تبليغاتX
کهن ديار Iran-Iran
 

اینک موج سنگین گذرزمان است که در من می گذرد
اینک موج سنگین زمان است که چون جوبار آهن در من می گذرد
اینک موج سنگین زمان است که چو نان دریائی از پولاد و سنگ در من می گذرد
***
در گذر گاه نسیم سرودی دیگرگونه آغاز کرده ام
در گذرگاه باران سرودی دیگرگونه آغاز کرده ام
در گذر گاه سایه سرودی دیگرگونه آغاز کرده ام


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 21 Jul 2008 و ساعت 5:32 |
 

چراغی به دستم، چراغی در برابرم:
من به جنگ سیاهی می روم.

گهواره های خستگی
از کشکش رفت و آمدها
باز ایستاده اند،
و خورشیدی از اعماق
کهکشان های خکستر شده را
روشن می کند.
***


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 21 Jul 2008 و ساعت 4:50 |

غریب
هنگام پاییز
 زیر یک درخت ... مردم
برگهایش مرا پوشاند
 و هزاران قلب یک درخت
گورستان ... قلب من شد

+ نوشته شده توسط فرزان در Sun 20 Jul 2008 و ساعت 0:43 |

کهن دیارا ، دیار یارا ! دل از تو کندم ، ولی ندانم
که گر گریزم ، کجا گریزم ، وگر بمانم ، کجا بمانم
نه پای رفتن ، نه تاب ماندن ، چگونه گویم ، درخت خشکم
 عجب نباشد ، اگر تبرزن ، طمع ببندد در استخوانم
 درین جهنم ، گل بهشتی ، چگونه روید ، چگونه بوید ؟
 من ای بهاران ! از ابر نیسان چه بهره گیرم که خود خزانم
به حکم یزدان ، شکوه پیری ، مرا نشاید ، مرا نزیبد
چرا که پنهان ، به حرف شیطان ، سپرده ام دل که نوجوانم
صدای حق را ، سکوت باطل ، در آن دل شب ، چنان فرو کشت
که تا قیامت ، درین مصیبت ، گلو فشارد ، غم نهانم
کبوتران را ، به گاه رفتن ، سر نشستن ، به بام من نیست
که تا پیامی ، به خط جانان ، ز پای آنان ، فروستانم
سفینه ی دل ، نشسته در گل ، چراغ ساحل ، نمی درخشد
درین سیاهی ، سپیده ای کو ؟ که چشم حسرت ، در او نشانم
 الا خدایا ، گره گشایا ! یه چاره جویی ، مرا مدد کن
 بود که بر خود ، دری گشایم ، غم درون را برون کشانم
 چنان سراپا ، شب سیه را ، به چنگ و دندان ، در آورم پوست
که صبح عریان ، به خون نشیند ، بر آستانم ، در آسمانم
کهن دیارا ، دیار یارا ، به عزم رفتن ، دل از تو کندم
ولی جز اینجا وطن گزیدن ، نمی توانم ، نمی توانم

+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 19 Jul 2008 و ساعت 1:55 |

گاهی هوای هیچ هوائی ندارم
جز نشستن روبروی پنجره ای
که به هیچ روزنی باز نمی شود
دیشب خواب می دیدم
بر شاخه های یاس خشکیده
یاس باغچه ء کودکی هایم
هزار شکوفه ء سفید
به اندازه ء مژگانت
هی بوی آمدنت را وعده میداد
نگفته بودم که می آئی ؟
فقط تو با بوی بهار می آئی
من را بگو که هزار پائیز
تو را در سرخی غروب می جستم
اصلا بیا و امشب
آن دامن نارنجی
آن پیراهن بی تار و پود
آن صندل های بی بند ...
چرا دارم به رخت های تو می اندیشم؟
پنجره را ببند
ببند آن پنجره را
قمری ها دارند نگاهمان می کنند
می خواهی بدانی ؟
می دانی اصلا چرا پیش نگاهت نشسته ام؟
برو چشم هایت را توی آینه ببین
حتم دارم
آینه را میبوسی !

