تبليغاتX
کهن ديار Iran-Iran


زندگی زیبائیست،
تنهائیست
زندگی عشق به پرواز عدم
 یک راز است،
آغاز است .
زندگی یک فریاد،
 تک درختی در باد،
 جنبش باله ماهی در آب ،
 ریزش باران است ٠
زندگی پر زدن شاپرک ی،
 پرسه بر نی لبک ی،
 بوسه داغ شبی وهم آلود،
 بر رخ یک روز است.
 زندگی  برکه تنهائی
 در دل دشت سکوت
 گذر رهگذری،
 خسته از فریاد است٠
زندگی  پنجره ای،
 قاب آویخته بر دیواری،
 وزن یک پر درد است ٠
 لرزش سایه ای بر خاک است.
 زندگی عشق میان من وتو
زندگی بود و نبود من و تو
 زندگی وسوسه یک کام است٠٠٠

+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 16 Aug 2008 و ساعت 7:1 |
+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 16 Aug 2008 و ساعت 5:40 |

 

 

 شاید شبی
مانند دیوانه ای
 در خیابان های سرد شهر
 فریاد کنم بودن را
 و نابود کنم نبودن را
شاید شبی مانند پروانه ای
خسته از پای در آیم .
شاید شبی مانند شب پره ای
 تا مرز بی نهایت شب
 پرواز کنم .
شاید شبی
 دیوانه ای مانند من
 به شب بگوید شب بخیر
 شاید آن شب ،
 همین امشب باشد٠

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Aug 2008 و ساعت 17:50 |

در چشم هایت رود جاریست
آهسته میخزد،
 در چشم هایم
 زیباترین رنگها را
در چشم های تو یافتم
  ای دیر یافته،
 چشم هایت ستاره
 چشم هایت چشمه
 چشم هایت دشنه ،
 در عمق نگاهم٠
در تجلی اعتماد
 عاشقانه
 به تو پیوستم،
 تا نهایت بودن را
 در گام تو احساس کنم
چشم هایت
لرزش باران
در فصل پنجم طبیعت است٠

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Aug 2008 و ساعت 17:45 |

دانایی آغاز رنج  است .تعریف عام دانایی و  آگاهی : رسیدن میزانی از دانایی به فرد در خصوص وجود شئی مورد نظر به گونه ای که قدرت به حرکت در آوردن اندیشه و احساس برتر را جهت معطوف شدن به مورد یاد شده برای رسیدن به شناخت را ، داشته باشد، آگاهی است .من اما همیشه گفته و  میگویم که دانایی آغاز رنج و درد است.

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Aug 2008 و ساعت 17:44 |

تو
دریایی
 آسمانی
 رؤیایی
 و من غرق تو٠٠٠

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Aug 2008 و ساعت 17:43 |

آن زلزله ای که خانه را لرزاند
یک شب ، همه چیز را دگرگون کرد
 چون شعله ، جهان خفته را سوزاند
خاکسترصبح را پر از خون کرد
او بود که شیشه های رنگین را
از پنجره های دل ، به خاک انداخت

رخسار زنان و رنگ گلها را
در پشت غبار کینه ، پنهان ساخت
گهواره ی مرگ را بجنبانید
چون گور ، به خوردن کسان پرداخت
در زیر رواق کهنه ی تاریخ
بر سنگ مزار شهر یاران تاخت


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Aug 2008 و ساعت 17:35 |

در کوچه باغ شهر احساس         شکست لاله را جدی بگیریم

      اگر نیلوفری دیدیم غمگین               برای قلب پر دردش بمیریم 

    بیا در کوچه های تنک غربت           برای هر غریب سایه باشی

      بیا هر شب کنار ساحل رود                برای پیچکی همسایه باشیم

          اگر صد بار قلبی را شکستیم               بیا یکبار با احساس باشیم

 

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Aug 2008 و ساعت 17:28 |

Wie das Steinhuder Meer entstand

دریا در گذر خاطرات دیروز
 پاک تر از چشمان منتظر
 دریا از خروشانی امواج
 همیشه سربلند
از تهمت های زمانه
 دریا مثل همیشه آرام
و بی صدا
 یاد آور پرواز
در بیکران دریا
 آبی تر از آبی
 آسمان زیباتر از
 سکوت مهتاب دریا

