تبليغاتX
کهن ديار Iran-Iran

تحقيقات جديد بيانگر اين مطلب است كه مصرف بيش از حد نمك ميتواند سبب افزايش وزن شود و اگر خواهان كاهش وزن خود هستيد بايد در مصرف نمك تعديل نمائيد. مطالعات نشان مي دهند كه استفاده نامناسب از نمك در رژيم غذائي باعث تشنگي ميشود كه در نتيجه تمايل به نوشيدن نوشابه را زياد كرده و چون نوشابه ها حاوي كالري بالائي هستند اين امر سبب افزايش وزن ميگردد.

در سالهاي 1988-1976 و 1994-1988 در ايالات متحده چاقي در ميان مردان 52 درصد و در ميان زنان 62 درصد رشد داشته است. اين ميزان رشد در سالهاي 1999 تا 2002 در حدود 120 در صد در بين مردان و 99 درصد در بين زنان افزايش پيدا كرده است. تحقيقات نشانگر اينست كه اين ارتباط افزايش وزن با مصرف بي رويه نمك و متعاقبا تشنگي و نوشيدن نوشابه هاي پر كالري ميباشد.

در گذشته تصور مي شد كه كاهش مصرف نمك در رژيم غذائي تاثيري در سلامتي انسان ندارد اما بر اساس گزارش مجله "رشد بيماريهاي قلبي" كاهش 30 در صد از مصرف نمك سبب كاهش قابل ملاحظه 75 در صدي در بيماريهاي رگهاي اطراف قلب و مرگ و مير ميگردد.

پرفسور هيكي كارپانان (Heikki Karppanen) از دانشگاه هلسينكي ( Helsinki ) و دكتر ارو مروالا (Eero Mervaala) گزارش مبسوطي ارائه داده اند كه كاهش مصرف نمك تاثيري زيادي در ميزان فشار خون دارد در صورتيكه استفاده از داروهاي كاهنده فشار خون بر روي اين بيماري تنها تاثير ده درصدي دارد. مصرف نمك در 15 سال گذشته در اغلب كشورها به خصوص آمريكا حدود 50 در صد افزايش پيدا كرده است و ميزان فشار خون بالا در بين دنيا بي ارتباط با افزايش مصرف نمك نمي باشد.
+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 19 Feb 2008 و ساعت 21:7 |

روانشناسان مي گويند اگر شما آواهايي خيالي مي شنويد كه شما را خطاب قرار مي دهند، نگران نشويد؛ زيرا امري شايع و طبيعي است .

پژوهشگران دانشگاه منچستر مي گويند برخلاف يك باور قديمي شنيدن صدايي خيالي در سر، نشانه اي از بيماري رواني نيست.در واقع بسياري از كساني كه چنين آواهايي را مي شنوند در جستجوي درمان برنمي آيند و مي گويند كه اين آواها تاثير مثبتي در زندگي شان داشته و احساس آرامش يا الهام به آنها مي دهد.

تفاوت هاي فردي

آيليش كمپبل پژوهشگر روانشناسي در اين باره مي گويد: "ما مي دانيم كه بسياري از مردم آواهاي خيالي مي شنوند ولي هرگز درصدد مراجعه به متخصصان بهداشت رواني برنمي آيند."برخي از كساني كه چنين صداهايي را شنيده اند مي گويند كه انگار كسي شما را به نام صدا كرده است.برخی از مردم همچنين مي گويند هنگامي چنين صداهايي را مي شنوند كه گويي افكاري از خارج وارد سرشان مي شود و گاه اين صدا خود وارد گفتگو با فرد مي شود.

پژوهشگران دانشگاه منچستر مي خواهند در اين باره تحقيق كنند كه چرا برخي از مردم با ديدي مثبت به اين آواها مي نگرند و برخي ديگر وحشت زده شده و درجستجوي كمك برمي آيند.خانم كمپبل مي گويد: "به نظر نمي رسد كه شنيدن چنين آواهايي به خودي خود مشكل زا باشد. آن چه مهم تر به نظر مي رسد چگونگي تلقي افراد از اين صدا ها است."وي مي گويد عواملي چون تجارب زندگي و اعتقادات ممكن است در اين امر موثر باشد.

مضمون آواها

اين روانشناس مي گويد: "اگر فرد در حال رويارويي با يك ضربه رواني باشد يا خودش را آسيب پذير يا در معرض پرخاشجويي ديگران بيابد ممكن است اين آواها را مخرب، خصومت آميز و غلبه گر بيابد.در همين حال وي مي گويد كه كساني كه تجارب مثبت بيشتري در زندگي داشته اند و بينش بهتري نسبت به خود و ديگران دارند بيشتر از اين آواها استقبال مي كنند.

تحقيقات پيشين نشان داده بود، اغلب كساني كه چنين آواهايي مي شنيدند كودكي دهشت باري داشته اند.دكتر كمپبل هشدار مي دهد گاهي فرد تصور كند كه شنيدن اين صداها نشانه بيماري رواني است و از صحبت كردن در اين باره با ديگران خود داري مي كند كه در اين صورت بيشتر هراسان خواهد شد.

پرفسور ماريوس روم مدير موسسه اي به نام نداي دروني، مي گويد: "به دليل سوء تفاهم و وحشتي كه در جامعه و مفاهيم روانپزشكي در باره شنيدن آواهاي دروني وجود دارد، مردم عموما از آن به عنوان نشانه اي از بيماري ياد مي كنند كه بايد از شر آن خلاص شد و به اين ترتيب محتوا و معناي تجربه اين آوا كمتر مورد بحث قرار گرفته است."وي مي گويد تحقيقات آنها نشان مي دهد هفتاد درصد كساني كه اين صداها را شنيده اند گفته اند كه يك رخداد دهشت زا را در زندگي شان تجربه كرده اند كه زمينه ساز پديداري اين آواها شده اند.

به اين ترتيب وي معتقد است گفتمان در باره اين آواها و برجستگي پيامي كه براي فرد در خود نهفته دارد از اهميت بسياري برخوردار است و مي تواند از اظطراب و انزواي فرد بكاهد.

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 19 Feb 2008 و ساعت 20:11 |

آزمايش بر روي موش ها نشان داده كه قطع ارتباط با سلول هايي كه اسپرم را تغذيه مي كنند،اين حيوانات را عقيم مي سازد.پژوهشگران آمريكايي و ايتاليايي مي گويند كه به ميزان كمي ازمولكول استفاده كرده اند و دريافته اند كه هيچ تاثير جانبي ندارد و به خوبي توانسته قدرت بارور سازي اسپرم ها را متوقف سازد.ولي اين پژوهشگران به مجله نيچر مديسين گفته اند كه هنوز براي دريافتن آنكه آيا اين دارو همچنين مي تواند بر روي مردان نيز بدون عوارض ناخوشايند تاثير داشته باشد به مطالعات بيشتري احتياج دارند.

هنگامي كه در فرآيندي تحت عنوان اسپرماتوژني، اسپرم در بدن ساخته مي شود اين اسپرم ها در كنار سلول هاي ديگري به نام سرتولي قرار مي گيرند كه به رشد آنها كمك مي كند.وقتي ارتباط بين اين دو نوع سلول قطع شود سبب ناباروري در مردان مي شود.در اين مطالعه پژوهشگران از مولكولي براي جدا كردن اين دو از هم استفاده كرده اند.

با اين حال استفاده از اين مولكول كه آژودين خوانده مي شود در دوز بالا منجر به مسمويت مي شود.براي بي اثر كردن آثار جانبي اين مولكول، پژوهشگران هورموني به نام FSH به آن افزوده اند كه در بيضه، يعني محل توليد اسپرم، فعال است.فرآيند عقيم سازي اسپرم ها سبب مي شود تا توانايي بارور سازي اسپرم ها متوقف شود.

هنوز تحقيقات بيشتري قبل از آزمايش كردن اين دارو بر روي انسان بايد صورت گيرد.اما دكتر دولورز مروك از مركز تحقيقات زيست پزشكي در نيويورك كه اين تحقيقات به سرپرستي او انجام شده است، مي گويد: ما انتظار داريم كه اين تركيب ها بتوانند به ايجاد يك داروي ضد باروري مردانه بيانجامند.


+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 19 Feb 2008 و ساعت 20:0 |


مجموعه  آثار باستانی جهانی پاسارگاد مجموعه‌ای از آثار باستانی برجای‌مانده از دوران هخامنشی است که در 70 کیلومتری شمال مرودشت در منطقهٔ پاسارگاد استان فارس واقع شده‌است.

این مجموعه دربرگیرندهٔ ابنیه‌ای چون کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آبنماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، آرامگاه کوروش بزرگ، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است.

این مجموعه، پنجمین مجموعهٔ ثبت‌شده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که طی جلسه یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به علت دارا بودن شاخص‌های فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید. هر اثر که در فهرست جهانی یونسکو جای می‌گیرد:طبق کنوانسیون میراث طبیعی و تاریخی باید از سوی کشور نگهدارندهٔ اثر مورد توجه ویژه قرار گیرد و انجام هرگونه اقدامی در به خطر افتادن آن ممنوع است.