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 18 Jul 2008 و ساعت 23:55 |

خسرو شكيبايي پس از سال‌ها نقش‌آفريني در سينماي ايران، امروز جمعه، 28 تير، در سن 64سالگي بر اثر سكته‌ي قلبي در بيمارستان پارسيان از دنيا رفت.‌ اين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ايران كه سال‌ها با حميد هامون در فيلم «هامون» داريوش مهرجويي باورش كرديم و به خاطر اين فيلم، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد را در هشتمين دوره‌ي جشنواره فجر گرفت، سال‌ها بعد به خاطره فيلم «كيميا»ي احمدرضا درويش، دوباره اين سيمرغ را به خانه برد. او سومين سيمرغ خود را هم را براي بازي در نقش عادل مشرقي فيلم «سالاد فصل» فريدون جيراني گرفت. از آخرين افتخارات شكيبايي هم ديپلم افتخار براي فيلم «اتوبوس شب» كيومرث پوراحمد بود. خسرو شكيبايي كه خاطره‌ي بازي‌اش را در فيلم‌هاي «كاغذ بي‌خط»‏، «يك‌بار براي هميشه» و مجموعه‌هاي تلويزيوني «مدرس»، «روزي روزگاري» و‏‏ «خانه‌ي سبز» از ياد نبرده‌ايم، كم‌تر اهل گفت‌وگو و مصاحبه بود و با بيان صميمانه‌اش از خبرنگاران مي‌خواست كه از او توقع مصاحبه نداشته باشند و دلگير هم نشوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 18 Jul 2008 و ساعت 22:55 |

 پرسیدم از سرشک ، که سرچشمه ات کجاست ؟
نالید و گفت : سر ز کجا ز چشمه از کجاست ؟
 لبخند لب ندیده ی قلبم که پیش عشق
هر وقت دم زخنده زدم ، گفت : نابجاست

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 18 Jul 2008 و ساعت 21:2 |

دهکده پیدا نیست

   اما آن سوتر ، قله برف پوش

   سرخ نارنجی است.

 

   زیرکنار و سوسوی فانوس

   گاهی صدای زنگوله ای

   سگ اما ، چشم از نی بر نمی دارد .

 

   از میان مه می آید

   هر از گاه شیهه اسبی و

    بوی تازه نان .

 

   همیشه با ماه می آید

   با سپیده می رود :

   این سگ بالای آن مزار .

 

 

   پشت طارمی  

   با تن پوش کودری

   گیلاس رسیده می چیند.

 

   تا سپیده بر دمید

   صدای باران فرو نشست

   لالایی اما ،  کی قرار می گیرد؟

 

   تو فان و خیز آب های بلند

   یک قایق حتی بر ساحل نیست :

   فانوس کلبه ها اما ، روشن است هنوز .

 

   سگ و اسب و سوار

   هر سه به مه فرو رفتند ،

   اینجا که این سگ زوزه می کشد .

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 18 Jul 2008 و ساعت 20:33 |
 


1-لوس كردن فرزند: همه والدين فرزندان خود را دوست دارند و تمام آنچه دارند و ندارند را براي فرزند خود طالب هستند، كه به هر حال هزينه بر است. پدر و مادر هاي زيادي هستند كه با اين محبت افراطي باعث لوس شدن فرزند شده و تازه بچه ها با داشتن اين همه چيز خوشحال به نظر نمي رسند. اين باعث مي شود كه بچه ها هرگز راضي به نظر نرسند و مرتبا تقاضاي بيشتري كنند .

2- تربيت نامناسب: زماني كه شما اينقدر تنبلي به خرج مي دهيد كه فرزندان خود را به طور صحيح تربيت كنيد ، در نتيجه اين وظيفه خطير را به عهده اطرافيان فرزندتان قرار مي دهيد. هرگز به فرزند خود اجازه ندهيد كه در خانه طوري رفتار كند كه انگار به سياره شيطنت و بازيگوشي پا گذاشته است.زيرا همين رفتار را در خانه ديگر هم خواهد داشت و اين اصلا خوشايند نيست .در حاليكه بايد در خانه ديگران مو دب تر و بهتر از منزل باشند.اگر شما نتوانيد آنها را به طور صحيح تربيت كنيد ديگران اقدام مي كنند.
3- عدم مشاركت در مدرسه فرزندان: بعد از خانه ، مدرسه محلي است كه بچه ها در آن بيشترين ساعت را حضور دارند و بنابر اين معلمان و همسن و سالان نقش مهمي در زندگي آنها دارند. بنابراين تعجب انگيز است كه شما رغبت به اين محل نداريد و سعي مي كنيد از مدرسه فرزندتان فاصله بگيريد و خود را درگير مسائل مربوط به آنها نكنيد.مهم نيست كه كداميك از – پدر يا مادر- در مدرسه حضور داشته باشند، مهم حضور يكي از شما است. شما حتي بايد از طريق ايميل با معلم فرزندتان د رتماس باشيد. اين نشان دهنده حساسيت شما بر روي تربيت و رشد فرزندتان است و معلم را ملزم به دقت و هوشياري بيشتري نسبت به تربيت فرزندتان مي كند.
4- عدم اعتدال در تشويق فرزندان: زمانيكه فرزند خود را تشويق مي كنيم ، باعث افزايش عزت نفس آنها مي شويم ، اما بايد مراقب بود كه در اين مورد حد اعتدال را رعايت كنيم. اجازه بدهيد كه تشويق در وقت مناسب و تنها زماني كه كار فرزندتان واقعا لايق تشويق است اين كار انجام شود. اگر به طور غلوناكي آنها را به خاطر كار معمولي كه انجام داده اند تشويق و  قدرداني كنيد باعث مي شود كه آنها نسبت به ارزش واقعي دست آورد خود دچار انحراف فكري شوند .
5- عدم اعطاي مسئوليت به فرزندان : فرزند شما نبايد به خاطر انجام كارهاي عادي و روتين چيزي دريافت كنند. چون آنها عضوي از خانه هستند ، نه مهمان حاضر در هتل. هركس كه در خانه زندگي مي كند موظف به انجام امور مربوط به خانه است، از شستن ظرفها گرفته تا گردگيري و ......
دادن پول اضافي روش  فوق العاده اي براي تشويق است اما در عوض انجام كارهاي فوق العاده نه كارهايي كه وظيفه روتين هر عضو خانواده است.بچه بايد بخشي از مسئوليت زندگي مشترك  با خانواده را به دوش بگيرند. آنها برده شما نيستند اما مطمئنا در تعطيلات و مرخصي دائم هم به سر نمي برند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 17 Jul 2008 و ساعت 18:42 |
 

