزم به دقت و هوشياري بيشتري نسبت به تربيت فرزندتان مي كند.
4- عدم اعتدال در تشويق فرزندان: زمانيكه فرزند خود را تشويق مي كنيم ، باعث افزايش عزت نفس آنها مي شويم ، اما بايد مراقب بود كه در اين مورد حد اعتدال را رعايت كنيم. اجازه بدهيد كه تشويق در وقت مناسب و تنها زماني كه كار فرزندتان واقعا لايق تشويق است اين كار انجام شود. اگر به طور غلوناكي آنها را به خاطر كار معمولي كه انجام داده اند تشويق و  قدرداني كنيد باعث مي شود كه آنها نسبت به ارزش واقعي دست آورد خود دچار انحراف فكري شوند .
5- عدم اعطاي مسئوليت به فرزندان : فرزند شما نبايد به خاطر انجام كارهاي عادي و روتين چيزي دريافت كنند. چون آنها عضوي از خانه هستند ، نه مهمان حاضر در هتل. هركس كه در خانه زندگي مي كند موظف به انجام امور مربوط به خانه است، از شستن ظرفها گرفته تا گردگيري و ......
دادن پول اضافي روش  فوق العاده اي براي تشويق است اما در عوض انجام كارهاي فوق العاده نه كارهايي كه وظيفه روتين هر عضو خانواده است.بچه بايد بخشي از مسئوليت زندگي مشترك  با خانواده را به دوش بگيرند. آنها برده شما نيستند اما مطمئنا در تعطيلات و مرخصي دائم هم به سر نمي برند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 17 Jul 2008 و ساعت 18:42 |

جامعه ایران سالهاست که بیمار است، می خواهید بگوئید کدام جامعه بیمار نیست؟ حق با شماست، اما من با بیماریهای ایرانیان بیشتر آشنا هستم، بنا براین به بیماری های ملی و تاریخی سرزمین ایران فکر می کنم. این بیماری ها هم در جامعه ایران وجود دارد، هم در حکومت ایران، هم در میان سیاستمداران مخالف حکومت و هم در میان روشنفکران ایرانی. می خواهید بدانید که ایرانی ها چه بیماری هایی دارند، من به چند بیماری ساده آنها اشاره میکنیم.

- بسیاری از ایرانی ها می دانند که دو ضربدر دو می شود چهار ولی از این موضوع خیلی ناراحتند و بسیار تلاش می کنند تا شاید به نتیجه جدیدی از حاصل ضرب دو در دو برسند.

- ایرانی ها دچار آلزایمر مربوط به زمان نزدیک و تمرکز حواس شدید در مورد زمان دور هستند، مثلا یادشان است که 2500 سال پیش چه چیزهایی به دست آوردند، اما یادشان نیست دو سال پیش چه چیزهایی را از دست دادند.

- ایرانی ها تمایل عجیبی به از بین بردن رهبران کشورشان دارند، حتی اگر آنها را خودشان روی کار آورده باشند، البته نکته مهم این است که به همین دلیل حتی رئیس جمهور هم در ایران احساس می کند رهبر اپوزیسیون است، چون اگر همسر و فرزند رئیس جمهور بفهمند که او با حکومت همکاری دارد از دست او ناراحت می شوند.

- ایرانی ها هرگز از چیزی طرفداری نمی کنند مگر اینکه چنان عاشق آن باشند که حاضر شوند بخاطر آن بمیرند و هر گز با چیزی مخالفت نمی کنند، مگر اینکه حاضر شوند بخاطر آن به قتل برسند، به همین دلیل معمولا پشت هر پرونده سیاسی در ایران یک پرونده قتل هم وجود دارد.

- ایرانیان به قهرمان علاقه زیادی دارند، به همین دلیل هر سیاستمداری را به سرعت تبدیل به یک قهرمان می کنند و بعد او را تنها می گذارند.

- ایرانیان کمی حسودند، به همین دلیل معمولا نمی توانند با هم کار کنند، مطمئنا هیچ نقشه تروریستی در دنیا وجود ندارد که یک تشکیلات منظم ایرانی آنرا انجام داده باشد، اولا به این دلیل که ایرانی ها نظم تشکیلاتی ندارند و ثانیا به این خاطر که دو نفر ایرانی نمی توانند با هم همکاری کنند.

- ایرانی ها در صد سال اخیر دچار نوعی شیزوفرنیای فرهنگی و سیاسی شده اند، قلب  ایرانیان شرقی   و سنتی و احساساتی است، اما عقل شان غربی و لائیک و مدرن و عاقل است، به همین دلیل همیشه همه کارها در ایران نصفه و نیمه انجام می شود، وقتی عقلشان کاری را شروع می کند، قلب شان با آن مخالفت می کند و وقتی قلب شان می خواهد رفتاری عاشقانه و احساساتی انجام دهد عقل شان جلوی او را می گیرد.

-  ایرانیان کمی هم دچار پارانویا هستند، این مشکل در میان حکومت ها بیشتر هم بوده است، معمولا یک ایرانی وقتی دشمن داشته باشد راحت تر زندگی می کند، و تقریبا همه ایرانیان احساس می کنند تحت تعقیب هستند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 23 Jun 2008 و ساعت 22:7 |
 

اضطراب و تشويش ممكن است براي هريك از افراد در هر زمان و مكاني رخ دهد اما خيلي از كاهش دهنده هاي استرس و اضطراب وجود دارند كه تنظيمات سيستم عصبي ما را انجام مي دهند در آن صورت و مي توانيم نگاهي كنيم به اينكه چگونه اضطراب در ما ايجاد شد و اينكه چطوري مي توانيم از روشهاي درماني براي آرام كردن سيستم عصبي خود و كاهش اضطراب استفاده كنيم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 21 May 2008 و ساعت 20:18 |

متخصصان عقيده دارند نامه الكترونيك يا "ايميل" يكي از آزاردهنده‌ترين عوامل فشار رواني در دوران كنوني است.   در انگليس در هر دقيقه دو ميليون ايميل يعني چيزي در حدود ‪ ۳‬ميليارد ايميل در روز فرستاده مي‌شود. اين تعداد كه هزينه و انرژي زيادي از افراد مي‌گيرد نشانگر آن است كه يك سوم كاركنان اداري در انگليس از حجم زياد ايميل دچار فشار روحي مي‌شوند و هزينه مادي رسيدگي به آنها نيز فراتر از ميليونها دلار است. شركت‌هاي زيادي مجبور شده‌اند كه از كاركنان خود در مقابل بمباران ايميل‌ها محافظت كنند. برخي از اين شركت‌ها "مشاوران ايميل" استخدام كرده‌اند و برخي يك روز در هفته را "روز بدون ايميل" درنظر گرفته‌اند. شايد در سال ‪ ۱۹۷۱‬كه نخستين ايميل ارسال شد مخترع آن نمي‌توانست تصور كند اين وسيله تا اين حد وارد زندگي شخصی و  روزانه انسانها شود و با تغيير نحوه ارتباط، نوع كار كردن را نيز تغيير دهد. البته ايميل مشكلات خودش را نيز دارد و اگر خطايي در آن وجود داشته باشد در كمتر از ‪ ۸۰‬ثانيه به هر نقطه از دنيا مي‌رسد و مي‌تواند دردسر ساز شود. برآوردها نشان مي‌دهد هر نفر سالانه حدود ‪ ۵۲‬ساعت صرف دور ريختن ايميل‌هاي ناخواسته و مزاحم مي‌كند و به همين دليل شايد بزرگترين معضل، ايميل باشد. حضور ‪ ۲۴‬ساعته ايميل‌ها باعث تشويش و اضطراب مي‌شود و به همين دليل متخصصان، ايميل را يكي از آزاردهنده‌ترين عوامل فشار رواني در دوران كنوني ارزيابي مي‌كنند. با اين حال آنها بر اين باورند كه با استفاده از تمهيدات مختلف مي‌توان زيان‌هاي ايميل را به حد قابل توجهي كاهش داد. تمهيداتي چون نصب نرم‌افزارهاي ضد ايميل‌هاي ناخواسته و مزاحم، انتخاب هدفمند دريافت‌كنندگان ايميل، پرهيز از ارسال ايميل‌هاي جعلي و دقت حضور در متن ايميل شايد بتوانند تا حدودي آرامش را به ما بازگرداند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 20 May 2008 و ساعت 3:7 |
 

پارانويا، بيماري توهم
 
 
پارانويا، در تعريف عام آن، حالتي است كه شخص در آن با اهميت فوق العاده و خارج از اندازه اي كه به سلامت جاني و مالي خود ميدهد، خود را شكنجه ميدهند. اين گونه از افراد مدام در اين فكر هستند كه عواملي انساني، طبيعي يا ماورا طبيعي خودشان، دارايي و افراد خانواده شان را تهديد ميكنند و همه، در فكر توطئه چيني بر ضد آنها هستند. اميل كريپلين (Emil Kraepelin 1929-1856) روانشناس آلماني، در تلاش اوليه خود براي دسته بندي بيماريهاي رواني، از اصطلاح پارانوياي مطلق براي شرح حالت رواني اي استفاده كرد كه توهم، جزء اصلي آن باشد اما اين توهم هيچ صدمه و زوال آشكاري به سلامت عقل شخص وارد نكند و نشانه بيماريهاي ديگري چون جنون زودرس (يا dementia praecox) ، كه اصطلاح قديمي بيماري شيزوفرني است، در آن نباشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 20 May 2008 و ساعت 0:1 |
 

فشارهاي رواني در محل كار
معمولا ديدگاه عمومي درباره فشارهاي رواني ناشي از كار يا محل كار، چنين است:
باورهاي غلطي كه درباره تنشهاي عصبي يا استرس وجود دارد اغلب مي تواند حتي شرايط كاري را بدتر كند.
• دوستم سركار خيلي عصبي و تحت فشاره، البته اين روزها چنين حالتي طبيعيه!"
• در حقيقت، اگر اين دوست عصبي نباشد، ممكن است چنين برداشت شود كه وجود او براي شركت چندان حياتي نيست.
• راه حل اين است كه بگذاريم او تا زماني كه حالش بهتر شود مسئوليت كمتري بر عهده داشته و ساعات كمتري كار كند.
• يا اينكه بگذاريم او براي مدتي بيشتر كار كند تا ديگر احساس نكند از كار عقب افتاده و دچار فشار عصبي شود.
• يا اينكه او را به يك كلاس روان درماني بفرستيم تا چيزهايي درباره وضعيت عصبي خود بياموزد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 19 May 2008 و ساعت 23:57 |
  

امروزه دسترسي كودكان به اينترنت علاوه بر جنبه هاي آموزشي مشكلاتي را نظير تقلب به هنگام امتحانات اينترنتي نيز به وجود آورده است. به گفته يك مشاور دولتي راه حلهاي تكنولوزيكي به تنهايي نمي تواند مانع استفاده كودكان از تقلب هاي اينترنتي در امور درسي آنها شود. پروفسور جين آندروود (Jean Underwood) از دانشگاه ترنت ناتينگهام (Nottingham Trent) ميگويد : "دادن آموزش صحيح استفاده از اينترنت به كودكان به عهده مربيان و والدين مي باشد." دولت درراستاي حل اين مشكل از پروفسور جين آندروود خواسته است مشاوره اي ارايه دهد ودر مورد امتحانات اينترنتي GCSE تجديد نظر شود. (General Certificate of Secondary Education) اين تصميم بعد از گزارش يك منبع موثق در مورد برداشت مقالات غير قابل كنترل از اينترنت است اتخاذ شده است.

جستجوهاي اينترنتي
پروفسورآندروود كه متخصص در امور فشرده سازي تكنولوزيهاي جديد آموزشي است مي گويد : "هرچه سوالهاي مطرح شده در امتحان خلاقانه تر و غيرتكراري باشد امكان تقلب كاهش مي يابد. توانايي استفاده از اينترنت امكان بسيار مفيدي در زمينه آموزش مي باشد ولي نسل جديدي از دزديهاي ادبي را نيز به دنبال خود خلق مي كند. " در اين راستا نگرانيهاي دولت جدي است و از فوريه سال آينده محدوديتهايي اعمال خواهد شد.

راه حلهاي تكنيكي
مشاوران و مقامات برگزار كننده امتحانات مدارس مي گويند در مورد ايجاد نرم افزار يابنده دزديهاي ادبي (Plaguarism Detection Software) در حال كار با شركتهاي خدمات مشاوره اي مانند Plagarism Advisory Service هستند. اما پروفسور آندروود معتقد است قرار دادن محدوديت هاي دسترسي يا فروشي كردن مقالات نمي تواند مانع دسترسي غيرمجاز افراد شود و هكرها مي توانند به راحتي به آنها دست يابند و بايد به دنبال راه حلهاي تكنيكي سطح بالا بود.