پیشینه
سرزمین پارس زادگاه هخامنشیان بوده‌است. خاندان پارس، که به رهبری کوروش دوم (که از ۵۲۹ تا ۵۵۹ پیش از میلاد سلطنت نمود) در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، بر مادها پیروز شدند. بر پایهٔ سنت، کوروش دوم این منطقه را به پایتختی انتخاب کرد، زیرا در نزدیکی منطقه‌ای بود که بر ایشتوویگو پادشاه ماد پیروز شد. این اولین پیروزی، پیروزی‌های دیگری چون غلبه بر لیدی، بابل نو، و مصر را به دنبال داشت. امپراتوری هخامنشی بعداً توسط پسر او کمبوجیه (۵۲۲ تا ۵۲۹ پیش از میلاد) و داریوش اول (۴۸۶ تا ۵۲۱ پیش از میلاد) تحکیم و گسترش یافت. از کوروش در انجیل به عنوان آزادی‌دهندهٔ بابل و کسی که یهودها را از تبعید بازگردانده یاد شده‌است.

در ۷۰ کیلومتری جنوب پاسارگاد، داریوش بزرگ پایتخت نمادین خود شهر پارسه (شاعری یونانی این شهر را پرس پلیس نام نهاد) را بنیان نهاد. تا هنگامی که اسکندر از مقدونیه در سال ۳۳۰ پیش از میلاد امپراتوری هخامنشی را تسخیر کرد، پاسارگاد یک مرکز مهم سلسله‌ای باقی ماند. به گفتهٔ نویسندگان باستانی، مانند هرودوت و آریان (گزنفون)، اسکندر آرامگاه کوروش را محترم شمرده و آن را بازسازی نمود.

در دوره‌های بعدی، از تل تخت هم چنان به‌عنوان یک دژ بهره‌برداری می‌شد، حال آن که کاخ‌ها متروک شده و از مصالح آن دوباره استفاده شد. از سدهٔ هفتم به بعد، آرامگاه کوروش به نام آرامگاه مادر سلیمان خوانده می‌شد، و به یک مکان زیارتی تبدیل شد. در سدهٔ دهم یک مسجد کوچک در گرد آن ساخته شد، که تا سدهٔ چهاردهم از آن استفاده می‌شد. این محوطه توسط مسافرین طی سده‌ها بازدید شده، که باعث از دست رفتن تدریجی اجزا گوناگون آن گشته‌است.

طبق نوشته‌های هرودوت ، هخامنشيان از طايفهٔ پاسارگاديان بوده‌اند كه در پارس اقامت داشته‌اند و سر سلسلهٔ آنها هخامنش بوده‌است.‌ نامدارترين رئيس اتحاديه قبائل پارس در نيمه قرن ٧ پ م چيش پيش دوم است كه تا سال 640 پ م رياست قبائل پارس را در دست داشت. او چيش پيش پور كوروش پور كمبوجيه پور چيش پيش پور هخامنش بود، كه همه شان رؤسای قبائل پارس بودند. اگر برای هر كدام از اينها حدود ٤٠ سال در نظر بگيريم، ميتوان گفت كه در زمانی كه پارسها در منطقهٔ پارسوای مذكور در سند آشوری (يعني سال 834 پ م ) اقامت داشته‌اند، رياستشان در دست هخامنش بوده است.

هخامنشيان نام دودمانی پادشاهی پر افتخار در ايران پيش ازحمله اعراب و اسلام به ایران است. پادشاهان اين دودمان از پارسيان بودند و تبار خود را به « هخامنش» می رساندند كه سركرده طايفهٔ پاسارگاد از طايفه های پارسيان بوده‌است. هخامنشيان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس آنشان بودند ولی با شكستی كه كوروش بزرگ بر ايشتوويگو واپسين پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح ليديه و بابل پادشاهی هخامنشيان تبديل به شاهنشاهی بزرگی شد. از اينرو كوروش بزرگ را بنيانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

به قدرت رسيدن پارسی‌ها و سلسلهٔ هخامنشی (550-330 قبل از ميلاد) يكی از وقايع مهم تاريخ قديم است. اينان دولتي تأسيس كردند كه دنيای قديم را به استثنای دو سوم يونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستين امپراتوری تاريخ جهان می‌دانند. مهم‌ترين سنگ نوشتهٔ هخامنشی از نظر تاريخی و نيز بلندترين آنها، سنگ نبشتهٔ بيستون بر ديواره كوه بيستون است. سنگ نوشتهٔ بيستون بسياری از رويدادها و كارهای داريوش اول را در نخستين سال‌های حكمرانی‌اش كه مشكل‌ترين سال‌ها حكومت وی نيز بود. به طور دقيق روايت می‌كند. اين سنگ نوشته عناصر تاريخی كافی برای بازسازی تاريخ هخامنشيان را داراست و همچنين در سايت مذكور دربارهٔ شخصيت كوروش هخامنشی آمده‌است كه : همهٔ نشانه‌ها بيانگر آنست كه هدف كوروش از جنگ و كشور گشایی ايجاد يك جامعهٔ جهانی مبتنی بر امنيت و آرامش و دور از جنگ و ويرانگری بوده‌است. كوروش در لشكركشيها و پيروزيهايش با ملل مغلوب در نهايت بزرگواری رفتار كرد و عناصر حكومتي پيشين را مورد بخشايش قرار داده در مقامهايشان ابقا كرده مطيع و منقاد خويش ساخت. ‌كوروش بزرگ با ايمان استواری كه به اهورامزدا داشت جهانگشايی را به هدف برقرار كردن آشتی و امنيت و عدالت و از ميان بردن ستم و ناراستی انجام ميداد و در فتوحاتش به حدی نسبت به اقوام مغلوب بزرگمنشی و مهر و عطوفت نشان داده‌بود كه داستان رأفتش به همه جا رسيده بود.

‌شايان ذكر است که پاسارگاد نام يک آثار باستانی مشهور در منطقه بوده كه مورد علاقه و توجه جهانيان بويژه علاقه‌مندان به ميراث ملل می‌باشد،‌بر اين مبنا استانداری فارس بعد از تصميم به ايجاد شهرستان در آن منطقه و برای برجسته نمودن و زنده نگه داشتن نام و ياد پاسارگاد در سطح ايران و جهان ترجيح داد نام پاسارگاد را بر شهرستان جديدالتأسيس قرار دهد»از طرف ديگر بانيان احداث مجموعهٔ پاسارگاد ، دولت هخامنشی بوده‌است كه استانداری با تأسيس بخش هخامنش در برجسته‌تر نمودن آثار كوروش هخامنشی تلاش مضاعفی از خود نشان داده‌است چرا كه فرزندان هخامنش پس از كسب قدرت و تشكيل دولت مستقل نام دولت را به احترام رئيس قبائل پارس به نام هخامنش نامگذاری كرده‌اند و اين امر نشان دهندهٔ احترام و جايگاه بلند هخامنش در بين قبائل پارس بوده‌‌است كه  استانداری فارس با نكته سنجی و ظرافت تمام اين مسئله را مورد توجه قرار داده‌اند.


 مشخصات

شهر باستانی پاسارگاد نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی در قلب استان فارس، در دشت رودخانه پُلوار قرار دارد. نام شهر «اردوگاه پارس» دلالت از موقعیت مکانی شهر دارد. شهر توسط کوروش بزرگ (کوروش دوم) در سدهٔ ششم قبل از میلاد ساخته شد. محوطهٔ اصلی (۱۶۰ هکتار، حدوداً ۲٫۷×۰٫۸ کیلومتر) توسط یک منطقهٔ طبیعی بزرگ احاطه و محافظت شده‌است (حدوداً ۷۱۲۷ هکتار). محوطهٔ اصلی شامل این بناهای تاریخی است:

آرامگاه کورش بزرگ در جنوب؛
تل تخت (یا «تل تخت سلیمان»؛ سریر پادشاهی سلیمان) و استحکامات، واقع بر یک تپه در شمال محوطهٔ اصلی؛
مجموعهٔ سلطنتی در مرکز محوطهٔ اصلی، شامل بقایای: ساختمان دروازه (دروازه R)، تالار عمومی (کاخ S)، قصرمسکونی (کاخ P)، و باغ سلطنتی (چهار باغ).
در منطقهٔ شرق یک بنای کوچک قرار دارد(۱۶×۱۶ متر) که یک پُل تشخیص داده شده‌است. در شمال مجموعهٔ سلطنتی زندان سلیمان قرار دارد، یک برج سنگی، باحدوداً ۱۴ متر ارتفاع. تاریخ ساخت این بنا مشخص نیست.
محوطهٔ اصلی شامل منطقهٔ حفاری‌شده‌است، اما پایتخت باستانی منطقه‌ای بسیار وسیعتر از این منطقه بوده و هنوز حفاری نشده‌است. در محوطهٔ حفاظتی اطراف، باقیمانده‌های دیگری نیز هستند: محدودهٔ مقدس (حدوداً ۵۵۰-۵۳۰ پیش از میلاد)، و محوطه‌های تل نوخودی، تل خاری، تل سه آسیاب، دوتلان، که برخی از اینها متعلق به ماقبل تاریخ هستند، همینطور مدرسه یا کاروانسرا (سده ۱۴ میلادی). در محوطهٔ حفاظتی همچنین پنج روستا وجود دارند که کشاورزان در آنها ساکنند.