خِرَدگرایی یا عقل‌گرایی به معنی تکیه بر اصول عقلی و منطقی در اندیشه و رفتار و گفتار است.این واژه هنگامی که در ارتباط با متفکرانِ نخستینِ قرنِ هفدهم از جمله دکارت، اسپینوزا، و گوتفرید لایبنیتز به کار رود به معنایِ باور به عقل به عنوانِ تنها منبعِ معتبرِ شناخت است. آن‌چه که تجربه و مشاهده به ما می‌گوید بسیار متزلزل‌تر از آن است که بشود به آن اعتماد نمود. این متفکران تلاش نمودند حقایقِ اصلیِ هستی را از راهِ برهان و استدلالِ عقلی اثبات کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 17 Jul 2008 و ساعت 15:39 |
 

وقتى كه در سال ۲۰۰۳ در مسابقه "دختر شايسته جهان" شركت كردم، يك تصوير كاملا مشخص از آنچه مى‌خواستم به آن برسم در ذهن داشتم. مى‌خواستم تريبونى براى صحبت درباره موضوعات بشرى پيدا كنم او آنقدر زيبا و باهوش و خوب است كه واقعى به نظر نمى‌رسد. مى‌گويد به ويژه در آلمان و انگلستان آدمها نمى‌توانند باور كنند كه كسى مى‌تواند هم زيبا و هم فهميده باشد! نازنين افشار جم، دختر شايسته كانادا (۲۰۰۳) خواننده و فعال حقوق بشر براى حقوق زندانيانى كه هنوز به سن قانونى نرسيده‌اند مبارزه مى‌كند. او در گفتگويى با اشپيگل آنلاين (۱۹ سپتامبر) درباره زندگى‌اش به عنوان يك ستاره هنرى و آرزوهايش در مورد ايران سخن مى‌گويد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 16 Jul 2008 و ساعت 23:26 |
 

مدير موزه ملي ايران درباره نمايش منشور حقوق بشر كوروش طبق هماهنگي‌هاي لازم با مسئولان موزه بريتانيا گفت: ايراني‌ها منشور حقوق بشر كوروش را پس از يك قرن در بهار سال آينده از نزديك مي‌بينند. وی اظهار داشت: يك سري ارتباطات بين موزه‌اي در دنيا وجود دارد كه بر اين اساس رياست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به ما مأموريت دادند تا نسبت به نمايش تعلقات تمدن كشورمان اقدام كنيم. وي با بيان اينكه منشور حقوق بشر كوروش به مدت يك فصل در فصل بهار در موزه ملي ايران به نمايش گذاشته مي‌شود، گفت: موافقتنامه‌هاي حقوقي مورد نياز دولت براي ورود اين اثر تاريخي به ايران نيز در دستور كار قرار خواهد گرفت. مدير موزه ملي ايران از همكاري خوب موزه بريتانيا درباره ورود اين منشور تاريخي به ايران نيز ياد كرد و گفت: از اين پس در تفاهمنامه‌هايي كه با كشورهاي مختلف به امضا مي‌رسانيم در مفاد تفاهمنامه همكاري دو جانبه براي نمايش آثار تاريخي را مي‌گنجانيم.  منشور حقوق بشر كوروش كه با نام استوانه كوروش نيز شناخته مي شود، از جنس سفال است و طبق گفته‌هاي باستان‌شناسان در سال 539 پيش از ميلاد توسط كوروش دوم هخامنشي ساخته شده است. دور تا دور اين استوانه سفالين در حدود 40 خط به زبان ميخي بابلي، سخنان و فرمان‌هاي كوروش بسته است. 23 سانتي‌متر طول و 11 سانتي‌متر عرض دارد. بر اين استوانه شرح فتح بابل توسط كوروش دوم و اسارت نبونيذ (بخت النصر)، آخرين شاه بابل در سال 539 پيش از ميلاد مسيح نگاشته شده است. شاه هخامنشي پيروزي خود را به مردوك، كهن‌ترين خداي بابل نسبت داده است. در اين منشور وي از بازگرداندن پيكر خداياني كه نبونيذ (شاه بابل) از معابد مختلف جمع و به بابل آورده بود، خبر مي‌دهد. وي به بازسازي معابد ويران شده پرداخت و اسرايي را كه شاهان بابل نگه مي داشتند، آزاد كرد. بازگرداندن اسراي يهودي در اين منشور ذكر نشده اما آزاد كردن آنها بخشي از سياست شاه هخامنشي پس از فتح بابل بوده است. از منشور كوروش به عنوان نخستين منشور حقوق بشر در جهان ياد مي‌شود. اين منشور در سال 1879 توسط هورمزد رسام، باستان شناس آشوري-بريتانيايي به دست آمد. در حال حاضر اين لوح سفالين استوانه‌اي در بخش «ايران باستان» در موزه بريتانيا نگهداري مي‌شود.