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Aug 2008 و ساعت 17:20 |

کسیکه از جنایتکار نفرت نداشته باشد، خود یک جنایتکار است٠

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Aug 2008 و ساعت 17:17 |

عدم درک درست و صحیح ،نداشتن سواد کافی  از سیاست،اقتصاد و رشد بی رویه جمعیت نه تنها فقرزا است،  بلکه کشور را نیز به ورطه سقوط میکشاند٠

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Aug 2008 و ساعت 17:16 |
+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 12 Aug 2008 و ساعت 5:48 |

 

از زندگي از اين همه تكرار خسته ام

از هاي و هوي كوچه و بازار خسته ام

دلگيرم از ستاره و آزرده از ماه ام

امشب دگر ز هر كه و هر كار خسته

دل خسته سوي خانه تن خسته مي كشم

آه ... كزين حصار دل آزار خسته ام

بيزارم از خموشي تقويم روي ميز

وز دنگ دنگ ساعت ديوار خسته ام

از خود كه بي شكيبم وبي يار خسته

تنها و دل گرفته و بيزار و بي اميد

از حال من مپرس كه بسيار خسته ام

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 12 Aug 2008 و ساعت 5:14 |

تشنه سایه هایت می آیم

یک نفس سپید اگر آید سوی من

در انتظار چیزی که پیش از داوری افکنده است

با تو تا تو بی تو

در وجودی که تویی می ریزم

از دریا تا دریا

و بزرگ می شوم

خاک دریا

             تا قلعه مه آمده است

باروی تیره در ابر

و مرد زیبا در مسیر باد ترک خورده


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 11 Aug 2008 و ساعت 3:4 |
 
چند دوست دوران دانشجويي كه پس از فارغ التحصيلي هر يك شغل هاي مختلفي داشتند و در كار و زندگي
 خود نيز موفق بودند، پس از مدت ها با هم به دانشگاه سابق شان رفتند تا با استادشان ديداري تازه كنند.
آنها مشغول صحبت شده بودند و طبق معمول بيشتر حرف هايشان هم شكايت از زندگي بود. استادشان در
 حين صحبت آنها قهوه آماده مي كرد. او قهوه جوش را روي ميز گذاشت و از دانشجوها خواست كه براي
 خود قهوه بريزند.روي ميز ليوان هاي متفاوتي قرار داشت; شيشه اي، پلاستيكي، چيني، بلور و ليوان هاي ديگر. وقتي همه  دانشجوها قهوه هايشان را ريخته بودند و هر يك ليواني در دست داشت، استاد مثل هميشه آرام و با  مهرباني گفت: بچه ها، ببينيد; همه شما ليوان هاي ظريف و زيبا را انتخاب كرديد و الان فقط ليوان هاي
 زمخت و ارزانقيمت روي ميز مانده اند.دانشجوها كه از حرف هاي استاد شگفت زده شده بودند، ساكت بودند و استاد حرف هايش را به اين  ترتيب ادامه داد: «در حقيقت، چيزي كه شما واقعا مي خواستيد قهوه بود و نه ليوان. اما ليوان هاي زيبا  را انتخاب كرديد و در عين حال نگاه تان به ليوان هاي ديگران هم بود. زندگي هم مانند قهوه است و  شغل، حقوق و جايگاه اجتماعي ظرف آن است. اين ظرف ها زندگي را تزيين مي كنند اما كيفيت آن را
تغيير نخواهند داد.البته ليوان هاي متفاوت در علاقه شما به نوشيدن قهوه تاثير خواهند گذاشت، اما اگر بيشتر توجه تان به ليوان باشد و چيزهاي با ارزشي مانند كيفيت قهوه را فراموش كنيد و از بوي آن لذت نبريد، معني واقعي نوشيدن قهوه را هم از دست خواهيد داد. پس، از حالا به بعد تلاش كنيد نگاه تان را از ليوان برداريد و
 در حاليكه چشم هايتان را بسته ايد، از نوشيدن قهوه لذت ببريد.»  