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 19 May 2008 و ساعت 23:16 |

دو برابر شدن قتل هاي خانوادگي در ایران

زناني كه توسط شوهران شان به قتل رسيده اند بيشترين موارد مقتولان خانوادگي، يعني 27 درصد كل مقتولان خانوادگي را تشكيل مي دهند و شوهراني كه توسط همسر خود به قتل رسيده اند 22 درصد كل مقتولان را تشكيل مي دهند.39 درصد از مردان مقتول توسط زن و معشوق زن كشته شده اند. در مجموع حدود 50 درصد از قتل هاي خانوادگي مربوط به قتل زن و شوهر است كه اگر قتل زن صيغه يي را هم به حساب آوريم در واقع 53 درصد قتل هاي خانوادگي مربوط به زن و شوهر است. 15 درصد مربوط به فرزندكشي است. كشتن خواهر و برادر 12 درصد و قتل پدر و مادر هم 11 درصد است. در مجموع تعداد بررسي شده، 38 كودك به قتل رسيده اند كه بيش از نيمي از آنها توسط پدر به قتل رسيده اند. هفت كودك توسط مادر و بقيه توسط ناپدري و نامادري. يعني 29 كودك توسط مردان به قتل رسيده اند. با وجود اينكه زن ها مدت زمان بيشتري را با كودك مي گذرانند و انتظار مي رود خشونت بيشتري داشته باشند، اما اين موضوع عكس است.البته در پژوهشي كه سال 67 براساس نمونه گيري در مراكز استان ها انجام شده قتل هاي خانوادگي 7/15 درصد قتل ها را شامل شده است.يعني در طول دو دهه قتل هاي خانوادگي 5/2 برابر افزايش داشته است. از نظر منطقه قتل 3/59 درصد قتل هاي غيرخانوادگي در شهر تهران و حومه تهران رخ داده است و 40 درصد آنها در دیگرشهر ها.5/56 درصد قتل هاي خانوادگي هم در شهر تهران و 43 درصد در شهرهاي ديگر بوده كه ظاهراً تفاوتي از نظر منطقه قتل بين قتل هاي خانوادگي و غيرخانوادگي وجود ندارد.از نظر سال وقوع قتل، قتل هاي خانوادگي در سال هاي 85 و 86 از 5/41 درصد سال هاي قبل به7/51 درصد رسيده است. در حالي كه در همين فاصله قتل هاي غيرخانوادگي ده درصد كاهش پيدا كرده است. در مورد مشخصات فردي قاتل هم در 8/17 درصد قتل هاي خانوادگي جنسيت قاتل زن است. اگر قتل هايي را هم كه زن به كمك يك مرد مرتكب قتل شده است اضافه كنيم حدود 30 درصد قاتل هاي خانوادگي را زنان تشكيل مي دهند كه اين ميزان در مورد قتل هاي غيرخانوادگي 6/9 درصد است. در مورد جنسيت مقتول هم آمارها نشان مي دهد زن ها در خانواده بيشتر به قتل مي رسند تا خارج از خانواده.افزايش قتل هاي خانوادگي، نمادي از افزايش بحران در خانواده هاي ايراني است. افزايش قتل هاي خانوادگي، در سال هاي اخير به اندازه يي بوده است كه مي توان اين موضوع را به عنوان يك معضل اجتماعي به حساب آورد. آنچه كه افزايش قتل هاي خانوادگي را شگفت انگيز مي كند، ماهيت و كاركرد خانواده در جامعه است كه به نظر مي رسد با قتل كه شديدترين نوع خشونت است با ماهيت خانواده در تضاد باشد. خانواده يي كه افراد در ابتدا، به صورت داوطلبانه آن را تشكيل مي دهند و در ذهن همه آنها خانواده جايي امن براي حفظ اعضا و برآوردن نيازهاي زيستي آنها است، وقتي تبديل به صحنه قتل و خشونت مي شود، ذهن را به اين سمت مي كشاند كه خانواده جديد، در اجراي كاركردهاي خود، دچار ضعف شده است، به طوري كه ديگر قادر نيست نيازهاي زيستي و حياتي اعضا را به نحو مطلوبي تامين كند. اين تامين نشدن نيازهاي حياتي براي اعضاي خانواده، منجر به تنش و در نهايت قتل مي شود.

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 19 May 2008 و ساعت 22:31 |

نظریه شکاف دانایی (knowledge gap) یکی از نظریات حوزه ارتباطات و رسانه است. این نظریه اولین بار در سال1970 توسط «تیکنور»، «دونوهو» و «اولین» ابداع شد. فرضیه اصلی آنها این بود که:«به هنگام افزایش انتشار اطلاعات توسط رسانه‌های ارتباط جمعی در یک نظام اجتماعی بخش هایی از جمعیت که پایگاه اجتماعی-اقتصادی (SES) بالاتری دارند، تمایل دارند سریعتر اطلاعات را کسب کنند، نسبت به بخش هایی که پایگاه پایین تری دارند. بنابراين شکاف آگاهی بین این دو بخش به جای آنکه کاهش یابد، افزایش می‌یابد.»

در سال 77 «اتما و كلين» اثرات سقفي را كه از شكاف مي كاهد يا از آن جلوگيري مي كند طرح كردند و «دروين» در سال 1980 دو نوع سقف «فراگرد اشباع» و«دخالتگري ارتباط گر»را ذكر مي‏كند.

در مجموع سه نوع الگوي علي براي تبيين شكاف آگاهي و رسانه هاي ارتبط جمعي طرح شده است:

الف- نظريات اوليه بر اين فرض مبتني بود، كه تحصيلات همبستگي قوي با الگوي خاص استفاده از رسانه دارد، كه به صورت رويكرد فعال، مشتاقانه، معطوف به اطلاعات و وابسته به چاپ است و انگيزش و ويژگي هاي فردي در حد متغير رابط عمل مي كند.

ب- سپس در خلال سالهاي پاياني دهه 70 توسط «اتما و كلين» و «دروين» تاثير مختصات وضعيتي و انگيزش مطرح شد و تحقيقات تجربي نشان داد، كه اين عوامل فردي تاثير اختلاف تحصيلات بر استفاده از رسانه را تعديل و تا حدي جبران مي كند. اين گروه انگيزه را علت اصلي و مستقل از تحصيلات در نظر گرفتند.

ج- در نهايت در دهه 90 الگويي ارائه شد، كه الگوهاي رقيب فوق را با هم در نظر گرفت. «ويسوانات» مي گويد:«از ديدگاه ما موضوع انگيزش يا آموزش نيست، بلكه هر دوي آنها با هم عمل مي كنند تا بر دانش اثر گذارند.»

در خصوص کاربرد این نظریه در حوزه اینترنت و رسانه‌های تعاملی مشابه «بونفادلی» نظریه را چنین بازسازی می‌کند:«افرادی كه تحصيلات بالاتری دارند از اينترنت با اهداف معطوف به آگاهی و خدمات استفاده مي كنند‎؛ حال آنكه افرادی كه تحصيلات كمتری دارند، از آن به طور معناداری براي سرگرمی استفاده می كنند.»

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 9 May 2008 و ساعت 20:4 |










 

 
نخستین شبکه تلویزیونی درباره مرگ در آلمان پخش برنامه هایش را آغاز کرد.تلویزیون "اتوس" با چهار - پنج ساعت برنامه در روز کارش را از اوایل سال ۲۰۰۸ میلادی آغاز کرد، همچنین از طریق ماهواره و اینترنت در دسترس بینندگان قرار خواهد گرفت.از جمله برنامه های این شبکه، پخش آگهی های ترحیمی است که با سر هم کردن تصاویری از زندگی متوفی و متنی در ارتباط با او تهیه می شوند. برنامه های این شبکه آلمانی، علاوه بر این زندگینامه های کوتاه ویدیویی، شامل گزارش هایی از قبرستان ها و بحث در باره بهترین راه های کفن و دفن است.اطلاع رسانی در مورد جنبه های قانونی و حقوقی مرگ از جمله قوانین ارث و بیمه نیز در فهرست برنامه های این شبکه تلویزیونی جای دارند. آلمان کشوری است با جمعیتی پیر که همه ساله حدود ۸۳۰ هزار نفر در آن می میرند، با این حال شرکت های کفن و دفن اوضاع چندان مناسبی ندارند چرا که بسیاری از مردم ترجیح می دهند مراسم خاکسپاری را به صورت سنتی و از طریق کلیساها و کشیش های محلی انجام دهند.

در غرب اغلب تنها در قبرستان ها می توان نشانه ای از مرگ دید .جامعه شناسان معتقدند مرگ از جمله آخرین تابوها در غرب است. در حال حاضر بسیاری از مردم در بیمارستان ها، خانه های سالمندان و جایی دور از خانه خود می میرند و عملا مرگ از صحنه زندگی اجتماعی خارج شده است. انتظار می رود راه اندازی چنین شبکه هایی بتواند این جای خالی را تا حدودی پر کند.

مسئولین تلویزیون "اتوس" می گویند برنامه هایشان غم انگیز و خسته کننده نخواهد بود و داستان های سرگرم کننده ای نیز از آن پخش می شود، "خصوصا که به هر حال این شبکه ای برای آدم های زنده است."آنها می گویند هدف این شبکه صرفا پخش آگهی نیست بلکه ادای احترام به انسان هایی است که در این دنیا زندگی کرده و از خود اثری به جا گذاشته اند.با راه افتادن این شبکه، از این پس تنها شخصیت های مشهور نیستند که پس از مرگ، زندگیشان در تلویزیون به نمایش در می آید

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 29 Apr 2008 و ساعت 17:33 |


بيش از نيمي از ايرانيهاي مهاجر ديني كه با آن بزرگ شده اند را ترك گفته اند و از هر ده مهاجر ايراني در غرب  هفت نفر عقيده دارد كه مذهب هيچ اهميتي در زندگي روزانه شان ندارد ...ايرانيان خارج از كشور به دين گرايش چنداني ندارند و در كشورهاي غربي چنان ياد گرفته اند كه دين را در حوزه ي خصوصي افراد تعريف كرده و اين حق را براي خود محفوظ بدارند كه در اختيار، انتخاب و يا ترك دين آزاد باشند.ايراني ها يكي از سكولارترين گروههاي مهاجر در جهان هستند،آمار منتشر شده در گوشه و كنار دنيا حكايت از رشد گرايش هاي سكولار و  دين گريزی در بين ايرانيان و مخصوصا نسل جوان دارد.نكته جالب در اين است ،كه اين ارقام را بايد مخصوصا از اين زاويه در نظر گرفت كه بسياري از ايرانيهاي مقيم خارج از كشوري گريخته اند كه داراي يك سيستم مذهبي ـ ديني است.»بيش از نيمي از گروه ايراني ها مي گويند كه نسبت به ديني كه با آن بزرگ شده اند بي تفاوتند.

علل و عوامل دین گریزی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 23 Apr 2008 و ساعت 5:54 |
 

با دوستان خود تمرین کنید

عامل اصلی در کمرویی، ترس از عدم پذیرش (طرد شدن) اسـت. ایـن عـامـل را تـوسط نزدیک شدن و برگزیدن فردی بـرای دوسـت و یـا بـرادر خـود از میان بردارید. از آنجایی که غرور خودتان در معرض خطر نمی بـاشـد کـمتـر از نـزدیک شـدن حـذر خواهید کرد. شما خـواهید دید که مسئله شاقی نیست و خواهید خواست در فرصـت بـعد بـرای خـودتـان نامزدی را انتخاب کنید.

مراحل را آهسته طی کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 21 Apr 2008 و ساعت 2:50 |
 

روانشناسان افرادی که استرس یا همان فشار روانی بیش از حد دارند بر اساس نوع واکنش بدن شان به 5 گروه تقسیم می شوند

1- افرادی که دایماً مضطرب و نگرانند و وقتی که یک اتفاق خاص رخ می دهد دچار گرفتگی عضلات , تنگی نفس و درد هایی در ناحیه شکم می شوند

2 ـ افرادی که خیلی عجول و بی نظمند و همیشه می ترسند که مبادا دیر به مدرسه برسند آنان به مشکلات گوارشی مثل احساس سوزش در معده یا دلپیچه دچار می شوند .

3 ـ کسانی که یک اتفاق خاص استرس زا در پیش رو دارند ( مثل امتحان یا مسابقه ) و نگرانند که موفق نشوند این افراد به دل درد و دلشوره و لرزش عظلات مبتلا می شوند اگر افرادی دارای این خصوصیات هستند با 8 توصیه از دلشوره آنان کاسته می شود

. 1 ـ باید مراقب خواب خود باشند یک خواب خوب در طول شب در اتاقی پر از هوای تازه و جای راحت باعث می شود تا برای شروع یک روز جدید آماده شوند .

2 ـ به طور منظم و چند بار در هفته ورزش کنند و تا می توانند راه بروند

.3 ـ در فاصله بین غذا به خوردنی های دیگر ناخنک نزنند و برای نهار خوردن وقت کافی بگذارند و در طول روز زیاد آب بخورند

. 4 ـ وقتی سخت مشغول درس خواندن هستند به خودشان استراحت بدهند و در این مدت شکلات نخورند و هر 5 دقیقه با یکی از افراد خانواده صحبت کنند

.5 ـ کار هایی را که دوست دارند انجام دهند مثلاً اگر به کامپیوتر علاقه دارند در آن کلاس ثبت نام کنند .