 آرامگاه کوروش کبیر
مهم‌ترین اثر مجموعهٔ پاسارگاد،بنایی است که پیشتر مشهور به ((مشهد مادر سلیمان))بود و از سال ۱۸۲۰م. به بعد به عنوان آرامگاه کوروش کبیر مشخص شده‌است و چون گوهری در میان دشت خودنمایی می‌کند. حدوداً در ۵۳۰ تا ۵۴۰ قبل از میلاد از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شده‌است. بنای آرامگاه میان باغ‌های سلطنتی قرار داشته و از سنگ‌های عظیم ، که درازای بعضی آن‌ها به هفت متر می‌رسد،ساخته شده‌است. تخته سنگ‌های آرامگاه با بست‌های فلزی، به هم پیوسته بوده‌است.که بعدها آن‌ها را کنده و برده‌اند و اکنون جایشان به صورت حفره‌هایی دیده می‌شود که بیشترشان را تعمیر کرده‌اند. بنای آرامگاه دو قسمت مشخص دارد، یکی سکویی ۶ پله‌ای که قاعده آن مربع مستطیلی به وسعت ۱۶۵ متر مربع است و دیگری اطاقی کوچک به وسعت ۵/۷ متر مربع که سقف شیب بامی دارد و ضخامت دیوارهایش به ۵/۱ متر می‌رسد. پایه بنا (۱۳٫۳۵×۱۲٫۳۰ متر) از شش لایه پلکانی تشکیل شده‌است، که از آن‌ها اولی به بلندی ۱۷۰ سانتی متر، دومی و سومی ۱۰۴ سانتی متر، و سه عدد آخری ۵۷٫۵ سانتی متر هستند. ارتفاع کلی بنا در حدود ۱۱ متر است. در ورودی آرامگاه در سمت شمال غربی قرار داشته و ۷۵ سانتی متر پهنای آن است.این درگاه کوتاه نیز دارای دو در سنگی بوده که از بین رفته‌است. خزانهٔ آرامگاه، در بالاترین نقطه، شکل یک خانهٔ شیروانی ساده با یک ورودی کوچک در غرب را دارد. تا حدود صد سال پیش باور بر این بود که این بنا آرامگاه مادر سلیمان باشد و در دورهٔ اتابکان در زمان آل بویه با استفاده از ستون‌های باقی مانده از کاخ‌های باستانی مسجدی با نام «مسجد اتابکی» در گرد آن ساخته و یک محراب کوچک در خزانهٔ آرامگاه کنده‌کاری شد. در دههٔ ۱۹۷۰ بقایای مسجد پاکسازی شده و تکه‌های تاریخی به نزدیکی مکان‌های اصلی‌شان بازگردانده شدند. پس از کشته شدن کوروش بزرگ در جنگ با ساکاها یا ایرانیان شمالی، جسد وی را مومیایی کرده و درون تختی از زر نهاده و اشیای مهم سلطنتی و جنگی او را در کنار وی گذارده بودند. در حمله اسکندر مقدونی، یک شخص مقدونه‌ای در این آرامگاه را شکسته و اشیای آن را تاراج کرده و کالبد را گزند رسانده بود. در شیب سقف آرامگاه دو حفرهٔ بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن سنگ‌ها و کم کردن از بار سقف ایجاد شده‌است و برخی اشتباها، جای نگهداری کالبد کوروش و همسر وی دانسته‌اند. آرامگاه کوروش در همه دوره هخامنشی مقدس به شمار می‌آمده این امر باعث گردیده که در دوران اسلامی هم این تقدس حفظ شود، اما تعبیر اصلی بنا دیگر مشخص نبوده‌است و از سوی دیگر مردم هم ساختن بناهای با عظمت سنگی را خارج از قوه بشری می‌دانسته‌اند و به  سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته‌است، نسبت می‌داده‌اند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن  می‌شمردند و آن را به مادر او نسبت می‌دادند و (( مادر سلیمان)) می‌خواندند.


 استحکامات دفاعی تل تخت
این استحکامات با وسعتی در حدود ۸۰۰۰ متر مربع بر روی تپه‌ای عظیم در انتهای شمالی پاسارگاد قرار دارند. استحکامات مذکور معماری چهار دوره را به خود اختصاص داده‌است :

ساختارهای سنگی؛ عموماً مربوط به دورهٔ اول هخامنشی.
ساختارهای خشتی؛ مربوط به دورهٔ دوم هخامنشی.
ساختارهای خشتی و سنگی؛ مربوط به دورهٔ سلوکی و اشکانی.
ساختاری خشتی، آجری و سنگی؛ مربوط به اواخر دورهٔ ساسانی.
ساختار اول (سنگی) به روش بنایی خشک و با استفاده از قالبهای بزرگ سنگی و یک شیوهٔ اتصالی بنام آناتیروسیس (Anathyrosis)، که تمدنهای آسیای صغیر در سدهٔ ششم میلادی با آن آشنا بودند، بنا شده‌است. نقشهٔ عمومی سکو یک متوازی‌الاضلاع با ابعاد تقریبی ۹۸×۷۹ متر و با تورفتگیهایی در کناره‌های شمالی و جنوبی، است. ارتفاع اصلی آن تقریباً ۱۵ متر بوده‌است. اولین مرحله از ساخت بنا توسط کوروش بزرگ انجام گرفته و با مرگ وی در سال ۵۳۰ قبل از میلاد متوقف شد. مرحلهٔ دوم در دوران داریوش بزرگ با استفاده از آجرهای خشتی (گلی) ساخته شد (۴۸۶ تا ۵۲۲ قبل از میلاد).


 مجموعهٔ سلطنتی
این مجموعه در مرکز پاسارگاد قرار گرفته‌است واز تعدادی کاخ تشکیل شده که در اصل در محدوده مجموعهٔ باغها قرار دارند (معروف به «چهار باغ»). بدنهٔ اصلی کاخ‌ها از سالن‌های ستون‌دار تشکیل شده‌است. تالار عمومی (کاخ S) حدوداً در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شده. تالار ستون‌دار آن دو ردیف چهار ستونی دارد. پایهٔ ستونها از سنگ سیاه هستند (۱٫۴۳×۱٫۴۳ متر)، و بدنهٔ آن‌ها از سنگ آهکی سفید است. پایه ستون‌ها ۱٫۰۴ متر و بدنهٔ ستون‌ها ۱۲٫۰۶ متر ارتفاع دارند. سرستون‌ها از سنگ سیاه بوده‌است. شواهدی موجوداست که سرستون‌ها یک شیر مرکب، شاخ‌دار و یال‌دار، را نشان می‌داده‌است. کاخ یک سرسرا در هر طرف داشته‌است. برخی از نقوش برجستهٔ درگاه‌ها حفظ شده‌اند، که پیکر انسان و دیوها را نشان می‌دهند. کاخ مسکونی کوروش دوم (کاخ P) بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۳۵ پیش از میلاد بنا شده‌است. سالن ستون‌دار این کاخ (۳۱٫۱×۲۲٫۱ متر) پنج ردیف ستون و در هر ردیف شش ستون دارد، و سرسرای پر ابهت آن در جنوب شرقی به ابعاد ۷۵٫۵×۹٫۳ متر است.

کاخ دروازه در حدود شرقی محوطهٔ اصلی قرار دارد و شامل یک تالار ستون‌دار با نقشهٔ چهار ضلعی و ابعاد ۲۵٫۵×۲۸٫۵ متر است. این تالار ۸ ردیف ستون دارد. این تالار دو در ورودی اصلی در محور طولی کاخ و دو در فرعی در محور عرضی کاخ دارد.

در یکی از چار چوب‌های دروازه، یک نقش برجستهٔ مشهور از یک پیکر انسان مانند که بال‌هایی دارد دیده می‌شود. این طرح که تنها نقش باقی مانده در کاخ دروازه‌است، مردی را نشان می‌دهد که ریش انبوه و چهار بال که رو به مرکز تالار دارد.

کوشک‌های (پاویلیون‌ها) A و B که در شرق و جنوب باغ شاهی قرار دارند، احتمالاً دو ورودی به باغ سلطنتی بوده‌اند. از این دو، کوشک B بهتر حفظ شده‌است. این کوشک با ابعاد ۱۱٫۷×۱۰٫۱ متر از یک سکوی چهارضلعی از سنگ‌های آراسته تشکیل شده‌است.


 آرامگاه کمبوجیه
آن چه از این بنا باقی مانده دیواری بلند به ارتفاع حدود ۱۴ و طول تقریبی ۷٫۵ متر است. این بنا به بنای کعبه زرتشت در نقش رستم شباهت دارد در حالی که از نظر قدمت، قدیمی‌تر و از نظر استحکام و فن ساخت نمایانگر اجرایی قوی‌تر از بنای کعبه زرتشت است.


 محوطه مقدس
این محوطه که در ۳ کیلومتری آرامگاه کوروش و در غرب مجموعه پاسارگاد واقع شده‌است شامل تپه‌ای تاریخی و دو سکوی مجزای سنگی است. برخی از محققین اعتقاد دارند که سکوی سوم کشف‌نشده‌ای وجود دارد که تثلیث خدایان باستانی - اهوارامزدا، مهر و آناهیتا - را نمایشگر است.


 کاروانسرای مظفری
در دورهٔ آل مظفر برای اسکان کاروانهای تجارتی و زیارتی که از مسیر جاده شاهی می‌گذشتند، کاروانسرایی با استفاده از سنگ‌های آورده شده از بناهای سلطنتی پاسارگاد به طرح چهار ایوانی در کنار آرامگاه کورش ساخته شده که امروزه بقایای دیوار و شالودهٔ آن قابل مشاهده‌است.


 ثبت جهانی پاسارگاد توسط یونسکو، هر اثری که در فهرست جهانی یونسکو جای می‌گیرد:طبق کنوانسیون میراث طبیعی و تاریخی باید از سوی کشور نگهدارندهٔ اثر مورد توجه ویژه قرار گیرد و انجام هرگونه اقدامی  از قبیل سدسازی وغیره در به خطر افتادن آن ممنوع است.