 

+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 9 Aug 2008 و ساعت 18:45 |

خوشبختی من ، در من است
نه در تو
نه تنها از آن روی که شاید گذرا باشی
بلکه چون می خواهی آنی باشم که نیستم
اگر تنها برای این عوض شوم
نمی توانم خوشبخت شوم
که خودخواهی تو را ارضا کنم
آنگاه که سرزنشم می کنی
که چرا افکار تو را نمی اندیشم
وچون تو نمی بینم
نمی توانم احساس خرسندی کنم
عصیانگرم می خوانی
با این حال ، هرگاه که اعتقادات تو را نپذیرم
بر ضد من عصیان کردی
نمی کوشم تا به ذهن تو شکل بخشم
می دانم سخت می کوشی تا خودت باشی
اما نمی توانم بگذارم که تو به من بگویی چه باشم
زیرا بر آنم که خودم باشم.

+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 9 Aug 2008 و ساعت 12:5 |
 

بهتراست برای چیزی که هستی مورد نفرت باشی ،
تا اینکه دوستت داشته باشند برای آن چیزی که در واقع نیستی.
***انسان ها ممکن است سخنانت را فراموش کنن ..
ولی هیچ زمان احساسی که تو باعث شدی تا تجربه اش کنند را فراموش نخواهند کرد .
اهمیت عاشق بودن بیشتر از مورد علاقه کسی واقع شدن هست.
هیچوقت در مبارزه خودت را محدود نکن ..بلکه با محدودیت هات مبارزه کن.
وقتی به گذشته نگاه میکنم چیزی که باعث میشود افسوس بخورم این که اغلب اوقات
وقتی کسی را دوست داشتم احساسم را  به زبان نیاوردم.
در بین سختی ها و مشکلات فرصت های طلایی نهفته هست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 9 Aug 2008 و ساعت 11:39 |

دکارت در کتابِ مشهورِ خویش «گفتار در روشِ درست به کار بردنِ عقل، و جست‌وجویِ حقیقت در علوم» توضیح می‌دهد که چگونه در بزرگسالی در تمامِ تعالیمِ رسمی و سنتی، اعم از دین و علم تردید کرد و به دنبالِ آن رفت که بنیادِ محکمی برایِ آن همه آموزه‌هایی که همه بدیهی می‌انگاشتند بیابد. وقتی برایِ یک فرض بنیادِ مطمئنی نمی‌یابیم می‌توانیم یک مرحله عقب‌تر رفته و در چیزهایی تردید کنیم که آن فرض بر آن‌ها مبتنی است؛ یعنی فرض‌هایِ مرحلهٔ قبلِ آن. اگر این کار را ادامه دهیم به جایی می‌رسیم که این شک پدید می‌آید: «اصلاً آیا من وجود دارم؟». دکارت به همین مرحله رسید. او تلاش کرد وجود خویش را اثبات کند. جملهٔ معروفِ «می‌اندیشم پس هستم» همین تلاش را بیان می‌کند. استدلالِ دقیقِ دکارت به این ترتیب است: شک دارم که وجود دارم یا نه. اما در یک چیز شکی ندارم و آن وجودِ شک است. شک هست پس اندیشه هست. اندیشه هست پس وجودِ اندیشنده هست. بعدها این انتقاد مطرح شد که این استدلال هنوز اثبات نمی‌کند که وجود از آنِ من است.

+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 6 Aug 2008 و ساعت 16:56 |
+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 5 Aug 2008 و ساعت 4:40 |
 

واقعا مشکل مردم ما الان شکل موی بچه های ماست
خوب بچه ها دوست دارن موهاشونو هر جوری بزارن به منو تو چه ربطی داره
دولت باید بیاد اقتصاد رو سامان بده
فضای کشور رو آرامش ببخشه
امنیت روانی درست کنه
پشتیبانی بکنه از مردم
مشکل مهم جوانهای ما اینه که مدل موشون رو چه جوری بزارن و دولت هم نمیزاره
الان مشکل کشور ما اینه که مثلا فلان دختر ما فلان لباس رو پوشید
یا الان مشکل کشور ما اینه
یعنی مشکل مردم ما اینه