+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 16 Jul 2008 و ساعت 0:11 |
احمد شاملو

همیشه همان...
اندوه
  همان:
تیری به جگر درنشسته تا سوفار.
تسلای خاطر
  همان:
مرثیه‌یی ساز کردن. ــ
غم همان و  غم‌واژه همان
نام ِ صاحب‌ْمرثیه
  دیگر.

همیشه همان
شگرد  
  همان...
شب همان و ظلمت همان
تا «چراغ» 
  همچنان نماد ِ امید بماند.
راه 
  همان و
از راه ماندن
    همان،
تا چون به لفظ ِ «سوار» رسی
مخاطب پندارد نجات‌دهنده‌یی در راه است.
و چنین است و بود
که کتاب ِ لغت نیز
  به بازجویان سپرده شد
تا هر واژه را که معنایی داشت
  به بند کشند
و واژه‌گان ِ بی‌آرِش را
  به شاعران بگذارند.
و واژه‌ها 
  به گنه‌کار و بی‌گناه 
  تقسیم شد،
به آزاده و بی‌معنی
سیاسی و بی‌معنی
نمادین و بی‌معنی
ناروا و بی‌معنی. ــ
و شاعران
از بی‌آرِش‌ترین ِ الفاظ 
  چندان گناه‌واژه تراشیدند
که بازجویان ِ به‌تنگ‌آمده
  شیوه دیگر کردند،
و از آن پس،
سخن‌گفتن
نفس ِ جنایت شد.

Counter
+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 15 Jul 2008 و ساعت 21:15 |

 نادر نادرپور سه سال پس از مرگ سهراب سپهری بر سر خاک وی می‌رود  و در شعر "سهراب و سیمرغ" با گله می‌سراید:


از سر خاک تو بر می گشتم
خاک پاکی که تو را در بر داشت
آسمان ،‌ مرثیه ای نیلی بود
دشت، رنگ غم و خاکستر داشت
تو در اندیشه ی من ، چشمه ی جوشان بودی.
زیر آن قبه که همچون سر سبز
رسته بود از وسط گرده ی کوه
که مدام از تب خورشید کویری می سوخت
آبی ز کوزه ،‌تو گویی ،‌ به زمین ریخته بود
زیر آن لکه ی نمناک ،‌ تو پنهان بودی
تو به گمنامی گل های بیابان بودی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 11 Jul 2008 و ساعت 16:1 |

فرح دیبا (متولد ۲۲ مهر ماه سال ۱۳۱۷ه.ش برابر ۱۴ اکتبر ۱۹۳۸) سومین و آخرین همسر محمدرضا شاه پهلوی است. عنوان رسمی فرح دیبا در دوران حکومت پهلوی «علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی» بوده است و طرفداران سلطنت پهلوی هنوز او را به این عنوان می‌خوانند.

 تولد و تحصیلات
فَرَح فرزند فریده قطبی و سهراب دیبا (از خاندان دیبا) در روز ۲۲ مهر ماه سال ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد. فرح دو ساله بود که پدرش سهراب دیبا را در اثر بیماری سرطان از دست داد. پس از چند سال فریده دیبا و فرح به خانه محمدعلی قطبی، برادر فریده، در تهران رفتند و با خانواده او زندگی کردند.پس از تحصیل در مدرسه ایتالیایی‌ها، ژاندارک و دبیرستان رازی در تهران، فرح به همراه پسر دایی‌اش رضا قطبی برای ادامه تحصیل راهی کشور فرانسه شد. او در فرانسه در رشته معماری به تحصیل مشغول شد.