6 ـ تا حد انفجار بخندند خنده باعث رشد هورمون هایی می شود که آرامش بخش و تسکین دهنده هستند خوش اخلاقی و خوش بینی هم 2 عامل موثر ضد استرس هستند .

7 ـ خانواده و دوستانشان را فراموش نکنند اگر زندگی اجتماعی و خانوادگی رضایت بخشی داشته باشند به راحتی می توانند مشکلات خود را با کمک آنان حل کنند .

8 ـ درست نفس کشیدن را یاد بگیرند با تنفس درست استرس را از خودشان دور کنند .  

+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 19 Apr 2008 و ساعت 5:2 |

روان گسيختگي يا اسکيزوفرني (شيزوفزني Schizophrenia)، يک بيماري رواني است. علائم آن شامل آشفتگي شخصيتي، توهم و از دست دادن شعور مي باشد. اين بيماري اکثراً ً در سنين حدود 19 تا 21 سالگي رخ مي دهد. بيماران تصاويري را مي بينند و صداها، بوها و مزه هايي را احساس مي کنند که واقعي نيستند. به نظر مي رسد که اين بيماري يک بيماري چندعاملي يا پلي ژنيک باشد. با استفاده از داروهايي که براي درمان اين بيماران به کار مي رود، مشخص شده که ازدياد فعاليت دوپامين (که يکي از نوروترانسمتيرها است) در ايجاد اين بيماري نقش دارد. در حال حاضر حدود 24 ميليون نفر به اين بيماري مبتلا هستند. اليگو دندروسيت ها مهم ترين سلول هاي عامل روان گسيختگي هستند. دراليگو دندروسيتهاي افراد مبتلا به روان گسيختگي، حداقل 15 ژن درست عمل نمي کند. مشخص شده است که ژن رسپتورهاي دوپامين D2 وD3 (يعني DRD2 وDRD3)و همچنين ژن تيروزين هيدروکسيلاز با روان گسيختگي ارتباط دارد. آنزيم تيروزين هيدروکسيلاز، تيروزين را به دي هيدروکسي فنيل آلانين که پيش ساز دوپامين است تبديل مي کند. همچنين ژن رسپتورهيستامين H2، (HRH2) به عنوان يکي از کانديدهاي اين بيماري محسوب شده است. يکي ديگر از ژنهايي که در رابطه با اين بيماري شناسايي شده است ژن CHRNA7 است که زيرواحد آلفا يکي از رسپتورهاي اسيد نيکوتينيک، را کد مي کند.ژن کد کننده يکي از رسپتورهاي سروتونين(HTR2A) نيز از ديگر ژنهايي است که با روان گسيختگي پيوستگي دارد. بانگاهي به انبوه ژنهاي کانديد براي بيماري روان گسيختگي، درمي يابيم که اغلب اين ژنها، در ارتباط با نوروتراتنسميترها ميباشند. برخي ار اين ژنها رسپتورهاي نوروترانسميترها را کد مي کنند و برخي ديگر در سنتز آنها نقش دارند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 10 Apr 2008 و ساعت 5:25 |
 

شدم با چت اسیر و مبتلایش// شبا پیغام می دادم برایش
به من می گفت هیجده ساله هستم// تو اسمت را بگو، من هاله هستم
بگفتم اسم من هم هست فرهاد// زدست عاشقی صد داد و بیداد
بگفت هاله زموهای کمندش// کمان ِابرو و قد بلندش
بگفت چشمان من خیلی فریباست// زصورت هم نگو البته زیباست
ندیده عاشق زارش شدم من// اسیرش گشته بیمارش شدم من
زبس هرشب به او چت می نمودم// به او من کم کم عادت می نمودم
دراو دیدم تمام آرزوهام// كه باشد همسروامیّد فردام
برای دیدنش بی تاب بودم// زفكرش بی خور و بی خواب بودم
به خود گفتم كه وقت آن رسیده// كه بینم چهره ی آن نور دیده
به او گفتم كه قصدم دیدن توست// زمان دیدن وبوییدن توست
زرویارویی ام او طفره می رفت// هراسان بود اواز دیدنم سخت
خلاصه راضی اش كردم به اجبار// گرفتم روز بعدش وقت دیدار
رسید از راه وقت و روز موعود// زدم ازخانه بیرون اندكی زود
چودیدم چهره اش قلبم فروریخت// توگویی اژدهایی برمن آویخت
به جای هاله ی ناز و فریبا// بدیدم زشت رویی بود آنجا
ندیدم من اثر از قد رعنا// كمان ِابرو و چشم فریبا
مسن تر بود او از مادر من// بشد صد خاك عالم بر سر من
زترس و وحشتم از هوش رفتم// از آن ماتم كده مدهوش رفتم
به خود چون آمدم دیدم كه اونیست// دگر آن هاله ی بی چشم ورو نیست
به خود لعنت فرستادم كه دیگر// نیابم با چت از بهر خود همسر
بگفتم سرگذشتم را به « جاوید» // به شعر آورد او هم آنچه بشنید
كه تا گیرند از آن درس عبرت // سرانجامی ندارد قصّه ی چت
_________________
گرچه جاویدم ولی یك روز فانی می شوم**نائل دیدار آن دلدار جانی می شوم
آنچه می ماند زمن دیوان اشعارم بُوَد** دفتر گویای احساسات و افكارم بُوَد

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 10 Apr 2008 و ساعت 4:25 |

اعتماد به دیگری بر چه اموری دلالت می کند؟

اعتماد به مفهوم کاربردی بدین شرح است که شما به طرف مقابل اطمینان می کنید، تصورتان بر این است که با شما صادق است، به قول های خود وفادار است و آنها را عملی می کند، به شما وفادار است، و ترکتان نخواهد کرد. در این قسمت فاکتورهایی مطرح می شوند که پیرامون مبحث اعتماد باید آنها را در نظر بگیرید. هنگامیکه میخواهید به دیگران اعتماد کنید باید یک چهارچوب واقع گرایانه را در ذهن خود مجسم کنید و این احتمال را نیز بدهید که امکان خطا و شکست نیز وجود دارد. اعتماد باید در محیطی مملو از خواست و اراده و بخشش بوجود آید و در نظر داشته باشید که اعتماد در کنار محبت و پذیرش است که به اوج شکوفایی خود خواهد رسید.

اعتقاد بر این است که در مقوله اعتماد، هیچ گونه ماشین جادویی وجود ندارد؛ به این معنا که چنین نیست شما موادی را وارد ماشین مورد نظر کرده و از آنطرف اعتماد بدست آورید. درون افراد بسیار پیچیده است، ممکن است آسیب ها و لطماتی را در گذشته تجربه کرده باشند. ترس ها و شکست های گذشته ممکن است پذیرش آنها را برای اعتماد پایین بیاورن، اما به هر حال همه ی انسان ها این توانایی را دارند که گذشته ی خود را تغییر داده و اعتماد و اطمینان را مجدداً به رابطه ی خود راه بدهند. شما می توانید اعتماد را در رابطه هایی که اعتماد در آن از بین رفته است از نو زنده کنید. در این راه کمک پروردگار را نیز نباید فراموش کرد.

انتظارات خود را تدوین کنید

همه ما انسان هستیم، سست و شکننده ایم، ممکن است دچار وسوسه و اشتباه شویم، و گناهی را مرتکب شویم. به همین دلیل زمانی که به کسی اعتماد می کنید باید نوعی اعتماد واقع گرایانه را برای خود مرجع قرار دهید. به مرور زمان هر چقدر که رابطه صمیمی تر می شود، اعتماد میان طرفین نیز افزایش پیدا خواهد کرد. چرا که وقتی شما با کسی که دوستش می دارید زمانی را صرف می کنید و به مرور زمان شناخت و آگاهی شما از او زیاد تر می شود، نتیجتاً با هم تفاهم بیشتری پیدا میکنید و اعتبار رابطه شما نیز افزایش می یابد. شما می توایند نسبت به خصوصیات اخلاقی، شخصیت، نیازها، خواست ها، محرک ها و ترس های طرف مقابل دید بازتری پیدا کنید و به این واسطه اربتاط بهتری را با او برقرار کنید.

عشق بی حد و مرز به راحتی میتواند اعتماد ایجاد کند به این دلیل که وقتی شما یک چنین عشقی را نسبت به فرد مقابل ابراز می کنید، فرد به طور معمول و به خودی خود می تواند حس پذیرش القا شده ازسوی شما را درک کند و با شما احساس راحتی پیدا می کند. فرد مورد نظر همچنین می تواند به راحتی احساساتش را با شما در میان بگذارد. عشق بی قید و شرط همچنین می تواند سبب ایجاد عزت نفس در فرد گردد و ترس از عدم پذیرش را در آنها به میزان زیادی کاهش دهد. به این طریق آنها در ارائه ی احساساتشان نسبت به شما صادق خواهند بود و نظرها و عقایدشان را به راحتی با شما در میان می گذارند و از شکست هایشان با شما سخن خواهند گفت. نتیجه ی انجام چنین اعمالی، اعتماد و اطمینان را به رابطه ی شما دعوت خواهد کرد. دلیلش این نیست که فرد مقابل انسان کاملی است بلکه تنها دلیلش این است که با صداقت در این رابطه رفتار شده است.

عشق مطلق صبور و مهربان است

این عشق به دنبال کسب منافع شخصی نیست. هیچ موقع تاریخچه ای از کارهای اشتباه را در ذهن خود ثبت نمی کند. زمانیکه عشق صبور نباشد، تحمل نکند، بخشش نداشته باشد، همیشه مایوس باشد، و دنبال خطا و اشتباه بگردد سبب ایجاد ترس می شود و فقط به دنبال پیدا کردن عیب و نقص در طرف مقابل است. عشقی که در آن ترس وجود داشته باشد، جوی از تخریب، نادرستی و بی ثباتی را ایجاد می کند.

شما در ابتدا می توانید حد محدودی از اعتماد را به طرف مقابل داشته باشید تا او را به خوبی بشناسید؛ آنوقت آنها به مرور زمان متوجه می شوند که واقعاً به آنها اهمیت می دهید، اما حقیقت اینجاست که برخی از افراد برای نابودی احساسات دیگران هیچ ارزشی قائل نمیشوند. به طور حتم زمانیکه کسی در قبال آنها قول خود را می شکند، به وعده ای که داده عمل نمی کند، خیانت می کند، بی وفایی می کند، و یا دروغ می گوید باید خودش را تغییر دهد. شما می توانید از او تقاضا کنید که برخی چیزها را عوض کند و این ریسک را بپذیرید که مجدداً همه چیز را از نو شروع کنید. می توانید برای شروع مجدد از منابع مختلفی از جمله مشاور کمک بگیرید. اگر افکار خودکشی به ذهنتان خطور کرد، می توانید با 110 تماس بگیرید و یا به اورژانس بیمارستان مراجعه نمایید.

اگر فرد مقابل در مورد تغییر جدی نبود و مرتباً به دروغ گفتن ادامه می داد، آنوقت باید روی این مطلب فکر کنید که "آیا بهتر نیست رابطه ی خود را پایان بخشید؟"

نگاه دقیقی هم به خودتان بیندازید

شما خودتان انسان کاملی نیستید و احتمالاً زمانی بوده که کسانی را که دوستتان می داشتند را ناراحت و ناامید کرده و آنها را از خودتان رنجانده اید. می توانید قول بدهید که هیچ گاه چیزی که باعث آزار رسیدن باشد نگویید، هیچ گاه دروغ نگویید، مبالغه نکنید و همیشه به قول هایتان عمل کنید. اما از آنجایی که شما انسان هستید باز هم ممکن است که اشتباه کنید و فرد مورد نظر را ناامید کنید. تنها چیزی که شما و شریکتان می توانید به هم قول بدهید این است که رشد کنید به دنبال حق باشید و از پروردگار طلب قدرت و تغییر کنید. در این صورت شما و کسی که دوستش می دارید، هر دو قابل اعتماد تر می شوید و هر چند که هیچ یک از شما دو نفر نمی توانید انسان های کاملی باشید، اما می توانید در رابطه تان برای یکدیگر قابل ستایش باشید.

در هر رابطه ای که انسان ها با یکدیگر برقرار می کنند به هر حال این امکان زیاد است که انواع مختلفی آزار و اذیت در آن بوجود آید. به همین دلیل همه ی ما نیاز داریم که تبدیل به افرادی شویم که راحتتر می بخشند و راحت تر به اشتباهاتشان اعتراف میکنند. این توانایی روح افراد را تصفیه کرده، تواضع و فروتنی را در میان افراد گسترش می دهد و صلح و دوستی را در میان آنها برقرار می سازد. به این طریق بر ژرفای عشق و سرسپردگی موجود در رابطه افزوده می شود.