میخوام روشنی عقده مو خاموش کنم ولی نمیتونم حرفاتو فراموش کنم
وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود پس مینویسم نامه ای به رییس جمهور
میخوام روشنی عقده مو خاموش کنم ولی نمیتونم حرفاتو فراموش کنم
وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود پس مینویسم نامه ای به رییس جمهور

نامه ای به رئیس جمهوری:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 5 Aug 2008 و ساعت 4:30 |
+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 5 Aug 2008 و ساعت 4:24 |


لابد شما هم اين جمله معروف «پا، قلب دوم شماست» را شنيده‌ايد. قلب‌هاي دوم ما در كفش‌هاي جورواجوري مي‌تپد كه از صبح تا شب مي‌پوشيم. چينيان قديم در گذشته به پا اهميت زيادي مي‌دادند و از آن به عنوان «قلب دوم» انسان ياد مي‌كردند. آنها نقاط مشخصي از كف پا را با يكي از حواس پنجگانه مرتبط مي‌دانستند.

كفش مناسب چيست؟
مي‌توان گفت كه در انتخاب كفش معمولا چهار عامل قيمت، جنس، رنگ و مدل تاثير مشخصي دارند. قيمت يك عامل اقتصادي است كه به فرد و جامعه مربوط مي‌شود، رنگ و مدل هم متاثر از سن، جنسيت و گرايش‌هاي فردي و اجتماعي هستند و جنس و كيفيت كفش هم به اوضاع اقتصادي و وجدان اجتماعي جامعه بازمي‌گردد.
 اما براساس تحقيقات انجام شده مي‌توان گفت كه مردم در انتخاب كفش، مدل و قيمت آن را از فاكتورهاي بسيار مهم مي‌دانند و متاسفانه راحتي كفش جزء اولين‌هاي آنان قرار نمي‌گيرد. مفهوم راحتي كفش از اندازه بودن آن متفاوت است چرا كه راحتي كفش به معناي در نظر گرفتن كاركردهاي واقعي آن در هنگام انتخاب است و كاركرد اصلي كفش به نقش حمايتي و حفاظتي آن بازمي‌گردد.
انسان بر روي دو پاي خود راه مي‌رود، مي‌پرد و مي‌دود. وقتي به آناليز حركت پا توجه كنيم پاي انسان را يك اهرم حركتي مي‌يابيم كه در مقابل نيروهاي واكنشي زمين از خود كنش نشان مي‌دهد و بدون يك كفش مناسب به بافت‌هاي نرم پا فشار خواهد آمد. يكي ديگر از نقش‌هاي مهم كفش، نقش شكل‌دهي و ظرافت بخشي به اعمال پا و كمك به اجراي الگوي درست حركت است به طوري كه بدون كفش راه رفتن انسان شكل ناخوشايندي به خود مي‌گيرد مصداق اين مسئله را به وضوح مي‌توان در ورزش‌هاي مختلف ديد چرا كه هر ورزشي كفش مخصوص به خود را دارد و پا را از بسياري آسيب‌هاي خارجي محافظت مي‌كند.
انواع كفش:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 4 Aug 2008 و ساعت 22:6 |