 

تهديد پاسارگاد جدی است:

 

 

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 19 Feb 2008 و ساعت 18:0 |
 

در ژاپن: جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثرمیشود و خودکشی میکند جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش آنقدر اندوهگین میشود که خودکشی میکند بعد برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نیست.

در اسپانیا: مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی را از پای در میاورد و با زن محبوبش به آمریکای جنوبی فرار میکند٠

در انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه را به یه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری موکول میکننداسب هر کدام برنده شد ، معشوق مال او میشود٠

در فرانسه: خیلی کم کار به جاهای باریک میکشد دو تا مرد با همدیگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی و مدتی مال دومی باشد٠

در استرالیا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره میکنند این مشاجره آنقدر طول  میکشد تا یکی از طرفین پیر بشود و بمیرد، یا از یه مرضی بمیرد آنوقت آنکه زنده مانده با خیال راحت به مقصودش میرسد٠

در قفقاز: جوان اولی دختر محبوب را بر می دارد و فرار میکند دومی هم دختر را  از چنگ اولی می دزدد و پا به فرار میگذارد باز اولی همین کار را میکند و این ماجرا دائما« تکرار میشود٠

در نروژ: معشوقه ء دو مرد برای اینکه به جدال و دعوای اونها خاتمه بدهد خودش رااز بالای ساختمان مرتفعی میاندازد پایین و غائله ختم میشود٠

درمکزیک: کار به زد و خورد خونینی میکشد و یکی از طرفین کشته میشود ولی بعد آنکه رقیبش را کشته است  از دختر مورد نظر دلسرد میشود و دخترک بی شوهر میماند٠

 

اگر گفتید در ایران، اگر دو  مرد عاشق یک زن باشند چه میشود؟؟؟

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 19 Feb 2008 و ساعت 14:56 |

 

 

 

 

 

با چه كسي ازدواج كنيد فرزند بيشتري خواهيد داشت ؟

كارشناسان مطلب جالبي را عنوان كردند: اگر خانمي بخواهد كه بچه بيشتري داشته باشد، بايد با مردي ازدواج كند كه حداقل چند سال از او بزرگتر است. تحليل ميزان زاد و ولد در سوئد نشان داد كه بيشترين تعداد كودكان در خانواده هايي متولد مي شوند كه در آنها مرد 6 سال بزرگتر از زن است.

بدين ترتيب تحقيقات نشان دادند كه در خانواده هايي كه مرد شش سال بزرگتر از زن است، بطور متوسط 2.2 فرزند متولد شده اند كه براي اين كشور با سطح زاد و ولد پايين شاخصي بسيار بالاست. براي مقايسه: در خانواده هايي كه زن 6 سال بزرگتر از مرد است، 1.8 فرزند متولد شده است.

اين اطلاعات بطور جداگانه براي زنان نيز محاسبه شدند. براي آنها "بارورترين" ازدواج ها، ازدواج با مرداني است كه 4 سال از آنان بزرگتر باشند. تفاوت ارقام براي مردان و زنان را اين محققين چنين توضيح دادند كه گزينش مردان و زناني كه محاسبات بر اساس آنان انجام شد، بطور دلخواه بود و از اين رو زنان و مردان در تمامي موارد زن و شوهر نبودند.

مردان بطور ناخودآگاه زنان كوچكتر از خود را ترجيح مي دهند، زيرا آنها پتانسيل زماني بيشتري براي باردار شدن دارند. زنان نيز بيشتر مردان بزرگتر از خود را انتخاب مي كنند، زيرا آنها امكان بيشتري براي تامين مالي خانواده دارند. در عين حال مرداني كه با زناني ازدواج كرده اند كه بسيار كوچكتر از آنان هستند نيز نمي توانند فرزندان زيادي داشته باشند. مادراني كه شوهران آنها بيش از 10 سال از آنان بزرگتر هستند، بطور متوسط بيش از 2 فرزند نداشته اند.

علاوه بر اين، زماني كه اختلاف سني بين زن و شوهر زياد باشد، اين احتمال وجود دارد كه مرد زودتر دچار ناتواني بارورسازي شود. همچنين اين گونه زوج هايي اغلب با اختلاف نظراتي در برنامه ريزي هاي خانوادگي نيز روبرو هستند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 19 Feb 2008 و ساعت 12:58 |


شادمهر عقیلی ۷ بهمن ماه سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شد . از خوانندگانی ست که پس از انقلاب  در ایران کار خود را آغاز کرد ولی پس از مدتی ابتدا به کانادا و سپس به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد.از کودکی به نوازندگی علاقه داشت و با پیانو شروع كرد ولی بعد ویلن را به‌عنوان ساز تخصصی خود انتخاب كرد.نواختن ساز را از هر كاری بیشتر دوست داشت. ساز های تخصصی وی پیانو ، گیتار و ویلن بوده و در نواختن ویلن تبحر خاصی دارد.

از ۱۳۷۶ وارد واحد موسیقی رادیو و تلویزیون شد و در آنجا مشغول به كار شد ولی كارهای او برای كسب مجوز مشكل داشتند. به‌عنوان اولین كار «معبود» را اجرا كرد و بعد از آن «بهار من» اولین كاست او بود . بهار من كاست بدون كلامی بود كه شادمهر نوازندگی پیانو ،گیتار و ویلون را در آن بعهده داشت . بعد از آن کاست «مسافر» به بازار آمد و تحولی در موسیقی پاپ كشور ایجاد شد كه آثار آن برای همیشه به جا ماند. بعد از آن كاست «دهاتی» منتشر شد و باعث نمایان شدن فرق بین كارهای شادمهر و دیگران شد. در این راه همیشه مشكلات بسیار زیادی سر راه او قرار داشت و گرفتن مجوز برای كاری كه نام شادمهر روی آن باشد مشكل شد ، با وارد شدن شادمهر به سینما محبوبیت او صد چندان شد . او در دو فیلم سینمایی« پر پرواز و شب برهنه» بازی كرد و خود را در عرصه بازیگری هم مورد امتحان قرار داد . بازی در این فیلم ها باعث افزایش حساسیت روی كارهای وی شد . پس از آن ، دوسال گرفتن مجوز برای كاست بعدی یعنی« آدم و حوا » ادامه پیدا كرد و شادمهر كه دیگر عرصه را برای كار تنگ می دید رهسپار دیار غربت شد تا كسی نتواند جلوی پیشرفت او را سد كند و قصه پر پرواز را در زندگی خود تكرار كرد . شاید پر پرواز زنگ خطری بود برای آنهایی كه اجازه راحت كار كردن را از امثال شادمهر سلب می كنند.

خارج از ایران

او بعد از پرواز از ایران وارد كانادا شد و با كمپانی "نوامیدیا" قرداد امضا كرد. هنوز چند وقتی تا انتشار اولین آلبوم او در خارج از كشور باقی مانده بود كه ناگهان این آلبوم با كیفیت پایین در بازار ایران پخش شد. بعضی از آهنگهایی كه او اصلاً قصد انتشار آنها را نداشت در این آلبوم منتشر شده بود. بعد از یک ماه از این ماجرا آلبوم او به طور رسمی و با نام خیالی نیست پخش شد كه شامل قطعات زیر بود:

خیالی نیست -باور -فال قهوه -ژینا -می‌خوام برم -چشم‌های عاشق -باور

بعد از منتشر شدن این آلبوم و به دلیل وجود نداشتن سه آهنگ: باور،می خوام برم،فال قهوه در آلبومی كه یک ماه قبل در ایران پخش شده‌بود بار دیگر آلبوم او این بار با این سه آهنگ جدید و با نام فال قهوه در ایران به فروش می رسید! آلبوم بعدی او آدم فروش بود.آلبوم سوم او در خارج از كشور پاپ كرن نام داشت كه در اسفند ۱۳۸۴ پخش شد.آلبوم سبب از آخرین کارهای او است.

Listen:

محال

Popcorn

بیا اینجا

آدم فروش

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 19 Feb 2008 و ساعت 11:9 |

لیلا پهلوی کوچک‌ترین فرزند محمدرضا شاه پهلوی و فرح دیبا (تولد: ۷ فروردین ۱۳۴۹ - درگذشت: ۲۰ خرداد ۱۳۸۰) بود. در تهران به دنیا آمد و در کودکی پس از انقلاب۱۳۵۷ به همراه خانواده‌اش ایران را ترک کرد و تحصیلات خود را در دانشگاه براون در رشته ادبیات تطبیقی باتمام رسانید.در سن ۳۰ سالگی در حالی که هنوز مجرد بود، در هتلی در شهر لندن بخاطر استفاده بیش از حد از قرص‌های خواب آور جان خود را از دست داد. وی در کنار مدفن مادربزرگش فریده قطبی (دیبا) در پاریس دفن شد.

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 19 Feb 2008 و ساعت 10:46 |

یکی از دوستان زندگینامه  الویس پریسلی درخواست کرده بود که برایشان گذاشتم٠

الویس آرون پریسلی (به انگلیسی: Elvis Presley) ‏ (۱۹۳۵ - ۱۹۷۷) در توپلو (در آمریکا) متولد شد، و با نام شاه راک ان رول شناخته می‌شود. وی خواننده و بازیگر بود. او در دو دهه در کار خود شهرت یافت و رکورد فروش بسیاری از ترانه ها و کنسرت را شکست. بیش از ۱۲۰ آهنگ او در فهرست بهترین ترانه‌های آمریکا قرار دارد.