اجزای تشکیل دهنده ی عشق از جمله بخشش و سرسپردگی از جمله مهتمرین مولفه های ایجاد اعتماد در یک رابطه محسوب می شوند. بخشش به شما این اجازه را می دهد که از نو همه چیز را برای یک مرتبه ی دیگر شروع کنید و برای بار دیگر به یک انسان جایز الخطا اعتماد کنید. عشق و محبت، اعتماد را تقویت می کند. سرسپردگی و صداقت حس مسئولیت پذیری طرفین را نسبت به یکدیگر افزایش میدهد. برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید مبحث بخشش و دلایل سخت بودن بخشش را مطالعه نمایید.

توانایی بخشش از توانایی بخشیدن فردی نشات می گیرد.

همه ی ما انسان هستیم و در زندگی خود دچار نقصان و کاستی می شویم. انسانها به راحتی می توانند روح خود را پاک کنند هر چند هم وقایع ناگوار بیشماری در گذشته برایشان اتفاق افتاده باشد. خداوند امروز به ما قدرت داده و برای آینده نیز امید را برایمان مقرر نموده است. هر اتفاقی که دیروز برایتان روی داده باشد، بخشیده خواهد شد و فرداها خداوند به همراه شما خواهد بود.

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 7 Apr 2008 و ساعت 19:48 |

از قدیم گفته‌اند بخند تا دنیا به روی تو بخندد و اکنون یک پژوهشگر نروژی بر اساس یک مطالعه علمی می‌گوید خنده عمر را طولانی می‌کند.

دانشگاه علوم و فناوری نروژ می‌گوید بزرگسالان شوخ طبع بیشتر از کسانی که زندگی برای آنها با شور و نشاط نیست عمر می‌کنند. تاثیر مفید شوخ طبعی به ویژه در مبتلایان به سرطان مشهودتر است.سوباک نتایج بررسی هفت ساله خود را بر روی حدود ‪ ۵۴‬هزار نروژی در اجلاس انجمن روان تنی آمریکا ارایه کرد.

در شروع این مطالعه بیماران پرسشنامه‌ای را در مورد شوخ طبعی در موقعیت‌های واقعی زندگی و اهمیت چشم‌انداز شوخ طبیعی پر کردند.این تحقیق نشان داد هر چه شوخ طبعی نقش بزرگتری در زندگی داشته باشد شانس بقای افراد بیشتر می‌شود. در بزرگسالانی که جزو یک چهارم افرادی بودند که شوخ طبعی را ارزش می‌نهادند، احتمال زنده ماندن ‪ ۳۵‬درصد بیشتراز افرادی بود که در ربع انتهایی جدول قرار داشتند.

در ‪ ۲۰۱۵‬فردی که سرطان داشتند حس شوخ طبعی شانس مرگ را در مقایسه با بزرگسالانی که چنین طبعی نداشتند ‪ ۷۰‬درصد کاهش داد.

+ نوشته شده توسط فرزان در Sun 6 Apr 2008 و ساعت 19:35 |

حتما برای شما هم پیش آمده که بعد از صرف غذای مورد علاقه تان، احساس آرامش و نشاط کنید و حتما با شرایط استرس‌زا مواجه شده‌اید و در این شرایط ناخودآگاه به سمت مواد خوراکی رفته‌اید، تا به این طریق، استرس را از خود دور کنید.

 فکر می‌کنید مواد غذایی به خلق و خو هم ربط داشته باشند؟ به نظر کارشناسان تغذیه، اگر بدن شما از نظر شیمیایی و ترکیبات طبیعی خود متعادل باشد، خلق و رفتار شما هم متعادل می‌شود. عوامل زیادی می‌توانند تعادل بدن شما را به هم بزنند.
به عنوان مثال، بسیاری از زنان دچار کم خونی هستند. این مساله باعث افسردگی و خستگی زودرس می‌شود، یا افراد سالمند معمولا با کمبود ویتامین‌های گروه B مواجهند، که روی سیستم عصبی و رفتاری بسیار موثر است.
در افرادی که به طور منظم و سر وقت غذا نمی‌خورند، قند خون دایما در حال تغییر است و ثبات لازم را ندارد و همین مسأله روی قدرت تفکر و تمرکز و در نتیجه خلق و خو تاثیر می‌گذارد.
بعضی مردم هم به بعضی مواد شیمیایی موجود در غذا حساسیت دارند که حین مصرف این مواد غذایی خاص، خلق و خوی آنها دچار مشکل می‌شود. در مطالعه‌ای که روی 200 نفر از مردم انگلستان انجام شد، تاثیر غذا بر سلامت ذهنی و روانی افراد، مورد مطالعه قرار گرفت.
به این افراد توصیه شد مصرف غذاهایی را که برای خلق و خو استرس‌زا هستند، قطع کنند و همزمان مقدار غذاهایی را که از ذهن و خلق فرد حمایت می‌کنند افزایش دهند. مواد غذایی که برای خلق فرد، استرس‌زا (یا تنش‌زا) محسوب می‌شوند، شامل شکر، کافئین (موجود در قهوه)، الکل و شکلات (در صورت مصرف بیش از حد) است، در حالی که می‌توان برای مواد غذایی حمایت‌کننده خلق و خو به آب، سبزی، میوه و ماهی اشاره کرد.
88 درصد افرادی که از رژیم‌های غذایی حمایت‌کننده خلق و خو استفاده کردند، از نظر ذهنی و روانی، وضعیت بهتری پیدا کردند. 26درصد آنها اظهار کردند تغییر خلق و خو در آنها کمتر شده است.
در 26درصد دیگر تعداد حملات پانیک (هراس) و اضطراب کمتر شده بود و 24درصد دیگر عنوان کردند کمتر دچار حالت افسردگی شده‌اند.

تغذیه خلق و خو


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Sun 6 Apr 2008 و ساعت 19:34 |

خود خـواهـي عـامل اصلي در بـچـه دار شدن اكثر قريب به اتـفـاق مردم ميبــاشد. مادر و پدر شدن كار بسيار آساني اسـت امــا پدري كردن و مـادري كـردن كـاري بـس دشـوار.

مـحصول رابطه جنسي لذت جويانه ممكن است به زايمان و تـولد كودكي منجر گردد اما آيا همين امر كافيست كه زن و مـرد دخـيل در ايـن فـرايند را پدر و مادر بناميم؟ پس بهتر اسـت كه عبارت كليشه اي “بهشت زيرپاي  مادران است” را اين گـونه بـاز گويي كنيم: “بهشت زير پاي زنانيست كه بـراي فــرزندانشـــان مادري مي كـنـند.” هـر زن بـچه داري شـايسته نام مادري نيست. پيش از آنكه اقدام به بچه دار شـدن كنـيد بـهـتر است ببينيد صلاحيت اين كار را داريد يا
خـير. شما مي بايسـت از مـال، دانـش و بـلـوغ جســمي، اجتماعي و هيجاني كافي برخوردار باشيد تا بتوانيد نيازهاي فرزند خود را از لحاظ مادي، معنوي و فكري تامين كنيد. اما عملا خلاف اين قاعده عمل ميگردد بطوري كه افرادي كه هيچ گونه صلاحيت پرورش كودك را ندارند تعداد فرزندانشان بيشتر از سايرين است! و كساني كه توانايي و صلاحيت بچه دار شدن را دارا ميباشند تمايلي به داشتن فرزند از خود نشان نميدهند. انگيزه هاي خودخواهانه در اين رابطه را بررسي كنيد:

1- انگيزه هاي زيستي و براي حفظ بقاء: انگيزه اي ناخودآگاه و تحميلي ميباشد كه بدون تفكر صورت ميگيرد. غرايز خود را كنترل كنيد.

2- نوه آوردن براي والدين: مختص افرادي است كه استقلال فكري نداشته و كماكان نيازمند تاييد از سوي والدين خود ميباشند. بهتر است براي خودتان زندگي كنيد.

3- دوست داشتن بچه:نمودي از خودخواهي انسانهاست. عوض آن كودكي را به فرزند خواندگي بپذيريد. و يا معلم كودكان گرديد.

4- به تصور برتر بودن ميخواهند ژنهاي خود را منتقل كنند: نمودي از خود بزرگ بيني مفرط. اگر تصور ميكنيد انسان باهوش و مهمي مي باشيد اعمال بزرگ را خودتان به انجام رسانيد و آن را به نسل آينده خود واگذار نكنيد.

5- منبع درآمد و كمك خرج خانه: استخدام ارزانترين كارگر. استفاده ابزاري از فرزندان.

6- كسي باشد كه در دوران سالخوردگي عصاي دستشان باشد: اين طرز تفكر ترس از پيري را آشكار ميسازد. نگرش والدين سوء استفاده گر و خودخواه به فرزندانشان.

7- بارداري و زايمان از تجارب زندگي هستند: بهتر است از اين تجارب خودخواهانه صرفنظر كرده و از ساير تجارب زندگي لذت ببريد.

8- بدون فرزند اركان خانوداه سست ميگردد: نشانگر عدم امنيت اجتماعي در فرد است. بهتر است با ارتباطات دوجانبه موثر روابط خود را استحكام بخشيد.

9- جبران مشكلات كودكي: اين افراد آرزوها و تخيلات سركوب شده خود را با بچه دار شدن و با برآورده ساختن تمام نيازهاي فرزندشان (در واقع نيازهاي كودكي خودشان) تسكين ميبخشند. در واقع قصد دارند الگوي يك پدر و يا مادر خوب را به جامعه و اطرافيان خود نشان دهند.

10- افتخار آفريني كاذب: اين گونه افراد فرزندان خود را مجاب ميكنند تا به دانشگاه رفته و مدرك تخصصي دريافت كنند و يا به ورزش و يا فعاليت دلخواه خودشان بپردازند و مايه مباهات آنان گردند. مختص افراد بي كفايت كه خود قادر به انجام كاري نيستند.

11- زنده نگه داشتن نام خانوادگي: و يا ترس از انقراض نسل. يك نوع تفكر ساده لوحانه و متكبرانه.

12- كنجكاوي از ظاهر و چهره فرزند: ميخواهند بدانند فرزندشان چه شكلي خواهد بود. خود شيفتگي وخودخواهي  محض. و عدم رضايت از خود.

13- دستورات مذهبي و قومي: در واقع اطاعت بدون انديشه از اصول تعصب آميز، نژاد پرستانه و نامعقول ميباشد.

14- همسرم خواهان بچه است: تحكيم رابطه و ترس از دست دادن همسر. بهتر است با افزايش اعتماد بنفس خود با آن غلبه كنيد. استفاده ابزاري از فرزند.

15- مي خواهيم مانند ديگران باشيم: نوعي شرطي سازي فرهنگي. عدم اعتماد بنفس و عزت نفس. ترس از طرد شدن.

16- مادر شدن آرزوي هر زنيست: تسليم افكار عمومي شدن. براي مادر شدن نياز به بچه دار شدن نيست كودكان بي سرپرست بسياري منتظر مهر مادرانه شما هستند.

17- تبعيض جنسيت: برخي خواهان پسر و برخي خواهان دختر ميباشند. نشان از استفاده ابزاري از فرزندان براي دستيابي به آرزوها و پيروي از فرهنگ و آداب وسنن متحجرانه. بهتر است قدر دان افرادي كه  در حال حاظر در كنارتان هستند باشيد.

18- ساعت بيولوژيكي زنان: در سن 30 تا 40 سالگي ميل جنسي در زنان افزايش مي يابد. اما برقراري رابطه جنسي  حتما نبايد به حاملگي منجر گردد.

19- بي دليل: افراد بسياري وجود دارند كه هيچ دليلي براي بچه دار شدن ندارند تنها مانند چارپايان توليد مثل ميكنند.

20- بارداريهاي ناخواسته و برنامه ريزي نشده: سهل انگاري در استفاده از وسايل جلوگيري كننده از بارداري به علت استفاده نادرست از آنها و يا استفاده نكردن به دلايل گوناگون همچون لذت بيشتر. در كشورهاي توسعه يافته سالانه 28 ميليون حاملگي روي ميدهد كه 50 درصد آنها نا خواسته بوده و 26 درصد آنها به سقط جنين مي انجامد. در كشورهاي در حال توسعه سالانه 182 ميليون حاملگي روي ميدهد كه 40 درصد آنها ناخواسته بوده و 20 درصد آنها به سقط جنين منجر ميگردد.

يك نسل كشي پنهان و فرزنداني كه بي دليل زاده شده اند. محصول ناخواسته رابطه جنسي.

21- ترس از انگ نازابودن: اينگونه افراد به صرف اينكه بارور بودن خود را به اثبات برسانند بچه دار ميشوند. نشانه اعتماد بنفس پايين و رفتار منفعلانه.

22- بچه نمك زندگي است: براي مقابله با زندگي يكنواخت و كسالت بار خودشان. كودكان ابزار سرگرمي نيستند.

23- القاء حس بزرگ شدن: مانند افرادي كه تصور مي كنند چون سيگار مي كشند ديگر بزرگ شده و در جرگه بزرگسالان جاي گرفته اند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Sun 6 Apr 2008 و ساعت 19:26 |

 

به عقیده روانشناسان تمایلات انسان به رنگ های مختلف ،ظاهرکننده ژن مخفی اوست .