تحقيقات اخير دانشمندان مشخص كرده است كه اين موضوع مي‌تواند بر قدرت يادگيري كودكان تاثير بگذارد و شانس موقعيت تحصيلي آنها را كاهش دهد.
 به نظر شما چگونه مي‌توان كودكان را تشويق كرد تا در ديدن برنامه‌هاي تلويزيوني تعادل را رعايت كنند؟
تاكنون وقتي صحبت از تماشاي تلويزيون مي‌شد، هميشه رواج خشونت يا چاقي مدنظر قرار مي‌گرفت اما اين بار دانشمندان آمريكايي و زلاندنويي به تاثير آن روي ضريب هوشي كودكان توجه كرده‌اند.
جالب است بدانيد ضريب هوشي كودكان شش يا هفت ساله به ميزان تلويزيون ديدن آنها در سن سه سالگي و حتي قبل از آن بستگي دارد. اگر قبل از سه سالگي، كودكان بيش از دو ساعت تلويزيون ببينند، در شش يا هفت سالگي نسبت به ديگر كودكان دچار مشكلات بيشتري در خواندن، فهم و به يادسپاري مطالب خواهند بود.
بعد از سه سالگي كودكاني كه بيش از سه ساعت تلويزيون مي‌بينند در دوران مدرسه تنها دچار مشكلاتي در خواندن مي‌شوند. دانشمندان توصيه مي‌كنند، اجازه ندهيد فرزندانتان قبل از دو سالگي تلويزيون تماشا كنند و پس از اين سنين نيز تا حد ممكن ميزان تماشاي آن را كاهش دهيد.
اما در مورد تماشاي تلويزيون در سنين بالاتر، جالب است بدانيد طبق آماري كه دانشمندان زلاندنويي ارائه داده‌اند، اين است كه اكثر كودكاني كه بين 5 تا 11 سالگي خود را وقف تماشاي تلويزيون مي‌كنند، هرگز تحصيلات دانشگاهي خود را به پايان نمي‌رسانند و تماشاي تلويزيون در سنين 13 تا 15 ساله نيز سبب مي‌شود فرد مقطع متوسطه را بدون گرفتن ديپلم ترك كند.. علت اين امر نيز كاملا روشن است، ديدن تلويزيون سبب مي‌شود نوجوان بيشتر به دنبال يك هويت مستقل و كار باشد تا درس خواندن!
 چه بايد بكنيم؟
بهترين كار اين است كه هرگز در اتاق فرزندتان تلويزيون نگذاريد. طبق تحقيقات دانشمندان آمريكايي، كودكاني كه در اتاقشان تلويزيون دارند ضريب هوشي پايين‌تر و مشكلات جدي در خواندن و فهم رياضي دارند. البته هيچ نيازي نيست بيش از اندازه كودكان را از تلويزيون منع كنيد.
برخي برنامه‌ها، سبب بالا رفتن تخيل و فهم كودكان مي‌شوند. ولي ديگر فعاليت‌ها همچون فعاليت‌هاي فيزيكي، گردش، خواندن كتب و بازي بر ديدن تلويزيون ارجحيت دارند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 4 Aug 2008 و ساعت 21:51 |

در سال ۲۰۰۶ در صربستان رمانی از نوع رمانهای جاسوسی منتشر شد که در آن، در مورد یک شخصیت، که از جنایتکاران جنگی بوده، این احتمال مطرح است که با تغییر قیافه و هویتش، خود را در بلگراد پنهان کرده باشد.
داستان زندگی این فرد که در زندگی جدیدش در قالب یک روانشناس به فعالیت مشغول است، بی شباهت به سرگذشت رادوان کاراجیچ، رهبر پیشین صربهای بوسنی نیست. رمان مذکور"اولین، دومین و سومین مرد" نام دارد و نویسنده آن زنی به نام میرجانا جورجویچ است که در آثارش، از جا افتاده ترین عناصر و مشخصه های رمانهای جاسوسی استفاده می کند و شماری از شخصیتهای آنها راماموران مخفی روس و آمریکایی، اعضای پلیس ویژه و کارآگاهی خصوصی به نام هری که باهوش اما اغلب دست و پاچلفتی است تشکیل می دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 4 Aug 2008 و ساعت 20:54 |

ما را چه گر عربی را عرب بکشت
کاری تو را به سنان و وهب مباد
ای پور جم زکوی عرب خود چه دیده ای
هرگز تو را چنین هوس و عجب مباد
دین عرب همان عربان را رود به کار
جز دین زردهشت شما را طلب مباد
ما را چه گر عربی را عرب بکشت
کاری تو را به سنان و وهب مباد
ای پور جم زکوی عرب خود چه دیده ای
هرگز تو را چنین هوس  و عجب  مباد
دین عرب همان عربان را رود به کار
جز دین زردهشت شما را طلب مباد
من از تبار عالی کسرای عادلم
فخرم بجز بدین حسب و این نسب مباد.
+ نوشته شده توسط فرزان در Sun 3 Aug 2008 و ساعت 5:32 |
+ نوشته شده توسط فرزان در Sun 3 Aug 2008 و ساعت 3:43 |