الویس آرون پریسلی ایرلندی الاصل 8 ژانویه سال 1935 در شهر توپلو(می سی سی پی) بدنیا آمد. او یك برادر دوقلو نیز داشت كه 35 دقیقه از او بزرگتر بود و در هنگام تولد فوت كرد. پس از جابجایی خانواده در سن سیزده سالگی دوران نوجوانی را در ممفیس تنسی گذراند.

او دارای موهای بوری بود كه در سن 22 سالگی پس از ورود به ارتش و كوتاه كردن مو به تیرگی گرایید! در سن 5 سالگی به دلیل استعداد در خوانندگی جایزه گرفت و در یازده سالگی نواختن گیتار را آموخت. پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان به شغلهای كنترلچی سینما و رانندگی كامیون پرداخت.

دوران کودکی
الویس در ۸ ژانویه ۱۹۳۵ در خانهٔ دو خوابه‌ای در توپلو در میسیسیپی زاده شد. او پسر ورنون الویس پریسلی و گلادیس لاو اسمیت و برادر دوقلوی او جس گارون در هنگام تولد مرد. چندی بعد به الویس میان نام هارون اضافه شد. اصالت الویس به اسکاتلندی و انگلیسی بر می‌گردد، و خانواده او از نژاد آمریکایی و آلمانی و مسیحی هستند. خانواده او هنگامی که ۱۳ سال داشت از شهرش نقل مکان کردند اما او در آنجا بزرگ شد. او در سال ۱۹۴۹ به لادردیل (خانه موسیقی) رفت.

 آغاز موسیقیهای وی
در تابستان ۱۹۵۳ الویس برای ضبط اولین آهنگهایش ۴ دلار به استودیوی سان پرداخت کرد.«My Happiness» و «That's When Your Heartaches Begin» از ترانه‌های معروف او بودند.در پنجم جولای سال ۱۹۵۴ الویس ترانه «That's All Right» را که توسط آرتور کراداپ سروده شده بود را در سبک بلازElvis Presley by Carlos Botelhoخواند.

  سرهنگ تام پارکر
در ۱۵ آگوست ۱۹۵۵ سرهنگ تام پارکر مدیریت کارهای الویس را بر عهده گرفت.

 خدمت سربازی اجباری
در ۲۰ دسامبر سال ۱۹۵۷، الویس نامه‌ای از طرف ارتش ایالات متحده تحت عنوان اینکه باید به مدت دو سال به خدمت نظامی برود دریافت کرد. و پس از رفتن به خدمت پس از چندی به عنوان سرباز صفر از طریق نیروی دریایی به آلمان سفر کرد. او در ۲ مارس سال ۱۹۶۰ به آمریکا بازگشت و پنجم مارس درجه خود را دریافت کرد.الویس پریسلی  در سال 1960 خدمت سربازی را به پايان رساند و به عالم موسيقی بازگشت.

الویس پریسلی در کنسرت ۱۹۶۰
پیشرفت او در دهه ۷۰
در دهه ۷۰ با ترانه‌های زیر بیشتر از قبل در جهان درخشید.

Suspicious Minds (۱۹۶۹)
Burning Love (۱۹۷۲)
The Wonder Of You (۱۹۷۰)
Aloha from Hawaii (۱۹۷۳)
Way Down(۱۹۷۷)

 فیلمها
در دهه ۵۰ و ۶۰ الویس با حضور در فیلمهای زیر شهرت یافت:

........و Jailhouse Rock (۱۹۵۷) --King Creole (۱۹۵۸) --Flaming Star (۱۹۶۰)zujujsdfkdfmcbcv --Blue Hawaii (۱۹۶۱)-- Viva Las Vegas (۱۹۶۴--Love Me Tender (۱۹۵۶)
........و ترانه‌های معروف او درباره انجیل:-How Great Thou Art -He Touched Me -Peace In The Valley -He Is My Everything -Help Me Why Me, Lord? -Amazing Grace Swing Down Sweet Chariot

مرگ الویس پریسلی 
در ۱۶ اوت ۱۹۷۷ پیکر بی‌جان الویس در حمام پیدا شد و باعث تأثر بسیار در سراسر جهان شد. علت فوت وی حمله قلبی اعلام شد.

  الویس پریسلی   در قرن ۲۱
در جام جهانی فوتبال سال ۲۰۰۲ جی اکس ال در فیلم نایک (فیلمی که در آن فوتبالیستهای معروف از قبیل دیوید بکهام و فیگو و ...) ترانه «A Little Less Conversation» را میکس و از آن استفاده کرد.و این ترانه به عنوان بهترین ترانه معرفی شد.

آثار وی
۱۰۴ تک آهنگ که در لیست ۴۰ تایی موسیقی‌های برتر قرار دارند.
۱۷ ترانه برتر که برترین آمار را در تعداد ترانه‌های برتر دارد
۷۹ هفته را به‌عنوان بهترین خواننده گذراند (مقام بعد از وی ماریا کری با ۷۷ هفته)
از سال ۱۹۵۶ تا ۱۹۷۲ بهترین رکورد را در ترانه‌های برتر با ۳۶ ترانه داشت (مقام بعد بیتلها)
رکورد اجرای بزرگ‌ترین کنسرت جهان به "الویس" تعلق دارد.کنسرت سال 1973 هاوایی با نام aloha from hawaii که به طور زنده و مستقیم از تلویزیون اکثر کشورهای جهان پخش گردید با مخاطب بیش از یک میلیارد نفر در سرتاسر جهان به عنوان بزرگ‌ترین کنسرت جهان در کتاب رکوردهای گینس به ثبت رسیده است.

Listen

audio file Love me tender


 

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 18 Feb 2008 و ساعت 22:58 |

شیراز در فاصله‌ 919 کیلومتری‌ تهران واقع‌ شده‌ و مرکز استان‌ فارس است‌. این‌ شهرستان‌ آب‌ وهوای‌ نسبتاً معتدل‌ و فصولی‌ منظم‌ دارد. ناحیه‌ شیراز از زمان‌های‌ قدیم‌ دارای‌ اهمیت‌ و اعتبار بوده‌ و نام‌ آن‌ در الواح‌ عیلامی‌ مکشوف‌ در تخت‌ جمشید ذکر شده‌ است‌. آرامگاه‌ دو شاعر بزرگ‌ ایران‌ - سعدی و حافظ - در این ‌شهر است‌ و آرامگاه خواجو در کنار دروازه‌ شهر جای‌ گرفته‌ است‌.

تاریخچه شیراز

در افسانه‌ها آمده است که شیراز فرزند تهمورس (از پادشاهان سلسله پیشدادیان) شهر شیراز را تاسیس کرد و نام خود را بدان بخشید. به روایتی دیگر، نام این دیار، شهرراز بوده که به اختصار شهراز و شیراز خوانده شده است.

در حالی که بر اساس تحقیقات تدسکو شیراز به معنای مرکز انگور خوب است، ابن حوقل، جغرافی دان قرن چهارم هجری، علت نامگذاری شیراز شباهت این سرزمین به اندرون شیر می داند، چرا که به قول او عموما خواربار نواحی دیگر بدانجا حمل می شد و از آنجا چیزی به جایی نمی‌بردند. و بالاخره بنا به نوشته کتاب صوراقالیم، از جهت وجود دام های بسیار در دشت شیراز، آنجا را شیرساز نامیده اند. و به نقل از مردم عامیانه :شی به معنای شیب و دراز به معنی طولانی.

در گذشته شیراز را شیدراز به معنای شیب بلند می خوانده‌اند. چون سطح این جلگه دارای شیب زیاد و طولانی است. حتی هم اکنون به محل‌های پایین شیراز. شی بازار یا شیب بازار می‌گویند.

باری، بیش از هر چیز نام شیراز که واژه ای پارسی است، بهترین گواه بر این باور است که برخلاف پندار پاره ای از جغرافی دانان مسلمان، تاسیس این شهر به قرن‌ها قبل از ورود اعراب به ایران باز می گردد، شیراز، هم اکنون نیز در محل تقاطع مهم‌ترین راه های ارتباطی شمال به جنوب و شرق به غرب کشور است و این موقعیت در ادوار قبل از اسلام شاخص تر بوده، چرا که در عهد هخامنشیان، شیراز بر سر راه شوش (پایتخت هخامنشی) به تخت جمشید و پاسارگاد بوده و در عهد ساسانیان راه ارتباطی شهرهای بسیار مهمی چون نیشابور و گور با استخر، از جلگه شیراز می گذشت. در نتیجه مسلم است که چنین محل حاصلخیز و خوش آب و هوایی که در تقاطع مسیرهای مهمی که برشمرده شد، قرار داشته، هرگز خالی از آبادی و سکنه نبوده است.

وجود آثار قدیمی مانند قصر ابونصر در حوالی شیراز که قدمت آن به دوره اشکانیان می رسد و نقوش برجسته برم دلک، (در چندکیلومتری شرق قصر ابونصر) که از آثار دوره ساسانی (یا پیشدادیان) است و قلعه بزرگ بندر (فهندر، پهندر، قهندز، کهندژ) در سمت شرق تنگ سعدی و چند نقش برجسته در دهکده گویم در چهار فرسنگی شمال غرب شیراز و همچنین پیدا شدن سکه هایی در ضمن حفاری های قصر ابونصر، که بر آنها با خط پهلوی نام شیراز نقش بسته است، جملگی بر وجود شهر یا بلوکی به نام شیراز، در همین محل در دوران قبل از اسلام دلالت دارد.