 آنهایی که رنگ زرد راکه سمبل آفتاب است ،دوست دارند مردمانی فعال ، پرانرژی وسازنده هستند.

 افرادی که رنگ آبی تیره – سورمه ای که مظهرغروب است رامی پسندند آدم هایی آرام ،مهربان وعاطفی هستند.

 رنگ قرمز نشان آدم های جنگجو ،انقلابی وکمی گستاخ است.

تمایل به رنگ سبز نشانه گرایش های معکوس است ،یعنی آلرژی داشتن به هرنوع تغییر وعناد ولجبازی وترس ازدگرگونی.

رنگ بنفش را آنهایی دوست دارندکه می خواهند ارزش خودرانزد دیگران بالا ببرند ودیگران راتحت تاثیرخودقراردهند.

 آنهایی که رنگ قهوه ای رامی پسندند ،آدم های تنهایی هستندکه نیازشدیدی به دوستی واحساس امنیت دارند .

ودوستداران رنگ طلایی آدم هایی جاه طلب وزیاده خواه هستند.

 رنگ ها تاثیرزیادی دررفتاروحالات ما دارند مثلا  رنگ قرمزمحرک سیستم عصبی است وفشارخون راافزایش می دهد .

اما بدنیست بدانید که رنگ آبی اثرمعکوس دارد.

اگرمی خواهید منزل خود را رنگ بزنید حتما یک رنگ آرام بخش انتخاب کنیدو فراموش نکنیدکه همان قدرکه به رنگ آرامش بخش نیاز داریم به رنگ های محرک نیز احتیاج داریم.

 مثلا دراتاقی که رنگ دیوارهایش زردباشدحتما بایداسباب واثاثیه آبی رنگ وجود داشته باشد تابادیدن آنها شاد ومتعادل باشیم .

می دانید که رنگ آبی مکمل رنگ زرد است همین طور دراتاق هایی که رنگ سبز زیاد به کار رفته باشد.

شناختن ترکیب رنگ ها واثر آنها روی روحیه انسان به شما کمک می کند تابا رعایت آنها وازاین راه به تقویت روحیه خود کمک کنید.

راستی شما چه رنگی رامی پسندید؟؟

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 25 Mar 2008 و ساعت 22:14 |

جنون جوانی یک بیماری مزمن و اغلب ناتوان کننده روانی است . این بیماری می تواند باعث شود که از مردم و فعالیتهای دنیای اطرافتان جدا بیفتید و به دنیای هذیان پس رفت کنید یا از واقعیت جدا بیفتید. جنون جوانی نوعی از جنون است که یک اختلال تفکر محسوب می شود و در آن تفسیر واقعیت غیرطبیعی است. جنون نشانه ای از یک مغز آسیب دیده است. این بیماری حدود ۱% جمعیت دنیا را مبتلا می کند . شایعترین سن ظهور آن بین ۱۳ تا ۲۵ سالگی است و در مردان زودتر از زنان اتفاق می افتد. در مردان جنون جوانی در سنین نوجوانی تا ۲۰ سالگی عمومیت دارد. در زنان شروع بیماری مشخصاً در سالهای ۲۰ سالگی یا اوایل ۳۰ سالگی است.

غالباً درمانی برای بیماری وجود ندارد، اما با کار مداوم با یک روانپزشک یا سایر کارشناسان بهداشت روانی این بیماری می تواند با موفقیت کنترل شود. خصوصاً زمانی که تشخیص زود هنگام داده شود. خوشبختانه، داروهای جدید در حال قابل کنترل کردن بیشتر این بیماری کم شناخته شده هستند.

● علایم و نشانه ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 25 Mar 2008 و ساعت 22:3 |
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

با توجه به اینکه این دوره، حد فاصل دوران کودکی و بزرگسالی است، از دست دادن حمایت‌های بی‌قید و شرط والدین برای کسب احساس استقلال از یک طرف و لذت مورد حمایت و پشتیبانی آنها بودن و همانطور کودک ماندن و بدون زحمت و دردسر، همیشه مورد محبت قرار گرفتن از طرف دیگر، در نوجوان کشمکش درونی ایجاد می‌کند و جنگ روانی عمیقی در ذهن او به وجود می‌آورد.

در این مقاله به ذکر و توضیح اجمالی  10مورد از مشکلات دوران نوجوانی می پردازیم.در مقاله ی بعد به بررسی  17راهکار عملی والدین برای مقابله با این مشکلات خواهیم پرداخت.

مشکلات دوره نوجوانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 25 Mar 2008 و ساعت 21:59 |

تحقيقات پزشكي جديد نشان مي دهد آشاميدن زياد آب مي تواند باعث كاهش سردردهاي مزمن شود.   تحقيقات جديد در ژاپن ثابت مي كند آشاميدن آب همچنين به كاهش فشار خون كمك مي كند.  اين تحقيقات كه اتحاديه مبارزه با بيماريهاي ژاپن آن را منتشر كرده است نشان مي دهد درصد تاثير آشاميدن آب در درمان سردردهاي مزمن تا صددرصد مي رسد.  برآوردهاي جديد نشان مي دهد بيست و پنج درصد از مردم كشورهاي صنعتي دچار سردردهاي مزمن هستند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 24 Mar 2008 و ساعت 4:10 |


نحوه نرمش:
۱) بصورت صحيح و درست پشت يك ميز كار يا اداري بنشينيد.كمر خود را صاف كرده، شانه ها را به عقب برده، قسمت فوقاني صفحه نمايشگر بايد با چشمان شما در يك راستا قرار گيرد.اگر بايد به بالا و پايين كنيد، كافيست ارتفاع صفحه نمايش خود را تنظيم كنيد.در اينحالت اگر مجبور هستيد كه به طرف جلو مايل شويد تا صفحه مانيتور را ببينيد،ابتدا ديد چشمانتان را امتحان كرده و سپس فاصله را تنظيم نماييد. بعد از مدتي اين وضعيت نشستن در بدن شما جا افتاده و نيازي به تمرين و دقت هميشگي نيست.

۲) وقتي مشغول تايپ كردن هستيد بدن خود را در يك وضعيت متعادل و مناسب نگه داريد.ااطمينان حاصل كنيد كه مچ دستان شما اندكي از آرنج شما پايين تر باشد.اين عمل از ابتلا به نوعي سندرم تونلي درمچ دست شما جلوگيري مي كند. پاهايتان را از زانو خم كرده، طوري كه زانو از باسن اندكي بالاتر قرار گيرد.كف پا را صاف روي زمين قرار داده يا روي يك چارپايه يا وسيله ديگري قرار دهيد.

۳) هر نيم ساعت يكبار از جاي خود بلند شده و با حركات كششي بدن خود را نرمش داده يا براي چند لحظه قدم بزنيد.

۴) ساق پاهايتان را بكشيد و در اين حين براي چند لحظه از نگاه كردن و خيره شدن به صفحه نمايشگر بپرهيزيد. اين عمل باعث جلوگيري از پخش شدن لخته هاي خون در پاهاي شما مي گردد.بخاطر داشته باشيد كه لخته شدن خون در كاربران ميانسال رايانه بسيار معمول است.

۵) ياد بگيريد كه چگونه اعضاي بدن خود را نرمش دهيد.براي نرمش دادن گردن، سر خود را به جلو و عقب و چپ و راست و طرفين خم كنيد. هرگز سر خود را در اطراف گردن به صورت دايره وار نچرخانيد. اين عمل باعث صدمه زدن به مفاصل گردن شما مي شود.

۶) اگر مدت زيادي به تايپ كردن مشغول شديد براي چند لحظه مچ دستان خود را به صورت دايره وار چرخانده و ورزش دهيد. اينكار باعث جلوگيري از ابتلا به سندرم تونلي مچ دست مي شود.

۷) از قوز كردن به سمت جلو و روي صفحه كليد خودداري نماييد. اگر عادت به چنين كاري داريد اين تمرين را انجام دهيد: ابتدا دستان خود را باز كنيد تا حدي كه مثلا مي خواهيد كسي را در آغوش بگيريد. مچ دستان را چندين بار به طرف خارج بچرخانيد، بصورتيكه انگشت شصت شما به طرف به طرف بالا و عقب بازي كند، و نيز شانه هاي خود را به عقب بدهيد.اين حركت كششي اعضاي بدن شما را در خلاف جهتي كه قوز مي كنيد بازي مي دهد.در اين حين شما كشش خوبي را در قسمت بالاي سينه خود احساس مي كنيد.

۸) ماهيچه هاي سريني و بطني خود را منقبض كنيد و چند لحظه همانطور منقبض آنها را نگه داشته و سپس رها كنيد. در طول روز هر چند دقيقه يكبار اين كار را را تكرار كنيد.

۹) با حركات كششي بازوان و پاها و گردن خود را نرمش دهيد و همانطور كه نشسته ايد آنها را بچرخانيد. در زمان راه اندازي مجدد رايانه يا در زمان اخذ فايل هاي با حجم بالا از يك شبكه، از فرصت پيش آمده استفاده بهينه كرده و استراحت كنيد.از جاي خود بلند شويد و نرمشهاي ديگري را امتحان كنيد مثل بلند شدن و نشستن، جلو عقب رفتن، پريدن البته مواظب پوز خند همكاران خود نيز باشيد .

۱۱) از ابزار ورزشي استفاده كنيد .يك نوع ابزار ورزشي سبك و ارزان و كوچك هستند كه براي تقويت عضلات ساعد و بازو مناسب هستند . مواقعي كه بايد چيزي را هم از روي كاغذ و هم از روي صفحه نمايش بخوانيد معمولا از دستان خود استفاده نمي كنيد. در اين هنگام مي توانيد از اين ابزار استفاده كنيد .

۱۲) باند هاي پلاستيكي ارزان و سبك و كوچكي هستند كه ميتوانند براي مواردي كه در مرحله شماره ۹ گفته شد استفاده نمائيد. براي مثال زماني كه حركات كششي براي بازو انجام مي دهيد ميتوانيد از اين باند پلاستيكي استفاده نمائيد .

۱۳) هر چند لحظه يكبار چند نفس عميق بكشيد. اگر برايتان امكان دارد جايي اين نفس ها را بكشيد كه مقداري هواي تازه وارد شش هاي شود.

۱۴) نوعي توپ وجود دارد كه به عنوان صندلي و نشيمنگاه استفاده مي شود و ميز و صندلي هايي است كه در محل نشيمنگاه خود داراي اين توپ ها هستند . اگر از اين نوع صندلي ها استفاده مي كنيد سايز بزرگ ان را تهيه نموده كه فضاي نشستن بيشتري داشته باشد. طوري روي صندلي بنشينيدكه كمرتان صاف و ثابت باشد. استفاده از خود اين توپ ها موثر تر است هر چند صندلي كه داراي اين توپ ها مي باشد براي محيط دفتر مناسبتر و كارامد تر است .

در زماني كه مشغول تماشاي تلويزيون يا در حال حرف زدن با تلفن هستيد بنشينيد و با حركت موزون و تمارين هماهنگ به سمت بالا و پائين بدن خود را بازي دهيد. هنگامي كه مشغول تايپ كردن هستيد ميتوانيد از خود توپ استفاده كنيد، البته بايد بدانيد كه اين روش بهترين روش نشستن جهت جلو گيري از ابتلا به سندرم تونلي مچ ها و زرد پي نيست.

در اين قسمت نيز، نرمش هاي ساده اي كه باعث بهبود سلامتي و وضعيت جسمي شما هنگام كاركردن با رايانه مي شود را پيش مي گيريم .


۱۵) در زماني كه نشسته ايد ، پاهاي خود را به روي پنجه برده و دوباره به زمين بگذاريد ,آن قدر اين كار را انجام دهيد كه پاهايتان كمي خسته شود، ده دقيقه ديگر اين كار را ادامه دهيد و اين كار را براي يك ساعت به صورت مدام انجام دهيد . اين حركت باعث تقويت ساق پا هاي شما مي شود .

۱۶ ) يك بطري آب در كنار خود داشته باشيد و عادت كنيد كه هر نيم ساعت آب بنوشيد . اگر اين عمل را دائما انجام دهيد احساس خواهيد كرد كه هوشيار تر هستيد و در دراز مدت لاغر خواهيد شد .

نكات
• صندلي خود را به عقب برده و به كمر خود زاويه بيشتري از نود درجه بدهيد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 24 Mar 2008 و ساعت 3:49 |

اگر کسی حافظه اش را از دست بدهد، درست مثل این است که خودش را گم کرده است . فراموشی (Amnesia) به موجب ضعف حافظه به دلیل آسیب، شک، یا بیماری و احتلالات روانی دیگر پدید می آید. البته بیشتر شبیه یک عامل هشدار است تا یک بیماری. برای درمان آن نیز باید دلایل ابتدایی پدید آمدن آن را از میان برداشت. هیچ گونه راه معالجه ی منحصر بفردی برای بازگردادن حافظه بیمارانی که دچار آسیب مغزی قرار گرفته اند، وجود ندارد.