بر مي گردم ، صدايم را بردارم
بر مي گردم ، دستهايم را بردارم
بر مي گردم ، بر مي گردم ، بر مي گردم
بگذاريد ، بر گردم
بر مي گردم ، خواهرم را ببويم
بر مي گردم ، ايوان ام را بشويم
بر مي گردم ، بر مي گردم ، بر مي گردم
بگذاريد ، بر گردم
ته چمدانم پر از شمعِ روشن
رخت و برگِ سوخته ، گذرنامه من
لبِ آستينِ من خيس از بغض رامسر
تخت كفشِ من پر از گلهاي پرپر
بر مي گردم ، بر مي گردم ، بر مي گردم
بگذاريد ، بر گردم
بر مي گردم ، ديروزم را بردارم
بر مي گردم ، هنوزم را بردارم
بي سايه ام ، درختِ بي زمين ام
بر مي گردم ، ميوه ام را ببينم
بر مي گردم ، بر مي گردم ، بر مي گردم
بگذاريد ، بر گردم
بگذاريد ، بر گردم...

+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 2 Aug 2008 و ساعت 7:15 |

امرداد ماه ۱۳۸۷ هم میهنان عزیزم،

 ملت ایران یکصد و دومین سالگرد انقلاب مشروطیت را که آغاز عصر آزادیخواهی، پشت کرد به قرون وسطی و احیای فرهنگ غرور آفرین ایرانی در عصر تمدن صنعتی نوین بود، در شرایطی جشن میگیرد که یک نظام ضد ملی و اشغالگر بنام «جمهوری اسلامی» برکشورما چیره گشته است و با ترور و سرکوب بیرحمانــۀ مردم، عوامفــریبی مــذهبی، تــرویج خرافات و تاریک اندیشی و بحران آفرینی های پی در پی در منطقه به حیات ننگین و مافیایی خود ادامه میدهد و اکنون نیز با تهدید به دستیابی سلاح هسته ای می رود که ایران را به کام مرگبار یک ماجرای جنگی بسپرد.

 هم میهنان عزیزم ،،،من هم مانند همۀ ایرانیانی که به خوشبختی ملت و سرافرازی ایران می اندیشند، معتقدم که راز پیشرفت ما در گرو دو اصل مهم است:حق حاکمیت مردم و جدایی دین از حکومت (سکولاریزم)، این دو اصل بنیادی درهمانحال که میراث گرانبهای مشروطیت اند، مشعلی فروزان اند که مسیر نسل های آینده را تابناک میسازند. بنابراین، تداوم ره آوردهای حیاتبخش انقلاب مشروطیت میسرنیست، مگر آنکــه رژیم ضـد ملی و آزادی کُش کنونی که متاسفانه پایمال کنندۀ این دو اصل مهم است را به گورستان تاریخ روانه سازیم.ولی آیا پدران و مادران ما و یا هیچ ملتی توانسته اند بدون آرمانخواهی، بدون دلاوری و فداکاری زنجیرهای اسارت را از دست و پای خود بگسلند و به سعادت و خوشبختی دست یابند؟آزادی و حق گرفتنی است! مائیم که باید به عوامل بدبختی و اسارت خود و به آنچه که زندگانی تک تک ما را تلخ و سیاه کرده است، پایان بدهیم! مائیم که باید حرکت کنیم تا برکت آسمانها به ما روی آورد. از انقلاب مشروطیت بیآموزیم و بی هراس و یکپارچه بپاخیزیم و مطمئن باشید که حکومت جباران پایدارنیست و پیروزی از آن ماست!