پیوند با خانواده پهلوی و فرزندان

فرح دیبا در سال ۱۳۳۸ با شاهزاده شهناز پهلوی و اردشیر زاهدی دختر و داماد محمدرضا شاه پهلوی آشنا شد، و آن دو او را برای ازدواج به شاه که در سال ۱۳۳۶ از ملکه ثریا جدا شده بود، معرفی کردند. این معرفی به عقد و ازدواج در روز دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۳۸ منجر شد و پس از چندی با به دنیا آمدن فرزند پسری با نام «رضا» استحکام یافت. این ازدواج همچنین منجر به نزدیکی خانواده قطبی به دربار ایران شد.محمدرضا شاه پهلوی در سال ۱۳۴۶ پس از تاجگذاری خود و فرح، همسرش را به عنوان نیابت سلطنت منصوب کرد.در آستانه مراسم تاجگذاری شاه و بنابر قوانین دربار ایران، نشان درجه یك آریامهر به افتخار فرح ایجاد شد و وی اولین دریافت كننده این نشان بود. این نشان جایگزین نشان هفت پیكر شد كه به افتخار ثریا اسفندیاری همسر سابق شاه درست شده بود.پس از رضا، فرح ۳ فرزند دیگر به نامهای فرحناز، علیرضا و لیلا به دنیا آورد.

 انقلاب و خروج از ایران
یک ماه قبل از انقلاب ۱۳۵۷ و با اوج گیری اعتراضات ، وی همراه همسرش، شاه، ایران را بطرف اسوان مصر ترک کرد. او در کتاب خاطرات خود، که بتازگی بنام کهن دیارا منتشر نموده است، مینویسد که از شاه خواسته است تا او در ایران بماند، بلکه بتواند امور جاری را بهبود دهد تا زمانی که شاه به ایران بازگردد. ولی شاه مخالفت میکند و به او میگوید که آیا تصمیم دارد نقش ژاندارک را ایفا کند؟ خانواده پهلوی در حال حاضر در چند شهر کشور ایالات متحده آمریکا و شهر پاریس در کشور فرانسه زندگی می‌کنند.

یادمان‌های فرح دیبا
برخی از مکان هایی که به دستور او ساخته شد، عبارت‌اند از:

تئاتر شهر تهران-- موزه هنرهای معاصر تهران --پارک ملت (پارک شاهنشاهی سابق) --برج شهیاد در میدان آزادی تهران که در آغاز برج شهیاد نامیده شده بود.-- پارک سنگی جمشیدیه --کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان-- ساختمان کنونی مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات در منطقه نیاوران شهر تهران که در آغاز به عنوان دفتر کار فرح پهلوی ساخته شده بوده است.-- تالار رودکی --فرهنگسرای نیاوران-- سازمان ملی انتقال خون


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 11 Jul 2008 و ساعت 3:57 |

ضیافت در کاخ شمس پهلوی (پرنسس شمس پهلوی به همراه همسر و فرزندانش )

از راست به چپ :شهيار پهلبد فرزند شمس/ مهرداد پهلبد همسر شمس / بئاتريس عروس شمس پهلوي/ شهباز پهلوي/شمس پهلوي/هاوارد باريس داماد شمس پهلوي/شهرآزاد پهلبد دختر شمس پهلوي/ ملكه مادر/شاه و شهبانو/ پدر و مادر هاروارد باريس

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 11 Jul 2008 و ساعت 3:51 |
 

برای سنگ مزارم
 
با من از عارفان سخن گویید
از ضمیر زبان سخن گویید
من نه از راه خود خطا رفتم
که فقط راه آشنا رفتم
عشق بود آن چه بود بنیادم
زان چه بر هستی شما دادم
تا برین خاک دیده بگشودم
جفت آیینه و صدا بودم
از درون و برون کلام شدم
رّستم از نام و اصل نام شدم
در درون ام به عشق پیوستم
سبز گشت از اشارت اش دست ام
چون کتاب ام به نام او شد باز
باز شد این دریچه را آغاز
اینک از عشق، پاک پاک ام من
گرچه خاکی، درون خاک ام من
تا مزارم مسیر پرواز است
بال بگشا، که هر دری باز است
دشت ذهن ام ، بهار و بیدار است
این گذر گه نه آخر کار است
بر من از عشق گر دمی باری
در نهایت ز عشق بیداری
بی فریدون فرخ ام زنهار!
دل بنه بر دل ام در این دیدار
٢٤ تیر ماه ١٣٥٩ - تهران