انواع فراموشی

فراموشی تدریجی به گونه ای است که وقایع جدیدی که برای فرد در زندگی اتفاق می افتد، به حافظه ی بلند مدت انتقال پیدا نمی کند.

فراموشی معکوس

به این شکل است که فرد در به یاد آوردن وقایعی که در گذشته برایش اتفاق افتاده است با مشکلاتی مواجه می شود و به خوبی نمی تواند وقایع و تجربیاتی را که در گذشته کسب کرده است را به یاد آورد.

فراموشی تجزیه کننده

فرد در این حالت اطلاعات مهم و سری فردی مربوط به خودش را آشکار می سازد که معمولاً بسته به شرایط پر استرس و آسیب زا ایجاد خواهد شد.

فراموشی ابتدایی

زمانی است که فرد نتواند به درستی وقایعی را که در ابتدای دوران کودکی برایش رخ داده است را به یاد آورد. تصور بر آن است که این نوع فراموشی در ارتباط مستقیم با یادگیری زبان در کودکان است.

بیماری روانی کرساکوف

به نوعی از فراموشی و ضعف حافظه اطلاق می شود که در اثر مصرف مشروبات الکلی در فرد ایجاد می شود. ممکن است در حافظه ی آنی فرد مشکلی ایجاد نشود، اما او در به یاد آوردن وقایع ساده، چهره ها و الگوهای پیچیده با مشکل مواجه خواهد شد.

فراموشی جِراحی

به از بین رفتن هشیاری و ورود فرد به مرحله ی کما اطلاق می شود که بیشتر به دلیل تصادفات رانندگی به وقوع می پیوندد.

علائم

فرد مشکلاتی را در یادگیری اطلاعات جدید و به خاطر آوردن وقایع گذشته پیدا می کند. علاوه بر این از جمله علائم رایج این اختلال می توان به سردرد، شک، افسردگی، تب، دردهای مزمن، و خستگی اشاره کرد.

علل

اغلب، فراموشی به دلیل آسیب های وارده به مغز، ضربه، بیماری های حاد، و یا استفاده از نوع خاصی ماده مخدر ایجاد خواهد شد. ضعف قدرت ذهنی و کند ذهنی نیز می توانند از جمله دلایل دیگر در مورد حافظه ی ضعیف قلمداد شوند.

فراموشی در داستان ها و افسانه ها

در اکثر کارهای هنری و ادبی بزرگ دنیا مقوله ی فراموشی عموماً به عنوان موضوع داستان های بسیار زیادی به کار گرفته شده است. این امر به ویژه در ادبیات ژاپن قابل رویت است.

نویسنده معروف جرج اورال کتابی را تحت عنوان "دختر روحانی" به رشته ی تحریر در آورده است که در مورد پیچیدگی ها و درگیری هایی که فرد در هنگام ابتلا به فراموشی با آن دست و پنجه نرم می کند، سخن به میان آورده است. در کتاب دیگری تحت عنوان "پوسته ی مرموز" فراموشی تجزیه کننده با نگاهی منتقدانه و در عین حال با بهره گیری از ظرافت های هنری و ادبی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. در رمان معرف "جانشین مونا لیزا"، نویسنده: ویلیام گیبسون، شخصیت اصلی داستان دچار چندین بیماری ذهنی مختلف است که یکی از آنها دچار سندرم کرساکوف می باشد.

در کتاب "سربازی در مه"، نویسنده: جین ولف، قهرمان داستان یک سرباز یونانی با مذهب ارتودکس می باشد که از فراموشی معکوس رنج می برد.

تصویر متحرک آقای بادوینگ (1966) قهرمان داستان، در مواجهه با مشکلات زندگی زناشویی خود به مرحله ی فراموشی می رسد (از دست دادن گزینشی حافظه).

در فیلم ها نیز، فیلم "فراموش شده" محصول سال 2004 شخصیت بزرگسال داستان در مورد وجود فرزندش که توسط مقامات دولتی ربوده شده است، دچار ضعف حافظه میشود.

مقوله ی فراموشی حفره ای نیز نخستین بار در فیلم "آفتاب ابدی ذهن بی نقص" در سال 2004 مطرح شد.  براساس رمان رابرت لودلام با عنوان "انتهای هویت" (2002) داستان مردی را می خوانیم که بدن نیمه جانش را مرد ماهیگیری پیدا می کند. مرد ماهیگیر از او مراقبت می کند تا حافظه و سلامت از دست رفته اش را مجدداً باز یابد.

در چندین قسمت از مجموعه داستان "شب های شنبه" تام هنکس در نقش "آقای حافظه ی کوتاه مدت" ایفای نقش می کند. این مرد به سرعت کارهایی را که انجام می دهد از یاد می برد و به طور طنز آمیزی هر کاری را که انجام داده و یا هر حرفی را که زده است، از یاد می برد. فیلم مهیج روانی "خاطره" محصول سال 2000 مردی را به تصویر می کشد که از ضعف حافظه رنج می برد. این اختلال در اثر یک برخورد مغزی شدید در یک تصاوف برای او به وجود می آید.

درمان

فراموشی بیشتر از اینکه به عنوان یک بیماری محسوب شود، به منزله ی نوعی نشانه از دست دادن حافظه محسوب می شود و مدیریت در درمان آن، می تواند دلایل نخستین آنرا از میان بردارد. البته نمی توان گفت که هیچ گونه درمان قطعی برای این بیماری وجود دارد که بتواند توانایی حافظه را مجدداً به همان روز اول بازگرداند؛ اما معالجات روانی می تواند برای فراموشی هایی که به دلیل آسیب های عاطفی روی می دهد، مفید باشد.

یکی از مهم ترین مداواهای عمده استفاده از گیاهان دارویی مانند رزماری و گل مریم است. دم کرده ای که از این برگ ها نیز درست شده باشد به عنوان یک نوشیدنی معطر و مطبوع شناخته شده و درمان مناسبی برای ضعف حافظه به شمار می رود. بادام و گردو نیز برای تقویت حافظه موثر هستند. سیب نیز نقش مثبتی برای تقویت حافظه ایفا می کند. فلفل سیاه به همراه عسل نیز جزء موادی هستند که تاثیر مطلوبی را می توانند بر روی حافظه ی افراد داشته باشند. شیر گاو نیز دارای خواص زیادی برای حافظه است و بیماران تا جایی که قدرت هاضمه ی آنها اجازه می دهد، باید از آن استفاده کنند.

از سوی دیگر استراحت و خواب کافی نیز می تواند محیط را برای تقویت حافظه فراهم کند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 17 Mar 2008 و ساعت 19:28 |
















 

 



اينترنت، اين پديده جذاب و نوپا آنقدر به شهرت رسيده كه هويت واقعي خود را فراموش كرده و گم شدن وظيفه اصلي آن باعث ترويج عبارت «اعتياد به اينترنت» شده است.يكي از نگراني هاي روانشناسان در عصر حاضر تاثيرات منفي استفاده از اينترنت بر روي نوجوانان است. زيرا همين عامل موجب به وجود آمدن افسردگي در آنها مي شود. اعتياد به اينترنت و افسردگي رابطه اي كاملاً متقابل با يكديگر دارند. حال آنكه كدام يك نتيجه ديگري است، بستگي به شرايط محيط و زندگي افراد دارد.

عوامل متعددي باعث به وجود آمدن افسردگي مي شوند. از جمله اين عوامل مي توان به موارد زير اشاره كرد؛ وراثت، جنسيت، عملكرد هورمون ها، وسواس، اضطراب، استرس و فشارهاي عصبي، بيماري هاي مزمن جنسي، الگوهاي نامناسب فكري و تربيتي، محيط نامناسب زندگي، فقر، تنبيه و سوءاستفاده هاي بدني، شكست عاطفي، ورشكستگي، پيري، نقص عضو، حوادث غيرمترقبه و از دست دادن فردي عزيز. بعضي از اين عوامل، غير منتظره و خارج از حيطه اختيارات ما است اما ديگر عوامل را به راحتي مي توان كنترل و تنظيم كرد.

جنگ بين والدين و فرزندان بر سر كامپيوتر در اغلب خانه ها وجود دارد. فرزندتان مدت ها پشت كامپيوتر مي نشيند، در اتاق را به روي خود مي بندد و ساعت ها در تنهايي به سر مي برد. در اين حالت بايد بدانيد كه فرزند شما افسرده است. بسياري از نوجوانان بدون هيچ منظور و هدفي خاص، تنها براي يافتن و ديدن چيزهاي جديد و هيجان انگيز در اين شبكه جهاني پرسه مي زنند. در تمام ساعاتي كه آنها مشغول كاركردن با كامپيوتر هستند قاعدتاً تنها هستند و همين انزوا و تنهايي افسردگي آنها را چند برابر مي كند.استفاده بيش از حد يا اعتياد به اينترنت موجب به وجود آمدن عوامل زير مي شود؛ ناراحتي هاي جسمي مانند سردرد، تورم و سوزش چشم، كمردرد، گردن درد، درد مفصل انگشتان و مچ دست، كم خوابي يا بي خوابي و اختلال در اشتها و عوامل ديگري چون افت تحصيلي، عدم تمايل به شركت در كلاس هاي درس، عدم تمايل به شركت در محافل خانوادگي يا جمع دوستان، بي توجهي به نظافت شخصي، پرخاشگري و تمايل بيش از حد به انزوا و تنهايي كه همين عوامل موجب بروز افسردگي مي شوند.والدين در جلوگيري از افسردگي فرزندان نقشي بسيار مهم و اساسي دارند. شايد فرزند نوجوان شما به دليل كم تجربگي يا دلايل ديگر قادر به تشخيص نيازهاي جنسي و رواني خود نباشد. پس اين وظيفه شماست تا او را آگاه كرده و در مسيري درست هدايت كنيد. در اين سن حساس نوجوان شديداً به دنبال يافتن هويت اجتماعي خود و اثبات آن به ديگران است و به اين دليل كه هنوز شرايط ورود به اجتماع براي او مهيا نشده، مسلماً قادر به شناخت صحيح از دنياي خارج از خانواده نيست. در نتيجه تنها راهي كه مي توان از طريق آن بدون تماس مستقيم با افراد جامعه ارتباط برقرار كند، وارد شدن به شبكه پرسرعت و جالب جهاني يعني اينترنت است.بهترين راه كمك به فرزندتان اين است كه استفاده از كامپيوتر را براي او محدود كنيد. توجه داشته باشيد كه منظور از محدوديت، ممنوعيت نيست. زيرا مطمئناً عملكرد منفي شما حرص و كنجكاوي او را بيشتر كرده و صد درصد مشكلات و عواقب بعدي آن بسيار بيشتر خواهد شد. سعي كنيد روش استفاده درست از اينترنت را به او آموزش دهيد نيازهاي فرزندتان را بشناسيد و به آنها پاسخي قانع كننده بدهيد.به كمك يك آزمون روانشناسي مي توانيد به فرزند خود در اين زمينه كمك كنيد. اگر تعداد پاسخ هاي مثبت او بيش از پاسخ هاي منفي بود نشان دهنده اين است كه فرزند عزيز شما به اينترنت اعتياد دارد. در اين حالت سعي كنيد با مشاوره اي سالم و صحيح به او كمك كرده و راه درست را پيش پايش قرار دهيد.

1- آيا بيش از آنچه مورد نياز است از اينترنت استفاده مي كني؟
2- آيا هيجان و جذابيت اينترنت را به خلوت و صميميت دوستان و خانواده ات ترجيح مي دهي؟
3- آيا از كارهاي روزانه و تكاليف درسي خود به خاطر كار كردن بيش از حد با اينترنت باز مي ماني؟
4- آيا افراد خانواده به دليل زياده روي در استفاده از كامپيوتر از تو شكايت مي كنند؟
5- آيا قبل از انجام هر كدام از كارهاي روزمره اي ميل خود را چك مي كني؟
6- آيا هنگام استفاده از اينترنت چنانچه كسي به تو اعتراض كند ناراحت و عصبي مي شوي؟
7- آيا احساس مي كني زندگي بدون وجود اينترنت كسل كننده و يكنواخت است؟
8- آيا به خاطر كار كردن با اينترنت تا نصف شب بيدار مي ماني؟
9- آيا سعي مي كني مدت زماني را كه در حال كار كردن با اينترنت هستي از ديگران پنهان كني؟
10- آيا ترجيح مي دهي به جاي بيرون رفتن و تفريح كردن با دوستان و هم كلاسي هايت با اينترنت سرگرم باشي؟توجه داشته باشيد كه هيچ مشاوري مثل پدر يا مادر براي فرزند نيست. پس بهترين دوست آن لاين فرزندتان باشيد.

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 17 Mar 2008 و ساعت 18:55 |

Image hosting by TinyPic

افسردگي پدران بر جسم و روح دختران تاثير مي‌گذارد
تحقيقات نشان داده است دختران در خانواده هاي پر تنش به ويژه در شرايطي كه پدر مبتلا به افسردگي باشد، تحت تاثير عوامل روحي دچار بلوغ زودرس مي شوند. محققان دانشگاه ويسكانسين كودكان را از سنين پيش دبستاني تا نوجواني مورد بررسي قرار داده اند و در ضمن با والدين آنها نيز در مورد ميزان استرس و مشكلات خانوادگي و مالي و حتي افسردگي والدين صحبت كرده اند.