رضا پهلوی

+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 2 Aug 2008 و ساعت 4:2 |

 

آهن ها و احساس از احمد شاملو

Ahan-Ha-Va-Ehsas-Ahmad-Shamloo.rar

 

شعرهای لنگستون هیوز Langston- Hughes))

Ash-Are-Langston- Hughes.rar

 

اشعار اکتاویو پاز ( (Octavio-Pazبرنده ی جایزه ی نوبل - ترجمه ی احمد شاملو

Ash-Are-Octavio-Paz.rar

 

اسیر فروغ فرخ زاد

Asir-E-Foroghe-Farrokh-Zad.rar

 

آیدا در آینه (از احمد شاملو)

Ayda-Dar-Ayneh-Az-Shamloo.rar


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Sun 27 Jul 2008 و ساعت 0:0 |

 


بیوگرافی
مانا آقائى در شهريورماه سال ۱۳۵۲ در بندر بوشهر به دنيا آمده و در چهارده سالگى به كشور سوئد مهاجرت كرده است. او از نوجوانى با نشريات مختلف ادبى همكارى داشته، و تا كنون سه مجموعه شعر تحت عناوين "در امتداد پرواز" (۱۳۷۰)، "مرگ اگر لب هاى تو را داشت" (۱۳۸۲) و "من عيسى بن خودم" (۱۳۸۵) به چاپ رسانده است، كه اولين آن ها را دربرگيرندهء سياه مشق هاي خود در شعر دانسته و آن را در كارنامهء ادبى خود به حساب نمىآورد. از ديگر تاليفات مانا آقائى "فرهنگ نويسندگان ايرانى در سوئد" (۱۳۸۱) مىباشد. وي همچنين اثرى پژوهشى تحت عنوان "كتابشناسى شعر زنان ايران از ۱۳۲۰ تا ۱۳۸۳" زير چاپ دارد. او كه در دانشگاه اوپسالا در رشتهء ايرانشناسي به تحصيل پرداخته، دربارهء خود چنين مىنويسد: "سال هاى كودكى و نوجوانىام در سايهء انقلاب، در وحشت جنگ و ترس از بمباران گذشت. زنده ترين خاطره ها را از ملاقات هاى كوتاه زندان، مسير خانه و از پنجشنبه هاى گورستان دارم. وقتى فكر مىكنم مىبينم هيچ اتفاقى در زندگىام بىدليل نبوده. علاقه ام به شعر، گريزم از سياست و اينكه حتى در عين امنيت دنبال پناهگاهى مىگردم. من خودم را يك تبعيدى مىدانم اما نه به لحاظ موقعيت زيستىام بلكه از اين رو كه جهان را تبعيدگاه خودم مىدانم و لكنت زبان و بحران هويت را كه نتيجهء هر تبعيدىست به ناچار از بدو تولد با خود به دنبال مىكشم. شعر براى من يك آژير قرمز است كه در وضعيت هاى اضطرارى به صدا درمىآيد. شعر براى من يك رفيق است، يك دشمن است، يك سم مهلك است، يك مسكن قوىست كه دردهايم را موقتا ساكت مىكند. شعر براى من معشوقىست كه هرلحظه بيم خيانتش مىرود. معشوقى كه اعتراف مىكنم او را بخاطر خودم دوست دارم". مانا آقائى از سال ۱۳۷۳ با همسرش اشك در شهر استكهلم زندگى مىكند. اشك همچون او فارغ التحصيل رشته ايرانشناسى و از عاشقان ادبيات فارسى ست كه تا كنون كتاب هاى "نواى نى: زندگى و آثار جلال الدين رومى بلخى" (۱۳۸۰)، "شريعت، معرفت شناسى و تجدد: فلسفهء فقه در ايران معاصر" (۱۳۸۲)، "لمعات: معرفى آثار فخرالدين عراقى" (۱۳۸۴)، "روشنائى صبح: ترجمه اى از مجموعه مقالات دكتر سيد حسين نصر " (۱۳۸۵) و "برگزيده اى از اشعار حافظ" (۱۳۸۵) را به زبان سوئدى و انگليسى به چاپ رسانده و هم اكنون با همكارى مانا آقائى در حال گردآورى و ترجمهء يك آنتولوژى از شعر معاصر ايران به سوئدى می باشد.