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 11 Jul 2008 و ساعت 2:52 |

سالوادور ایزابلینو دل ساگرادو کورازون ده جسوس آلنده گوسنز (زاده ۲۶ ژوئیه ۱۹۰۸ - درگذشته ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳) سیاستمدار مارکسیست و از بنیانگذاران حزب سوسیالیست شیلی بود. او از نوامبر ۱۹۷۰ تا سرنگونی و کشته شدنش در کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ رئیس جمهور شیلی بود. از او به عنوان اولین رئیس جمهور مارکسیست که با رای و دموکراسی به قدرت رسید، نام می‌برند.آلنده بیش از چهل سال در صحنه سیاسی شیلی و حزب سوسیالیست شیلی حضور داشت. او پیش از رسیدن به ریاست جمهوری در انتخابات ۱۹۷۰, در مقام‌های سناتور, نماینده و وزیر کابینه فعالیت می‌کرد. آلنده سه بار در سال‌های ۱۹۵۲, ۱۹۵۸ و ۱۹۶۴ کاندید ریاست جمهوری شده و شکست خورده بود تا این که در ۱۹۷۰ بالاخره در انتخابات برنده شد و علیرغم تلاش‌های آمریکا برای جلوگیری از گرفتن قدرت توسط او, به ریاست جمهوری رسید.پس از رسیدن به ریاست جمهوری او برنامه سوسیالیستی جنجال برانگیزی را پیاده کرد و دوران حکومتش همواره حاکی از ناآرامی عمومی, اعتصاب, تحریم‌های آمریکا, شکایت‌های دادگاه عالی شیلی و تقاضای اعضای اپوزیسیون برای استفاده از نیروی نظامی برای آرام کردن اوضاع بود. در ۲۲ آگوست ۱۹۷۳ مجلس نمایندگان شیلی قطعنامه‌ای بر علیه او صادر کرد و هنوز یک ماه از این قطعنامه نگذشته بود که دولت او در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ و با کودتای نظامی آمریکا و سازمان سیا به رهبری ژنرال پینوشه سرنگون شد. طبق اعلام رسمی پرزیدنت آلنده با یک کلاشینکف اهدایی از سوی فیدل کاسترو خودکشی کرده‌است. البته طرفدارانش (از جمله کاسترو) اعلام کردند او در هنگام درگیری با نیروهای ارتش کشته شده‌است. البته بعدها کاسترو در اعلام نظری بیان داشت که او در آن زمان در این مورد چیزی نمی‌دانسته، و اکنون معتقد است که او خودکشی کرده‌است. نظری که همسرش و خانواده‌اش نیز آن را تایید می‌کنند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 11 Jul 2008 و ساعت 2:36 |

 

link تصاویر ایران در زمان محمد رضا شاه پهلوی بصورت Diashow در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 7 Jul 2008 و ساعت 18:47 |


نام جاوید وطن                  صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان             همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من            شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان              همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم                که هم آواز تو منم
همه جان و تنم                   وطنم وطنم وطنم
بشنو سوز سخنم                که نواگر این چمنم
همه جان و تنم                   وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان          به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان  ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان                ز صلابت ایران جوان

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 7 Jul 2008 و ساعت 18:38 |


يك فرش ابريشمي ايراني كه بيش از ۴۰۰ سال قدمت دارد، در يك حراج، به بهاي بي سابقه ۴ ميليون و ۴۵ هزار دلار فروخته شد.بهايي كه براي هر اينچ مربع (حدود شش و نيم سانتي متر) اين فرش پرداخته شده، حدود ۷30 دلار بوده است. پيش بيني شده بود اين فرش كه در قرون شانزده يا هفده ميلادي در اصفهان بافته شده، به مبلغ يك و نيم ميليون دلار فروخته شود. قالي ايراني روز سه شنبه در حراج كريستي از طرف بنيادي به نام Newport Restoration به فروش رسيد. دوريس دوك، مالك ثروتمند و پيشين اين قالي، آن را در سال ۱۹۹۰ خريد و پيش از مرگ به بنياد يادشده بخشيد. طول قالي ايراني ۷ فوت و ۷ اينچ (بيش از دو متر) و عرض آن ۵ فوت و 7 اينچ ( بيش از يك و نيم متر) است. به گفته اليزابت پاركر، رئيس بخش فرش حراجي كريستي، تنها دو قالي ديگر نظير اين فرش وجود داشته است. خانم پاركر اين فرش ايراني را "يك اثر هنري شگفت انگيز" خواند و گفت كه نقش گل اين قالي ظريف و پيچيده است و در آن ۱۷ رنگ گوناگون به كار رفته است كه كاربرد اين تعداد رنگ در يك فرش نامعمول است. خريدار اين فرش نخواسته نامش فاش شود.