علاوه بر آنچه گفته شد، کاوش های باستان شناسی در تخت جمشید، به سرپرستی کامرون در سال 1314 ه.ش، به پیدایش خشت نبشته هایی انجامید که بر روی چند فقره از آنها نام شیراز مشخص بود. بدین ترتیب می توان احتمال داد، این وادی که در عهد رونق تخت جمشید، آبادی کوچکی بیش نبوده است، بعد از انهدام پایتخت هخامنشیان، از نو ساخته شده است.در اشعاری از شاهنامه فردوسی، نیز به مناسبت هایی از شیراز یاد شده، استخری در کتاب مسالک و ممالک که در نیمه اول قرن چهارم هجری تالیف شده است، راجع به آثار و بقایای فرهنگی قبل از اسلام، در شیراز می گوید:

شیراز قلعه ای به نام شاه موبد دارد. وی همچنین از دو آتشکده به نام های کارستان و هرمز در آن سرزمین یاد می کند.

باری در مجموع گفتار استخری که شیراز سیزده ناحیه (طسوج) دارد که در هر کدام از آنها قراء و کشتزارهایی موجود است که متصل به هم قرار گرفته اند. و نیز نظر ابن بلخی که در روزگار ملوک فرس، شیراز ناحیتی بود و حصاری چند بر زمین، می تواند روشنگر قدمت شیراز، به عنوان یک سرزمین مسکون و آباد باشد... . یکی از غذاهای خوشمزه شیرازی کلم پلو است. یکی دیگر از غذاهای معروف کوفته سبزی شیرازی است.

شیراز تختگاه سلیمان

شیراز این شهر باستانی در طی گذشت ایام به القاب گوناگونی شهرت داشته و از آن جمله دارالملک، دارالعلم، ملک سلیمان و ... اما شاید مشهورترین و قدیمی ترین لقب شیراز همان ملک سلیمان است و بدین خاطر بر بسیاری از بناهای قدیمی شهر همچون عمارات باغ نظر، سردربازار مشیر، نارنجستان قوام و .... تصویرهایی از حضرت سلیمان نقش شده است که معمولاً وی را بر تختی نشسته و در وسط مجلس نشان می‌دهد و عده‌ای از وزرا و تعدادی از دیوها گوش به فرمان او در اطرفش ایستاده‌اند و تعدادی از حیوانات وحشی و اهلی نیز در بین گلها و درختان و بدور حضرت سلیمان ترسیم شده اند. همچنین در بعضی کتب نقل شده است که در حدود قرن هفتم هجری عده‌ای از عرفا و زهاد از بغداد به طرف شیراز حرکت کرده‌اند تا مسجد سلیمان را زیارت کنند و برای زیارت آن ثوابهای فراوانی قائل می شده اند.

جاهای دیدنی شیراز

از جاهای دیدنی شهر شیراز که به ایرانگردان و جهانگردان ایرانی و خارجی توصیه می‌شود: باغ دلگشا، باغ ارم،نارنجستان قوام،باغ عفیف آباد، باغ زیبای جهان نما، حافظیه، سعدیه، ارگ کریم خان، آستانه و شاهچراغ، کوهپایه، دروازهشیراز بازار وکیل، آرامگاه سیبویه،آستانه سید علاالدین حسین،حمام وکیل ،آرامگاه خواجوی کرمانی، بقعهٔ هفت تنان، بقعه چهل تنان، موزه پارس و ...ارگ کريمخاني

باغ عفیف آباد

باغ عفيف آباد كه آن را باغ گلشن نيز مي نامند در مغرب شيراز و در جنوب خيابان قصرالدشت و در انتهاي خيابان عفيف آباد واقع است. اين باغ يكي از قديمي ترين و زيباترين باغ هاي شيراز است. مساحت باغ حدود 127 هزار متر مربع است. اين باغ در دوره صفويه از جمله باغ هاي آباد شيراز و مقر پادشاهان وقت بوده است. 

 

 

سوغات شیراز

سوغات عمده شیراز آبلیمو و آبغوره می‌‌باشد. همین طور بهار نارنج شیراز زبانزد خاص و عام است. همینطور شیرازی‌ها نوعی پالوده به همان نام پالوده شیرازی دارند که یکی از بهترین انواع پالوده در ایران است. از انواع دیگر صنایع دستی می‌توان به خاتم‌کاری، منبت‌کاری، قالی و قالیچه اشاره کرد. خاتم این شهر معروف است.علاوه بر آن نوعی شیرینی به نام نون یوخه که بسیار لذیذ است بسیار معروف است.

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 18 Feb 2008 و ساعت 2:37 |

مهم‌ترین شهرهای این استان بزرگ باید به آباده، استهبان، اقلید، بوانات، جهرم، داراب، سپیدان، شیراز، فسا، فیروز‌آباد، کازرون، لار، لامرد، مرودشت، نی‌ریز و ممسنی اشاره داشت.

    می‌‌خواهیم برایتان از استان فارس بنویسیم، استانی که قدمت تاریخی دارد. این منطقه یکی از قدیمی‌ترین مراکز متمدن ایران است، (فارس) در کتیبه‌های هخامنشی به صورت (پارسه) و در دست نوشته‌های یونانی به شکل (پرسیس) آمده و معرب آن فارس است. 

   یونانیان نام ایالت پرسیس را به اشتباه بر تمام ایران اطلاق می‌‌کردند. در مجموعه راهنمای جامع ایرانگردی مربوط به استان فارس آمده است: یونانیان نام ایالت پرسیس را به اشتباه بر تمام ایران اطلاق می‌‌کردند، پارسی‌ها مردمانی آریایی‌نژاد بودند که تاریخ ورودشان به این سرزمین، دقیق روشن نیست، از کتیبه‌های به جا مانده پادشان آشوری چنین برمی‌آید که پارسی‌ها، مانند مادها، مدت‌ها تحت تسلط آشوری‌ها بوده و در اطراف دریاچه ارومیه یا در کرمانشاه کنونی سکونت داشته‌اند. این قوم به احتمال زیاد، در حدود هفتصد سال قبل از میلاد، رهسپار نواحی جنوبی ایران شده و در سرزمین فارس امروزی سکونت گزیدند. بر پایه اسناد و مدارکی که از حضریات شوش به دست آمده و نیز بر اساس آثاری که از بابلی‌ها بر جای مانده است، (کوروش) در عیلام و انزان سلطنت داشته و پس از وی، پسرش (چیش پیش) پادشاه پارس و انزان بوده است. پس از درگذشت چیش پیش، سلسله هخامنشی به دو شعبه تقسیم شد، یک شعبه آن در پارس و شعبه دیگر در عیلام و انزان سلطنت کردند... در سال 553 قبل از میلاد، کوروش اول به فرمانروایی سلسله ماد پایان داد و از اتحاد ماد و پارس دولت بزرگ هخامنشی را به وجود آورد... هخامنشیان تا مرگ داریوش سوم در حدود 219 سال بر ایران حکومت کردند و سرانجام به دست (اسکندر مقدونی) منقرض شدند.

    پس از مرگ ناگهانی اسکندر در سال 322 قبل از میلاد، حکومت ایران دچار آشفتگی شد و سلطنت هخامنشیان درسال 312 پیش از میلاد به دست (سلوکوس) افتاد... با این همه، پارس تا زمان آنقینوخوش چهارم جزء قلمرو سلوکی بود، هنگامی که وی در سال 164 پیش از میلاد درگذشت، پارس استقلال یافت. شاهان پارس در دورانی که سلاطین اشکانی صاحب قدرت بودند ازآنها اطاعت می‌کردند، با این وجود پارس هرگز ضمیمه متصرفات اشکانیان نشد. از پادشاهان پارس، سکه‌هایی به دست آمده که تقریبا اسامی همه پادشاهان محلی را می‌‌توان از روی آن سکه‌ها فهمید. از طرفی وجود منطقه تاریخی پاسارگاد و پرسپولیس باعث شده است که فارس به منطقه‌ای تاریخی از دید جهانیان بدل شود و روزی نیست که جهانگردان به این منطقه تاریخی نیایند و از آن دیدن نکنند.

    این استان در جنوب کشور واقع شده است و از شمال به استان اصفهان، از شرق به استان یزد و کرمان، از جنوب به هرمزگان، از غرب به استان بوشهر و از شمال غربی به استان بویراحمد منتهی می‌‌شود، مساحت این استان 1/224/000 کیلومتر مربع است و از لحاظ آب و هوایی به سه ناحیه تقسیم شده است... اولین ناحیه، کوهستانی است که در شمال و شمال غربی، با زمستان‌های نسبتا سرد و تابستان‌های معتدل همراه است، ناحیه دوم به نواحی مرکزی برمی‌گردد که زمستان‌های نسبتا بارانی و معتدل و تابستان‌های گرم و خشک دارد و ناحیه سوم در جنوب و جنوب شرقی واقع شده که دارای زمستان‌های معتدل و تابستان‌های بسیار گرم است.