اگر به من نزدیک می شوی
ای مرد!
بدنت را دور بینداز
من
نوازش های روح تو را می خواهم
تا نور را
لابلای پستان هایم
و صدا را
زیر کفش هایم احساس کنم

ای مرد!
من زبانم را
از چوب رختی ها آویزان کرده ام
اکنون قلبم را
از جامدادی ام بیرون می کشم
تا کلماتم را
عاشقانه به پای تو بریزم

ای مرد!
من فکر می کنم خدا
آدم را
برای غنچه کردن لب ها آفریده است
و بادها را برای بالازدن دامن ها
ای مرد!
من نمی دانم این حقیقت که می گویند چیست
اما می دانم
هروقت نام تو را بر زبان می آورم
یکی از دکمه هایم می افتد

ای مرد!
من راه می روم
می نویسم
برهنه می شوم
و در آینه
نفس های عمیق می کشم
دیگر حتی صندلی
مرا به نشستن متعهد نمی کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 26 Jul 2008 و ساعت 19:50 |
+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 26 Jul 2008 و ساعت 18:27 |

جاستین هال 33 ساله ی اهل شیکاگو اولین کسی بود که  در سال 1994 نخستین وبلاگ دنیا را نوشت و حالا وبلاگ نویسی به طور رسمی عمری 12 ساله دارد.لفظ وبلاگ توسط ژورن بارگر روزنامه نگار و بلاگر آمریکایی در دسامبر 1997 به کار برده شد که تلفیقی از دو واژه ی LOG (به معنای نوشتن) و WEB بود.البته پیتر مرهولتز که یکی از دوستان بارگر بود یک بار به شوخی از لفظ We Blog (به معنای ما می نویسیم) استفاده کرد و بارگر با وام گرفتن از این عبارت اصطلاح وبلاگ را ساخت.نخستین سرویس وبلاگ (Live journal) در مارس 1999 توسط براد فیتزپاتریک راه اندازی شد.بعد از چند ماه بلاگ اسپات پا به عرصه گذاشت و در سال 2003 توسط گوگل خریداری شد.دیوید وینر مدیر وبلاگ اسکریپتینگ یکی از پردوام ترین وبلاگ های دنیا را مدیریت می کند.او ده سال است که به کارش ادامه داده است.سایت تکنوراتی که یک تحلیل گر آماری و ریاضی وبلاگستان بین المللی به شمار می رود تا کنون 70 میلیون وبلاگ را در سراسر دنیا شناسایی کرده است.بنا به آمار این سایت به طور متوسط در هر ثانیه یک و نیم وبلاگ ساخته می شود و در سال 2007 تعداد پست هایی که در هر ثانیه نوشته شده است 15 پست بوده است.و اما زبان های وبلاگ نویسی:روزگاری زبان فارسی چهارمین زبان رایج وبلاگ های دنیا معرفی شده بود اما حالا در مقام دهم قرار دارد.37 درصد وبلاگ های دنیا به ژاپنی نوشته می شوند در حالیکه کشورهای انگلیسی 36 درصد پست های وبلاگی را می نویسند،جالب اینجا ست که مردم ژاپن تنها 6/3 درصد کاربران اینترنت دنیا را تشکیل می دهند و 35 درصد جمعیت آنلاین دنیا آمریکایی هستند و ایالات متحده به تنهایی 15 تا 30 میلیون نفر وبلاگنویس دارد!!!در حال حاضر پس از زبانهای ژاپنی،انگلیسی،چینی،ایتالیایی،اسپانیایی،روسی ،فرانسوی،پرتغالی و آلمانی،زبان فارسی دهم است.بنابر آمارها در هر ساعت از روز حدود 3میلیون و 500 هزار پست ژاپنی به وبلاگها فرستاده می شود،در حالیکه تعداد پست های فارسی فقط 500هزار تا می باشد.با وجود اینکه وبلاگ های فارسی زبان نتواسته اند حداقل یک جایگاه کمی و آماری مناسب برای خود کسب کنند اما در لیست 500 وبلاگ پر بازدیدکننده دنیا،10 وبلاگ فارسی دیده می شود که می تواند آمار قابل قبولی باشد.

+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 26 Jul 2008 و ساعت 15:59 |
+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 26 Jul 2008 و ساعت 5:36 |
+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 24 Jul 2008 و ساعت 17:11 |
+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 24 Jul 2008 و ساعت 16:24 |


Powered By
BLOGFA.COM