آنها دريافته اند دختراني كه در خانواده هاي مستحكم زندگي مي كنند و بيشتر تحت حمايتهاي منسجم والدين هستند، ديرتر دچار تغييرات هورموني و رسيدن به مرحله بلوغ مي شوند. در اين ميان دختراني كه در خانواده هايي زندگي مي كنند كه  بين والدين مشكلات عاطفي وجود دارد و خانواده تحت تاثير مشكلات مالي و اقتصادي و كمبودهاي گوناگون است و به ويژه پدران مبتلا به افسردگي هستند، بيشتر و زودتر به تغييرات بلوغ مي رسند.

نكته اينجاست كه دختران ارتباط عاطفي خاصي با پدر دارند به همين دليل ناراحتي هاي پدران بيشتر از مادران آنها را از نظر جسمي و روحي تحت تاثير قرار مي دهد. البته لازم به ذكر است كه يكي از عوامل تعيين كننده زمان بلوغ در دختران سابقه اين مورد در مادران و در ضمن اضافه وزن آنهاست. اما مشخص شده عاملي مهم تر از ژنتيك در اين مسئله موثر است و آن هم وضعيت رواني و عاطفي خانواده است.

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 13 Mar 2008 و ساعت 1:38 |

در گذشته پزشكان گمان نمي‌كردند كودكان نيز افسردگي را تجربه كنند. اما اكنون متخصصين سلامت مي‌گويند اين اختلال در ميان كودكان هم مشاهده مي‌شود. تشخيص و درمان به موقع افسردگي در اين گروه سني اهميت زيادي دارد.
درمان شامل روان درماني و تجويز داروهاي ضدافسردگي است. البته عقيده پزشكان در مورد اين كه ابتدا كدام يك از روش‌هاي درماني را انتخاب كنند، متفاوت است.
مطالعات نشان مي‌دهند نوعي روان درماني به نام رفتار درماني شناختي كوتاه‌مدت علائم افسردگي را در بسياري از كودكان كاهش مي‌دهد. كودكان افسرده اغلب ديدگاه منفي و ناسالمي نسبت به خود و تجاربشان دارند. رفتاردرماني شناختي به اين كودكان كمك مي‌كند ديدگاه سالم تر و مثبتي را نسبت به خود پيدا كنند. براساس تحقيقات انجام شده، اين نوع درمان سريع‌تر و موثرتر از هر نوع درمان ديگري براي كودكان است.
حتي وقتي علائم افسردگي از بين مي‌روند، درمانگر توصيه مي‌كند كودك تا مدتي درمان را ادامه دهد. اين كار باعث افزايش مهارت‌هاي سازگاري او و كاهش بازگشت افسردگي مي‌شود.
داروها نيز مي‌توانند موثر باشند، با توليد داروهاي ضدافسردگي و تثبيت كننده خلق جديد، درمان افسردگي كودكان ارتقاء يافته است. اين داروها در صورت دچار شدن كودك به افسردگي شديدي كه به داروهاي ديگر پاسخ نداده باشد، در دسترس نبودن اقدامات رفتار درماني، وجود اختلال دو قطبي يا سايكوز، و ابتلا به افسردگي عود شونده يا مزمن معمولا مفيدند.
بهتر است كودك تا چند ماه پس از بهبود علايم به مصرف داروها ادامه دهد.
البته برخي مطالعات نشان داده‌اند بين مصرف داروهاي ضدافسردگي و افزايش احتمال تفكرات خودكشي ارتباط وجود دارد. در نتيجه در اكتبر سال 2004 سازمان نظارت بر غذا و داروي امريكا FDA درباره مصرف اين داروها در كودكان هشدار داده است مبني بر اين كه پزشكان پيش از تجويز، فوايد و خطرات احتمالي مصرف آنها توسط كودكان را در نظر بگيرند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 12 Mar 2008 و ساعت 16:44 |

روانشناسان مي گويند اگر شما آواهايي خيالي مي شنويد كه شما را خطاب قرار مي دهند، نگران نشويد؛ زيرا امري شايع و طبيعي است .

پژوهشگران دانشگاه منچستر مي گويند برخلاف يك باور قديمي شنيدن صدايي خيالي در سر، نشانه اي از بيماري رواني نيست.در واقع بسياري از كساني كه چنين آواهايي را مي شنوند در جستجوي درمان برنمي آيند و مي گويند كه اين آواها تاثير مثبتي در زندگي شان داشته و احساس آرامش يا الهام به آنها مي دهد.

تفاوت هاي فردي

آيليش كمپبل پژوهشگر روانشناسي در اين باره مي گويد: "ما مي دانيم كه بسياري از مردم آواهاي خيالي مي شنوند ولي هرگز درصدد مراجعه به متخصصان بهداشت رواني برنمي آيند."برخي از كساني كه چنين صداهايي را شنيده اند مي گويند كه انگار كسي شما را به نام صدا كرده است.برخی از مردم همچنين مي گويند هنگامي چنين صداهايي را مي شنوند كه گويي افكاري از خارج وارد سرشان مي شود و گاه اين صدا خود وارد گفتگو با فرد مي شود.

پژوهشگران دانشگاه منچستر مي خواهند در اين باره تحقيق كنند كه چرا برخي از مردم با ديدي مثبت به اين آواها مي نگرند و برخي ديگر وحشت زده شده و درجستجوي كمك برمي آيند.خانم كمپبل مي گويد: "به نظر نمي رسد كه شنيدن چنين آواهايي به خودي خود مشكل زا باشد. آن چه مهم تر به نظر مي رسد چگونگي تلقي افراد از اين صدا ها است."وي مي گويد عواملي چون تجارب زندگي و اعتقادات ممكن است در اين امر موثر باشد.

مضمون آواها

اين روانشناس مي گويد: "اگر فرد در حال رويارويي با يك ضربه رواني باشد يا خودش را آسيب پذير يا در معرض پرخاشجويي ديگران بيابد ممكن است اين آواها را مخرب، خصومت آميز و غلبه گر بيابد.در همين حال وي مي گويد كه كساني كه تجارب مثبت بيشتري در زندگي داشته اند و بينش بهتري نسبت به خود و ديگران دارند بيشتر از اين آواها استقبال مي كنند.

تحقيقات پيشين نشان داده بود، اغلب كساني كه چنين آواهايي مي شنيدند كودكي دهشت باري داشته اند.دكتر كمپبل هشدار مي دهد گاهي فرد تصور كند كه شنيدن اين صداها نشانه بيماري رواني است و از صحبت كردن در اين باره با ديگران خود داري مي كند كه در اين صورت بيشتر هراسان خواهد شد.

پرفسور ماريوس روم مدير موسسه اي به نام نداي دروني، مي گويد: "به دليل سوء تفاهم و وحشتي كه در جامعه و مفاهيم روانپزشكي در باره شنيدن آواهاي دروني وجود دارد، مردم عموما از آن به عنوان نشانه اي از بيماري ياد مي كنند كه بايد از شر آن خلاص شد و به اين ترتيب محتوا و معناي تجربه اين آوا كمتر مورد بحث قرار گرفته است."وي مي گويد تحقيقات آنها نشان مي دهد هفتاد درصد كساني كه اين صداها را شنيده اند گفته اند كه يك رخداد دهشت زا را در زندگي شان تجربه كرده اند كه زمينه ساز پديداري اين آواها شده اند.

به اين ترتيب وي معتقد است گفتمان در باره اين آواها و برجستگي پيامي كه براي فرد در خود نهفته دارد از اهميت بسياري برخوردار است و مي تواند از اظطراب و انزواي فرد بكاهد.

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 19 Feb 2008 و ساعت 20:11 |

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 
مطالعات انجام شده بر روی تعدادی از مردان استفاده کننده از کامپیوترهای لپ تاپ نشان دهنده افزایش احتمالی نازایی در این گروه است.بنابر همین گزارش محققان معتقدند قرار دادن لپ تاپ بر روی پا ، باعث بالا رفتن درجه حرارت اندامهای تولید بیضه می شود و این عامل نیز ارتباط نزدیکی با ناباروری مردان دارد.

براساس تحقیقات انجام شده ، چنانچه کامپیوترهای لپ تاپ در هنگام استفاده بر روی پا قرار گیرد می تواند موجبات ناباروری در مردان را فراهم می کنند.

به گزارش از هلت دی ، مطالعه انجام شده بر روی تعدادی از مردان استفاده کننده از کامپیوترهای لپ تاپ نشان دهنده افزایش احتمالی نازایی در این گروه است.

بنابر همین گزارش محققان معتقدند قرار دادن لپ تاپ بر روی پا ، باعث بالا رفتن درجه حرارت اندامهای تولید بیضه می شود و این عامل نیز ارتباط نزدیکی با ناباروری مردان دارد.

به همین دلیل محققان توصیه می کنند لازم است از استفاده طولانی مدت کامپیوتر لپ تاپ و خصوصا قراردادن آن بر روی پا خودداری شود و افرادی که به طور مداوم از کامپیوتر استفاده می کنند نیز بهتر است از انواع معمول و رومیزی آن استفاده نمایند.

به طور کلی تا کنون عوارض جسمی گوناگونی در استفاده زیاد از کامپیوتر ذکر شده که می توان از آن جمله به مشکلات چشم و سوزش یا تاری دید و مشکلات اسکلتی از قبیل درد در ناحیه انگشتان و مچ دست و هم چنین گردن و کمر اشاره شده است و این مورد اخیر نیز به آن اضافه شده است. 

 
 
+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 15 Feb 2008 و ساعت 6:34 |
افزایش احتمال ابتلا به افسردگی در مردان در اثر طلاق

 
 
 
 
 
 
  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مطالعات نشان می‌دهد مردانی که از همسرانشان طلاق گرفته و یا جدا از آنها زندگی می‌کنند 6 برابر بیشتر از مردانی که با همسرانشان زندگی می‌کنند، در معرض ابتلا به اختلال روانی افسردگی هستند.

براساس نتایج مطالعات انجام گرفته در کانادا، احتمال ابتلا به افسردگی در مردانی که از همسرانشان طلاق می‌گیرند افزایش پیدا می کند.

به گزارش سلامت نیوزبه نقل از اسکای نیوز ، این مطالعات نشان می‌دهد مردانی که از همسرانشان طلاق گرفته و یا جدا از آنها زندگی می‌کنند 6 برابر بیشتر از مردانی که با همسرانشان زندگی می‌کنند، در معرض ابتلا به اختلال روانی افسردگی هستند.

این در حالی است که این رقم در زنان پایین‌تر است. به طوری که زنانی که جدا از شوهرانشان زندگی می‌کنند 5/3 برابر بیشتر از زنانی که با شوهرانشان زندگی می‌کنند در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند.

این مطالعات نشان می‌دهد: در مجموع خطر بروز افسردگی در زنان و مردان مطلقه تا دو سال پس از جدایی وجود دارد که البته به گفته اکثر کسانی که این جدایی را تجربه کرده‌اند ظرف 4 سال پس از طلاق افسردگی آنها پایان یافته است.

این یافته‌ها براساس اطلاعات جمع آوری شده توسط مرکز تحقیقات ملی بهداشت جمعیت بدست آمده است.

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Feb 2008 و ساعت 0:58 |

به کسی وعده داده نشده که میانسالی دورانی پرنشاط و پرهیجان است. اکثر افراد هم حاضر نیستند که از رسیدن به میانسالی ابراز خوشحالی کنند. هر چه باشد جوانی بهتر از پیری است.
تحقیقات جدید هم این موضوع را تائید می کند. بنا به اطلاعاتی که از میان دو میلیون نفر در هشتاد کشور جهان جمع آوری شده است، افراد وقتی به میانسالی می رسند بیش از هر دوره دیگر از زندگی خود با خطر افسردگی رو به رو می شوند. اما هنوز بارقه ای از امید وجود دارد. ظاهرا افراد پس از پشت سر گذاشتن میانسالی و رسیدن به سن پیری، اگر از سلامت نسبی برخوردار باشند، بار دیگر روحیه ای شاد و رضایتمند خواهند داشت.

سن افسردگی

بنا به این تحقیق جدید، که توسط محققان بریتانیایی و آمریکایی انجام گرفته است، افراد در سن 44 سالگی در اوج خطر ابتلا به افسردگی قرار می گیرند. خطر افسردگی در جوانان و سالمندان کمتر از بقیه گروه های سنی است و زنان و مردان به یک میزان مستعد ابتلا به افسردگی در دهه چهل زندگی خود هستند.