    جمعیت این استان با مرکزیت شهر تاریخی و دیدنی (شیراز)، چهارمیلیون نفر است. از محصولات مهم این استان می‌‌توان به غلات (گندم و جو)، مرکبات، خرما، چغندر، پنبه، صنایع پتروشیمی، پالایشگاه نفت، لاستیک‌سازی، صنایع عظیم الکترونیک، کارخانه قند، صنعت جهانگردی، قلم‌زنی نقره، قلابدوزی با ابریشم، خاتم کاری و سایر صنایع دستی، گیوه‌بافی، سفالگری، قالیچه، جاجیم (فرش نفیس بافته از پشم و پنبه) وگلیم (فرش بافته شده از موی بز) اشاره کرد. آب‌لیمو و عرقی‌جات تهیه شده در شیراز از بهترین کیفیت برخوردار است، همچنین این شهر بزرگ که مرقد حافظ و سعدی در آن قرار دارد، به خاطر یک نوشیدنی خاص به نام (فالوده) شهرت خاصی دارد.

        شیراز، مرکز استان 

   نام شیراز در کتیبه‌های هخامنشی تخت جمشید خوانده شده است، اشیا و ظروف تاریخی که در موزه (متروپولتین) نیویورک موجود است، از عظمت شیراز در عهد سلوکی‌ها، اشکانیان و ساسانیان گواهی می‌‌دهد. گفتنی است که این شهر زیبا در سال 1079 هجری قمری بر اثر جاری شدن سیل سهمگین ویران شد و بسیاری از آثار تاریخی آن از میان رفت...در اواخر دوره صفویان نیز افغان‌ها این شهر را مورد حمله قرار دادند و خرابی‌های بی‌‌شماری به آن وارد آوردند... در سال 1180 هجری قمری، کریم‌خان زند، شیراز را مقر حکومت خود قرار داد و برای عمران و آبادانی آن کوشید... هنگامی که آقا محمدخان قاجار در سال 1207 هجری قمری، به شیراز دست یافت، امر به ویرانی باروی شهر داد. بعدها بارویی دیگر ساخته شد که بر اثر زلزله سال 1339 هجری قمری بسیاری از قسمت‌های آن فرو ریخت.

    شیراز طی چند دهه اخیر توسعه و گسترش جالب توجهی یافته و به یکی از شهرهای مهم و زیبای ایران تبدیل شده، همچنین محیط مساعد شیراز در دوره‌های مختلف، دانشمندان، سخنوران و نویسندگان بزرگ را در دامان خود پرورده است که آثار جاویدان آنها، میراث علمی و ادبی ایران را زنده و جاوید نگاه خواهد داشت...    

    جاذبه‌های تاریخی

    این سرزمین مجموعه‌ای از آثار باستانی را در خود جای داده است، مجموعه‌ای که باعث شده هر روزه، جهانگردان خارجی از این مکان‌ها دیدن کنند، مثل مجموعه ویرانه‌های تخت جمشید که بر فراز تپه‌های سنگی کوه (رحمت) در جلگه مرودشت به جا مانده از کاخ تخت‌جمشید است و شاهکاری است که مانند دیوار عظیم چین یا اهرام ثلاثه مصر، تنها شاهد بر رنج انسان‌ها نیست، بلکه تجلی ذوق و هنری است که با دست‌های آفرینشگر معماران چیره دست ایر انی خلق شده است.

    هر چه درباره این مجموعه و ابهت و بزرگی آن بگوییم کم است، باید در آن مکان قرار بگیرید تا کاملا این شکوه و جلال را حس کنید.در تخت‌جمشید مکان‌هایی از جمله، دروازه ملل، کاخ آپادانا، کاخ داریوش، کاخ صدستون، خزانه تخت‌جمشید، چاه سنگی و کاخ خشایار به چشم می‌‌خورد. گفتنی است این مجموعه در سال 330 پیش از میلاد به دست اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد و تمام بناها به صورت ویرانه درآمد. همچنین می‌‌توان به کاخ عبادتگاه پاسارگاد و قدیمی‌ترین بنای این محل، آرامگاه کوروش، کاخ اختصاصی کوروش، کاخ سلطنتی هخامنشی در مجاورت آبادی (سروان)، قصر دختر در هشت کیلومتری روستای (رستاق)، قصر کیارش در نزدیکی نصیرآباد در غرب داراب، قصر ابونصر در شش کیلومتری مشرق شیراز، کاخ ساسانی در نه کیلومتری جنوب غربی سروستان، قصر اردشیر بابکان، ارگ کریم‌خانی، عمارت باغ ایلخانی، از بناهای محمودقلی خان ایلخانی قشقایی بازمانده از زمان قجر، عمارت باغ‌نشاط در ضلع شمالی پل عباسی، عمارت کلاه فرنگی باغ نظر مربوط به زمان زندیه، اشاره داشت...  

    شهرهای باستانی

    هنوز در استان فارس، یادگارهایی از شهرهای باستانی باقی مانده است که می‌‌توان به ویرانه‌های شهر بیشاپور کازرون که تا سده‌های اول ظهور اسلام نیز مسکونی بوده، شهر حسن غازی، شهر قدیمی استخر در هفت‌کیلومتری ویرانه‌های تخت‌جمشید، ویرانه‌های شهر خندجان و آثار قدیمی شهر فیروز‌آباد اشاره کرد...  

    بازارهای دیدنی

    آنهایی که برای سفر به شیراز می‌‌روند هیچ‌وقت نمی‌‌توانند بازارهای زیبای این شهر را از خاطر ببرند. به خصوص بازار وکیل شیراز در محله (درب شاهزاده) جنب مسجد جامع وکیل که در اطراف آن، کاروانسراهای روغنی، احمد، گمرک و خرابخانه، واقع شده است و سرای مشیر که به آن سرای گلشن هم می‌‌گویند و جنب بازار وکیل شیراز قرار دارد.

    کاشی‌کاری‌ها و ریزه‌کاری‌های چوبی و شیشه‌ای این بازار بسیار چشم‌‌نواز است. از دیگر آثار تاریخی شهر شیراز و استان فارس، می‌‌توان به دروازه قرآن اشاره کرد. در زمان زندیه ‌کریم‌خان زند، این دروازه را مرمت کرد و اتاقک کوچکی بر بالای آن ساخت و در آن یک قرآن خطی بزرگ قرار داد تا مسافرین از برکت عبور از زیر قرآن مجید، از گزند حوادث مصون بمانند، به همین خاطر آن را (اتاق قرآن ) نامیدند و چند سال بعد به (دروازه قرآن) مشهور شد.همچنین باید به مدرسه (آقا باباخان) از بناهای دوره قاجاریه اشاره داشت که در محله درب شاهزاده در جنب بازار وکیل و مسجد جامع قرار دارد. مرحوم (آقا باباخان) در حدود سال 1240 بنای این مدرسه را تمام کرد.یکی از بناهای بسیار زیبای این استان در شهر داراب قرار دارد، در‌(کوه ‌پهنای) شهر داراب، محوطه وسیعی وجود دارد که آن را در دل کوه تراشیده‌اند و به آن مسجد سنگی می‌‌گویند.

    البته از دیگر مساجد قدیمی این استان باید به مسجد وکیل، مسجد جامع عتیق شیراز، مسجد نصیرالملک، مسجد نصر، مسجد جامع نی‌ریز، مسجدجامع داراب، مسجد خواجه که در زمان صفویه به همت شخص (خواجه معین‌الدین منصور) ساخته شده و مسجد جامع سوریان اشاره کرد... ضمن این‌که کلیسای ارامنه که در کوی معروف به (سه جوی ارامنه) و در فاصله‌ای اندک از خیابان قاآنی قرار دارد، اشاره داشت که در زمان شاه عباس دوم بنا شده است.

     شاهچراغ

 فرزندکاظم معروف به (شاهچراغ) در آغاز قرن سوم هجری به شیراز هجرت و در همان جا وفات کرد.

    در شهر شیراز آرامگاه‌های مشاهیر ایرانی هم قرار دارد...آرامگاه حافظ از نام‌آورترین شعرای ایران زمین که در سال 726 هجری قمری در شیراز متولد شد و در سن 65 سالگی به سال 791 وفات یافت، این آرامگاه در مکانی به نام (حافظیه) در شمال شهر شیراز قرار دارد.     در قسمت جنوبی این آرامگاه، خیابان گلستان قرار گرفته و در امتداد آن، خیابان بوستان که به آرامگاه شیخ اجل سعدی منتهی می‌‌شود. سعدی نویسنده و سخن‌سرای بزرگ قرن هفتم هجری در شیراز متولد شد و در آنجا و نظامیه بغداد به تحصیل پرداخت. وی بین‌ سال‌های 691 تا 695 هجری قمری وفات یافت. همچنین آرامگاه خواجوی کرمانی هم در این شهر است.

    کانون مهم صنایع دستی

    استان فارس بی‌‌شک، یکی از کانون‌های مهم صنایع دستی ایران است و قالی‌بافی در میان عشایر استان فارس، زیباترین هنر دستی است، ضمن این‌که پارچه بافی به‌خصوص پارچه‌های ابریشمی کازرون، حصیر بافی در کازرون، سفالگری در استهبان، نقره‌کاری و مسگری در شیراز و خاتم‌کاری که مهم‌ترین صنعت دستی فارس است از هنر مردمان این ناحیه از ایران است.     

    جشن ازدواج

    مراسم ازدواج در فارس به مانند دیگر استان‌هاست، اما در برخی از مناطق عشایری، تفاوت‌های ویژه‌ای دارد. مراسم عروسی در میان عشایر فارس با خواستگاری آغاز می‌‌شود، پس از این مراسم، به مدت سه تا هفت روز در خانه عروس جشن و شادی برگزار می‌‌شود، در روز هفتم بستگان داماد، سوار بر اسب با مقداری خواروبار، شیرینی، قند، چای و... به خانه عروس می‌‌روند، مراسم عقد در همان جا برگزار می‌‌شود، پس از این مراسم، دختر را بر اسبی که پسر بچه‌ای بر ترک او نشسته است، سوار می‌‌کنند(نشاندن پسربچه بر ترک عروس به نشانه آرزوی پسر شدن اولین نوزاد است.)