 

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 7 Jul 2008 و ساعت 1:9 |

در این غربت، وطن گشتى مرا تو:
ستونِ جان و تن گشتى مرا تو.
منِ من مُرد، وقتى هومنم مُرد:
منِ من مُرد و ... من گشتى مرا تو

+ نوشته شده توسط فرزان در Sun 6 Jul 2008 و ساعت 3:18 |
 


شما زندگي را چگونه مي گذرانيد و در شبانه روز چه فعاليت هايي داريد؟

رضا پهلوي: از روزي كه جريانات مرا وادار كرد وارد صحنه سياست شوم، يعني پس از فوت پدرم و از زماني كه در قاهره بودم تا امروز، تمام تلاشم بر اين بوده كه بتوانم در آزادي كشورمان از وضعيتي كه در آن قرار دارد، نقشي ايفا كنم و نيز به جريان همسويي و همكاري بين تمام نيروهاي طرفدار دموكراسي، آزادي و حقوق بشر در ايران كمك كنم. زندگي من در واقع غير از ايران، نجات ايران و آزادي براي ايران چيز ديگري نبوده است و مقدار زيادي از ارتباطات من با داخل ايران است. برنامه روزانه من يكسان نيست و بسته به جلسات، ملاقات ها، سخنراني ها و همچنين سفرهايي كه به كشورهاي مختلف دارم، متغير است.

اين بيشتر وجه اجتماعي فعاليت هاي شماست، ولي زندگي وجه خصوصي نيز دارد. اگر از صبح اين همه كار انجام دهيد ديگر زماني براي زندگي شخصي باقي نمي ماند.

البته من به عنوان پدري داراي سه فرزند و در قبال همسرم طبيعتا مسئوليت هاي خانوادگي هم دارم كه در حد توانم به آنها مي پردازم به ويژه در مورد دخترانم و آموزش آنها.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Sun 29 Jun 2008 و ساعت 1:58 |
 

فريب هزاران دانشجوي لهستاني توسط مجاهدين خلق!!!!!
خبر باور كردني نيست اما واقعي است: سازمان مجاهدين خلق كه در صدد برپايي تظاهراتي در كنار فرودگاه شارل دوگل پاريس در روز شنبه آينده است به دانشجويان لهستاني اعلام كرده است كه با پرداخت تنها ۶ يورو (!) آنها را در روزهاي جمعه تا يك شنبه به پاريس مي بردو برمي گرداند و هزينه غذا و مسكن آنها را نيز مي پردازد! در عكس العمل به اين دعوت هزاران دانشجوي لهستاني از شهرهاي مختلف اكنون عازم پاريس هستند. شرط پوشش هزينه ها هم حضور در تظاهرات روز شنبه است و در آنجا حضور و غياب انجام خواهد شد. سازمان دهنده اين طرح انجمن ايراني برلين (!؟) است. تنها از يك شهر لهستان بنام پوزنان ۲۵ اتوبوس امروز عازم پاريس شدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Sat 28 Jun 2008 و ساعت 20:48 |

جامعه ایران سالهاست که بیمار است، می خواهید بگوئید کدام جامعه بیمار نیست؟ حق با شماست، اما من با بیماریهای ایرانیان بیشتر آشنا هستم، بنا براین به بیماری های ملی و تاریخی سرزمین ایران فکر می کنم. این بیماری ها هم در جامعه ایران وجود دارد، هم در حکومت ایران، هم در میان سیاستمداران مخالف حکومت و هم در میان روشنفکران ایرانی. می خواهید بدانید که ایرانی ها چه بیماری هایی دارند، من به چند بیماری ساده آنها اشاره میکنیم.

- بسیاری از ایرانی ها می دانند که دو ضربدر دو می شود چهار ولی از این موضوع خیلی ناراحتند و بسیار تلاش می کنند تا شاید به نتیجه جدیدی از حاصل ضرب دو در دو برسند.

- ایرانی ها دچار آلزایمر مربوط به زمان نزدیک و تمرکز حواس شدید در مورد زمان دور هستند، مثلا یادشان است که 2500 سال پیش چه چیزهایی به دست آوردند، اما یادشان نیست دو سال پیش چه چیزهایی را از دست دادند.

- ایرانی ها تمایل عجیبی به از بین بردن رهبران کشورشان دارند، حتی اگر آنها را خودشان روی کار آورده باشند، البته نکته مهم این است که به همین دلیل حتی رئیس جمهور هم در ایران احساس می کند رهبر اپوزیسیون است، چون اگر همسر و فرزند رئیس جمهور بفهمند که او با حکومت همکاری دارد از دست او ناراحت می شوند.

- ایرانی ها هرگز از چیزی طرفداری نمی کنند مگر اینکه چنان عاشق آن باشند که حاضر شوند بخاطر آن بمیرند و هر گز با چیزی مخالفت نمی کنند، مگر اینکه حاضر شوند بخاطر آن به قتل برسند، به همین دلیل معمولا پشت هر پرونده سیاسی در ایران یک پرونده قتل هم وجود دارد.

- ایرانیان به قهرمان علاقه زیادی دارند، به همین دلیل هر سیاستمداری را به سرعت تبدیل به یک قهرمان می کنند و بعد او را تنها می گذارند.