اما از میان داوطلبان هشتاد کشوری که در این تحقیق مورد مطالعه بوده اند، تنها در کشور آمریکا بوده که زنان و مردان در سنین متفاوت با خطر افسردگی عمیق روبرو شده اند. در آمریکا زنان در سن چهل سالگی و مردان در سن پنجاه سالگی در معرض خطر افسردگی شدید قرار می گیرند. تحقیقات قبلی نشان داده بود که احتمال ابتلا به افسردگی تقریبا در سراسر عمر فرد یکسان است اما آخرین تحقیقات ثابت کرده است که افسردگی در میانسالی بیش از هر دوره دیگر رخ می دهد.

پرفسور اندرو آزوالد، یکی از تنظیم کنندگان نتیجه این تحقیق، گفت: "افسردگی به سراغ همه می آید مرد و زن، غنی و فقیر، مجرد و متاهل و آنهایی که بچه دارند و آنهایی که بچه ندارند." او گفت دلیل این که میانسالی در تمام جهان دوره ای مستعد افسردگی برای مردان و زنان است، روشن نیست.پرفسور آزوالد در ادامه گفت که کاهش سلامت روانی و سرخوشی در افراد به مرور و نه به ناگاه و در عرض یک سال، رخ می دهد.

بنا به این تحقیق اغلب افراد با رسیدن به سن پنجاه سالگی از چنگال خطر افسردگی رهایی می یابند و وقتی به سن هفتاد سالگی می رسند (در صورتی که سلامت کافی داشته باشند) مانند یک جوان سالم بیست ساله احساس شادمانی می کنند. این استاد دانشگاه واریک بریتانیا افزود: "شاید درک همین موضوع که افسردگی در دهه چهل زندگی امری کاملا عادی است و در سراسر دنیا دیده می شود، قوت قلبی برای همه افراد میانسال باشد." نتیجه این تحقیق که توسط دانشگاه های واریک بریتانیا و دارتموت آمریکا انجام گرفته است در مجله "علوم اجتماعی و پزشکی" منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Feb 2008 و ساعت 0:7 |

 

مشكلات دنياي ماشيني باعث شده كه روزبه‌روز افسردگي بيشتر شود. متاسفانه اين پديده به صورت خفيف، متوسط يا شديد، نه‌تنها در افراد مسن و ميانسال بلكه در بسياري از جوانان نيز ديده مي‌شود. براي درمان انواع افسردگي، ساليان درازي است كه از انواع داروهاي ضدافسردگي شيميايي استفاده مي‌شود ولي چون درمان افسردگي گاهي چندين ماه يا چندين سال طول مي‌كشد، مصرف‌كنندگان اين داروها هميشه از عوارض جانبي آن ناراضي و نگران هستند؛ به همين دليل، به‌تازگي تحقيقات وسيعي روي گياهان دارويي ضدافسردگي و آرام‌بخش صورت گرفته و تعدادي داروي گياهي مؤثر و داراي حداقل اثرات جانبي به بازارهاي جهاني عرضه شده است؛ البته مصرف اين گياهان هم بدون عارضه نيست و خواندن اين مطلب نبايد باعث شود داروهايي را كه پزشك برايتان تجويز كرده، به طور ناگهاني قطع كنيد اما شايد با مشورت و تحت‌نظر پزشكتان بتوانيد كم‌كم آنها را جايگزين داروهاي شيميايي كنيد. در اين مطلب به معرفي تعدادي از اين گياهان مي‌پردازيم:

سنبل الطيب

يكي از قديمي‌ترين گياهان دارويي است كه در ايران و جهان از آن براي مصارف گوناگون دارويي، غذايي و بهداشتي استفاده مي‌شود.

اين گياه به صورت وحشي در جنگل‌هاي كم‌درخت در حاشيه جويبار‌ها و گودال‌ها مي‌رويد.

قسمت مورد استفاده اين گياه، ريشه آن است و معمولا از ريشه گياهي كه بيش از 3سال عمر دارد، استفاده مي‌شود. سنبل الطيب پس از خشك شدن به رنگ قهوه‌اي درمي‌آيد و طعم آن تلخ ولي خوشبو و معطر است و عطر آن پس از خشك شدن، بيشتر مي‌شود.

بوي مطبوع اين گياه به قدري است كه گربه آن را از فواصل دور هم تشخيص مي‌دهد و به طرف آن مي‌رود؛ به همين علت، به اين گياه علف گربه نيز مي‌گويند.تاثير دارويي ريشه تازه اين گياه، 3برابر خشك شده آن است. سنبل الطيب بايد در حرارت كم خشك شود زيرا حرارت بالا تمام اثر دارويي آن را از بين مي‌برد. يكي از مهم‌ترين خواص دارويي اين گياه خاصيت آرام‌بخش بودن آن است.

سنبل الطيب با داشتن خاصيت ضدتشنج در رفع ناراحتي‌هاي عصبي و كاهش صرع نيز مفيد است.دلهره، تشويش و نگراني را تا حد زيادي از بين مي‌برد و جايگزين خوبي براي قرص‌ها و داروهاي آرام‌بخش است.

مقدار 2تا4 گرم سنبل‌‌الطيب را- كه قبلا كوبيده شده باشد- در يك ليوان آب جوش ريخته به مدت نيم ساعت باقي بگذاريد تا دم بكشد سپس آن را صاف كرده و روزي  3 بار، هر بار يك فنجان ميل كنيد. اين نوشيدني معالج تمام حالات عصبي،سرگيجه ، ناآرامي‌هاي عصبي، ضدترس شبانه اطفال و آرام‌بخش بسيار خوبي براي كارهاي فكري زياد است.

زعفران

بومي ‌نواحي مختلف آسيا، به‌ويژه جنوب غرب آسيا، جنوب اروپا و جنوب اسپانياست. قسمت مورد استفاده اين گياه- كه به نام زعفران در بازار تجارت موجود است- انتهاي خامه و كلاله گل است.

زعفران حاوي مواد چرب، املاح معدني، موسيلاژ و اسانس‌هاي فراواني است. رنگ زعفران مربوط به ماده‌اي به نام كرويسن است.

مهم‌ترين خاصيت زعفران- كه از قديم مورد توجه بوده- درمان افسردگي است.

زعفران بويي قوي و طعمي‌ تلخ دارد، باعث تحريك اعصاب شده، اثر مسكن دارد و داراي خاصيت آرام‌بخشي و خواب‌آوري است و بالاخره اگر مي‌خواهيد هميشه شاد و خندان باشيد، زعفران بخوريد.

زعفران را بايد در شيشه‌هاي دربسته و دور از نور نگهداري كنيد زيرا عطر و رنگ خود را در اثر نور از دست مي‌دهد. اسانس زعفران تبخيرشدني است و در صورت نگهداري نامناسب به مرور زمان اسانس آن تبخير، از اثرات دارويي و طعم و مزه آن كاسته شده و مرغوبيت خود را نيز از دست مي‌دهد.

با توجه به اينكه مواد معطر گياه در حالت پودر شده، بسيار سريع‌تر از پودر نشده آن تبخير مي‌شود پس بهتر است زعفران را تا موقع مصرف پودر نكنيد يا در صورت پودر كردن، در ظرف دربسته نگهداري كنيد.از مضرات زعفران اين است كه روي سيستم توليد مثل اثر دارد؛ بنابراين زنان حامله بايد از خوردن زياد آن اجتناب كنند.در ضمن خوردن زياد زعفران براي كليه‌ها مضر است و اشتها را نيز كم مي‌كند.

علف چاي

در حال حاضر، يكي از بهترين داروهاي گياهي ضدافسردگي- كه خاصيت دارويي و خواص ارزنده ديگري نيز دارد- علف چاي است.

قدمت مصرف اين گياه، بيش از 2 هزار سال است و نزد بيشتر اقوام و ملل جهان به عنوان بهترين داروي بيماري‌هاي عصبي مورد استفاده بوده است.

اكنون بيش از 50كارخانه داروسازي جهان از گياه علف چاي، داروهاي مختلف ضدافسردگي تهيه مي‌كنند. اين گياه در ايران با نام‌هاي ديگري نظير گل‌راعي، علف هزارچشم و هوفاريقون شناخته مي‌شود.

قسمت مورد استفاده اين گياه، سرشاخه گلدار گياه تازه يا گياه خشك‌شده و نيز گل‌هاي تازه گياه است.علف چاي در درمان افسردگي‌هاي خفيف عصبي همچون افسردگي‌هاي دوران يائسگي و درمان خستگي‌هاي عصبي مؤثر است. خاصيت اين گياه در درمان افسردگي به اثبات رسيده است.ماده مؤثر اين گياه  هايپريسين است.اين گياه را نيز مي‌توانيد به صورت چاي، دم ‌كرده و نوش‌جان كنيد.

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 11 Feb 2008 و ساعت 17:6 |
بي تحركي فرآيند پيري را تسريع مي كند

يك مطالعه تازه حاكي از آن است كه داشتن يك زندگي بي تحرك ممكن است انسان را از لحاظ ژنتيكي زودتر از موعد پير كند.مطالعه دوقلوها نشان داد كساني كه در وقت آزاد خود فعاليت جسماني دارند ظاهرا از لحاظ ژنتيكي جوانتر از همزادان خود كه زندگي بدون تحركي داشتند بودند. محققان دريافتند كه قطعات مهم دي ان اِي به نام "تِلومِرِس" (telomeres) در افراد غيرفعال با سرعت بيشتري "كوتاه" شد. تصور مي شود اين پديده نشانگر تسريع فرآيند پيري سلول ها باشد.

مطالعه "كينگز كالج" لندن در نشريه "آرشيوهاي پزشكي داخلي" منتشر شد.

سبك زندگي فعال و پرتحرك در گذشته به نرخ پايين تر بيمارهاي قلب و عروق، ديابت نوع 2 و سرطان ارتباط داده شده است.با اين حال، تازه ترين تحقيقات حاكي از آن است كه بي تحركي نه فقط فرد را در برابر بيماري آسيب پذيرتر مي كند، بلكه عملا مي تواند فرآيند پيري را تسريع كند. تيم محققان 2401 دوقلوي سفيدپوست را تحت مطالعه قرار داد و از آنها خواست پرسشنامه هايي را درباره ميزان فعاليت جسماني پر كنند. همچنين دي ان اِي آنها استخراج شد.

آنها به خصوص بر "تلومرس" تمركز كردند، قسمتي از سلسله تكراري دي ان اِي كه در انتهاي كروموزم ها قرار دارد و آنها را در برابر صدمات محافظت مي كند. با گذر عمر، تلومرس كوتاه تر مي شود، و سلول ها را در برابر صدمات و مرگ آسيب پذيرتر مي كند.محققان با معاينه سلول هاي سفيد خون، به خصوص سلول هاي سفيد سيستم دفاعي بدن، دريافتند كه تلومرس به طور متوسط در سال، 21 قسمت تشكيل دهنده خود را از دست داد. اما تلومرس مردان و زناني كه از لحاظ جسماني در اوقات فراغت فعاليت كمتري داشتند، از كساني كه فعال تر بودند كوتاه تر بود.

ميانگين طول تلومرس در كساني كه كمترين فعاليت را داشتند - 16 دقيقه فعاليت بدني در هفته - 200 نوكليوتيد از كساني كه بيشترين ميزان فعاليت را داشتند - 199 دقيقه فعاليت جسماني در هفته مانند دويدن و تنيس - كوتاهتر بود. متوسط طول تلومرس در فعالترين افراد قابل مقايسه با طول آن در افراد غيرفعالي بود كه تا 10 سال جوانتر بودند.مقايسه مستقيم دوقلوهايي كه ميزان فعاليت جسمي آنها فرق مي كرد به نتايج مشابهي منجر شد.

تاثير فشار رواني

محققان اشاره مي كنند افرادي كه تحرك جسمي ندارند ممكن است در مقابل صدمات ناشي از سلول ها به خاطر قرار گرفتن در معرض اكسيژن يا تورم (التهاب) آسيب پذيرتر باشند. همچنين تصور مي شود كه فشار رواني بر طول تلومرس اثر مي گذارد و محققان فكر مي كنند ورزش منظم مي تواند به كاهش اين فشار كمك كند.محققان نوشتند: "نتيجه گيري مطالعه ما نشان مي دهد بزرگسالاني كه به طور منظم فعاليت جسمي دارند از نظر بيولوژيكي جوانتر از افراد غيرفعال هستند."

"اين نتيجه گيري پيام قدرتمندي دارد كه مي تواند مورد استفاده متخصصان براي تشويق فوايد بالقوه ورزش منظم براي مقابله با پيري قرار گيرد." دكتر جك گورالنيك از "موسسه ملي افزايش سن" در آمريكا در سرمقاله اي كه همراه اين گزارش چاپ شد گفت براي يافتن رابطه اي مستقيم ميان پير شدن و فعاليت جسمي مطالعات بيشتري لازم است.

وي گفت: "افرادي كه ورزش مي كنند از بسياري جهات با افراد غيرفعال فرق دارند، هرچند در اين تحليل برخي از متغيرها حساب شده، اما عوامل زياد ديگري هست كه مي تواند مسئول تفاوت بيولوژيكي بين افراد فعال و غيرفعال باشد."


+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 7 Feb 2008 و ساعت 3:38 |


Powered By
BLOGFA.COM