- ایرانیان کمی حسودند، به همین دلیل معمولا نمی توانند با هم کار کنند، مطمئنا هیچ نقشه تروریستی در دنیا وجود ندارد که یک تشکیلات منظم ایرانی آنرا انجام داده باشد، اولا به این دلیل که ایرانی ها نظم تشکیلاتی ندارند و ثانیا به این خاطر که دو نفر ایرانی نمی توانند با هم همکاری کنند.

- ایرانی ها در صد سال اخیر دچار نوعی شیزوفرنیای فرهنگی و سیاسی شده اند، قلب  ایرانیان شرقی   و سنتی و احساساتی است، اما عقل شان غربی و لائیک و مدرن و عاقل است، به همین دلیل همیشه همه کارها در ایران نصفه و نیمه انجام می شود، وقتی عقلشان کاری را شروع می کند، قلب شان با آن مخالفت می کند و وقتی قلب شان می خواهد رفتاری عاشقانه و احساساتی انجام دهد عقل شان جلوی او را می گیرد.

-  ایرانیان کمی هم دچار پارانویا هستند، این مشکل در میان حکومت ها بیشتر هم بوده است، معمولا یک ایرانی وقتی دشمن داشته باشد راحت تر زندگی می کند، و تقریبا همه ایرانیان احساس می کنند تحت تعقیب هستند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 23 Jun 2008 و ساعت 22:7 |
 

سير رو به افزايش تأثيرپذيري، بي‌تدبيري و گرفتاري به روزمره‌گي در دوره قاجاريه موجب گرديد سياست خارجي نيز حالتي واكنشي بيابد. لذا تصميمات، بدون لحاظ آينده‌نگري به هدف فرار و دفع موانع پيش‌رو اتخاذ مي‌شدند. به دليل فقدان استراتژي و راهبرد، برنامه‌هاي متعدد بدون در نظر گرفتن واقعيت‌هاي آن زمان و شرايط توفيق آن برنامه‌ها، به صورت آزمون و خطا اجرا مي‌شدند. طرح قدرت سوم در روابط خارجي ايران يكي از اين برنامه‌هاست كه در اين مقاله بررسي شده است.

با نگاهي به تاريخ گذشته ايران، همواره انسان با تلاش دولتمردان كشور براي جلب يك قدرت و نيروي ثالث در روابط خارجي اين كشور مواجه مي‌شود، تا جايي كه اين طرز تفكر و نوع سياست باعث شده است مقوله قدرت سوم در روابط خارجي ايران در دوران معاصر مطرح گردد. اين استراتژي و رفتار ديپلماتيك از دوره صفويه براي مقابله با عثماني‌ها به كار گرفته ‌شد. در تاريخ اين دوره به وضوح ديده مي‌شود كه چگونه شاهان صفوي، به‌ويژه شاه‌عباس اول، تلاش كرده‌اند كه آلمان را به عنوان يك متحد و حامي در مناسبات خارجي ايران وارد كنند. البته اين مفهوم به معني واقعي در زمان قاجاريه نمود پيدا ‌كرد، و شاهان قاجار براي جلب دوستي دول اروپايي در اين خصوص تلاش بسياري نمودند، به‌ويژه در زمان ناصرالدين‌شاه قاجار كه اين سعي در مورد آلمان به كار رفت و تا پايان اين سلسله به نوعي پيگيري شد، به گونه‌اي كه آلمان در ايران، به‌خصوص با وقوع جنگ جهاني اول و گسترش اين جنگ به منطقه خاورميانه، حضوري سياسي ــ نظامي و تجاري داشت.

در اين مقاله تلاش شده است به پرسش‌هاي بنياديني چون دلايل توجه ايران به يك قدرت ديگر، دليل گرايش آن قدرت به ايران (كه در اين زمان آلمان مي‌باشد)، و مواضع دول ديگر نسبت به اين رفتار و روابط پاسخ داده شود. اين روابط چه نتيجه‌اي براي طرفين در بر داشت و دو طرف تا چه اندازه‌اي به اهداف خود دست يافته‌اند؟ در اين روابط چه جنبه‌هايي اصل بود، سياست، اقتصاد، فرهنگ، يا مسائل نظامي؟ موقعيت ژئوپولتيك ايران در اين روابط چه جايگاهي داشته است؟ دلايل گرايش مردم، عشاير و آزادي‌خواهان ايران به آلمان چه بوده است؟ روسيه و انگلستان در توسعه يا محدوديت اين روابط چه تأثيري داشته‌اند و در نهايت جنگ جهاني اول چه تأثيري بر اين ارتباطات گذاشت؟

 

اولين پيمان رسمي بين دو كشور ایران و آلمان


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 23 Jun 2008 و ساعت 5:41 |


Powered By
BLOGFA.COM