    (حسن زنده‌دل) در مجموعه راهنمای جامع ایرانگردی استان فارس در خصوص این مراسم می‌‌نویسد: سپس مردی محترم، افسار اسب را به دست می‌‌‌گیرد و به سوی چادر داماد می‌‌برد.

    همراه عروس، افراد ایل به شادی و سرور به راه می‌‌افتند و او را تا چادر داماد مشایعت می‌‌کنند، سپس عده‌ای از دوستان داماد، در حال سوار کاری به استقبال عروس می‌‌روند، عروس که نزدیک چادر شد، داماد با یک (نارنج) به دیدن عروس می‌‌رود و نارنج را به سوی او پرتاب می‌‌کند، بلافاصله اقوام عروس، برای گرفتن داماد به دنبال او می‌‌دوند و اگر بتوانند او را بگیرند، به طور مصلحتی و طوری که داماد دردش نیاید، او را با چوب می‌زنند، در همین زمان، عروس به چادر داماد پا می‌گذارد و اقوام داماد هدایایی از قبیل اسب، دام یا سند مزرعه و ملکی را به عنوان رونما به عروس هدیه می‌‌دهند.

    _ _ _

    درباره مردم استان فارس باید اشاره داشت که آنان، مردمانی بسیار مهربان و خونگرم بوده و در مهمان‌نوازی زبانزد خاص و عام هستند. شیرازی‌ها با لهجه بسیار شیرین و جالبی سخن می‌‌گویند، مردمانی که هر روزه مکان‌های تاریخی که بین‌المللی است را در شهر خود می‌‌بینند و با افتخار از آن یاد می‌کنند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 18 Feb 2008 و ساعت 2:1 |
اولین پرچم ایران به نمایش در می‌‌آید


 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
این پرچم که مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد است از قطعه‌ای چهارگوش و میله‌ای فلزی تشکیل شده که مربع آن..... اولین پرچم شناسایی‌شده ایرانی موسوم به دِرَفش شهداد به معرض نمایش در می‌آید.

این پرچم تاریخی که بر روی آن نقش درخواست آب از الهه باران حک شده مربوط به عصر آهن است و در منطقه شهداد کرمان یافت شده‌است.

این پرچم که مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد است از قطعه‌ای چهارگوش و میله‌ای فلزی تشکیل شده که مربع آن حول میله می‌چرخد و بر بالای میله یک عقاب با بال‌های گسترده خود در حال فرود به چشم می‌‌خورد.این پرچم به اضافه ۱۵۰ اثر نادیده دیگر، از جمله مجسمه‌های شهداد و آثار فلزی لرستان، در موزه ملی ایران در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت.

+ نوشته شده توسط فرزان در Sun 17 Feb 2008 و ساعت 17:28 |

طلاق خاموش، طلاق رواني و يا همان طلاق عاطفي واژه اي است كه در زندگي مدرن امروز بسيار به گوش مي خورد آنگونه كه گاهي فكر مي كنيم تمام زيبايي زندگي مشترك در روزهاي اول آن خلاصه شده است. يعني درست تا وقتي كه هر دو طرف براي هم تازگي دارند و به هرنحوي در صدد جلب رضايت هم هستند اما با گذشت زمان و سايه انداختن سختي ها و مشكلات بر زندگي، بي تفاوتي و بي روحي بر زندگي حاكم مي شود و آن وقت است كه طلاق عاطفي صورت مي گيرد.
   
    ● جدايي زير يك سقف
    طلاق خاموش يا همان طلاق عاطفي، نوعي از جدايي است كه در آن زن و شوهر اگرچه با هم زير يك سقف زندگي مي كنند اما هيچ مهر و محبت و عاطفه اي بين آنها حاكم نيست، در اين نوع زندگي، تنها چيزي كه زوجين را به هم متصل مي كند قراردادي است كه در ابتداي زندگي آن را پذيرفته اند، قراردادي كه معمولاً هر دو طرف در زمان امضاي بند بند موارد آن، مهر و محبتي را در دل احساس كرده اند اما پس از گذشت سالها، اكنون همين رابطه شيرين و گرم به سردي و خاموشي گراييده است. 
   طلاق عاطفي را اين گونه تعريف میکنند:«در طلاق عاطفي دو نفر به صورت فيزيكي از يكديگر جدا نمي شوند، بلكه كنار هم زندگي مي كنند و شرايطي بر روابط آنها حاكم است كه در طلاق متعارف وجود ندارد.» : «اين اتفاق مي تواند به صورت يك طرفه و يا دو طرفه و به مرور زمان رخ دهد و دوطرف بتدريج متوجه شوند كه جذابيت، كشش و علاقه و عاطفه مثبتي كه نسبت به هم داشته اند در بين آنها رنگ باخته است. به عبارتي حساسيت ها، كنجكاوي ها و نگراني هايي كه آنها نسبت به هم نشان مي دادند فروكش مي كند و باعث ايجاد كرختي در بين آنها مي شود و اين احساس باعث مي شود كه هميشه يك طرف نسبت به رفتارهاي ديگري شكايت داشته باشد، مواردي مانند درك نشدن، بي توجهي، اشتغال زياد، تكروي و بي توجهي به نيازها و خواسته هاي طرف مقابل كه معمولاً اين شكايت ها بيشتر از جانب زنان نسبت به مردان صورت مي گيرد، ضمن آن، كه گاهي نيز مردان از انرژي و نشاط نداشتن همسر، بي علاقگي و فراموشكاري و بي دقتي درامور گله مند هستند.
    به خصوص آن كه مسائل استرس زا و اشتغال هاي فكري و فيزيكي و نبود آرامش در محيط زندگي و كار نيز باعث تشديد اين موضوع مي شود.»
   بروز چنين مشكلاتي در جامعه ایران نیز نتيجه گذر از جامعه سنتي به صنعتي است و : «يكي ازمهمترين آسيب هاي ناشي از مؤلفه هاي متفاوت جامعه سنتي و صنعتي، گسسته شدن روابط خانوادگي و به سردي گراييدن روابط مثبت و شيرين خانوادگي است. روابطي كه با گذشت زمان و گذر از اين پروسه منجر به متفاوت شدن خواسته ها، نگرش ها و نيازهاي زن و مرد و متعاقب آن دور شدن آنها از هم شده است كه در چنين شرايطي تنها وجود انگيزه اي خاص مي تواند دو نفر را به زندگي در كنار هم وادار كند كه معمولاً اين انگيزه نيز وجود فرزندان و يا در كشور ما مسائل خاص اجتماعي است، مسائلي كه منجر به تحمل زندگي و ادامه آن مي شود. در حالي كه اين گونه زندگي كردن هر لحظه آماده رخدادي جديد خواهدبود.
    دقيقاً نكاتي است كه يك آسيب شناس اجتماعي طرح مي كند، نكاتي كه هشداري جدي براي ادامه زندگي است «رسيدن به مرحله طلاق عاطفي در زندگي حكم زنگ خطري را دارد كه به رسيدن به طلاق قانوني منجر مي شود.»
   شايد براي بعضي از ما به نوعي در زندگي تجربه شده باشد «معمولاً بيشتر ازدواج ها بر پايه عشق و علاقه صورت مي گيرد اما هميشه آينده مطابق با آن چه فكر مي كنيم پيش نمي رود و گاهي در زندگي مشترك اتفاقاتي رخ مي دهد كه باعث مي شود به ناگاه تمام تصورات ما فرو بريزد. در اين شرايط اگر دو طرف نتوانند بنا به شرايطي كه وجوددارد از هم جدا شوند به ناچار مجبور خواهندشد با سخت ترين شرايط تا پايان عمر، زندگي خود را با طلاق عاطفي سپري كنند.»
   درباره عواقب چنين روندي در زندگي : «تفاوت هاي فردي يك اصل مسلم غيرقابل انكار است كه براي نظام اجتماع و طبيعت ضروري است و به پيروي از اين اصل طبيعي اگر هم بين زن وشوهر اختلاف وجود داشته باشد اين اختلاف ها مي تواند با گذشت و چشم پوشي برطرف شود. در حالي كه اگر اين فاصله زياد شود عوارضي متوجه زن و مرد و فرزندان مي شود و البته اگر بالاخره جدايي رخ دهد به خصوص در ايران بيشترين عوارض جدايي را زن متحمل مي شود. آن هم به دليل نوع نگاه جامعه به قشر زن، محدوديت هاي اجتماعي و نوع نگاه مردان به زنان مطلقه، كه آنها را در وضعيت دشواري قرار مي دهد كه به همين دليل هم بسياري از زنان ترجيح مي دهند به زندگي مشترك ادامه دهند و با نا امني هاي رواني و اجتماعي بعد از طلاق مواجه نشوند.»
    به گفته  آسيب شناسان طلاق عاطفي پديده اي فراگير در جامعه است، مسأله اي كه به دليل محدوديت هاي اجتماعي و فرهنگي، مشكلات مالي، اجبار خانواده ها و عوامل ديگري كه اجازه جدايي زن و شوهر را نمي دهد، خانواده هاي زيادي را وادار مي كند در شرايطي كه زن و مرد از نظر رواني علاقه اي به ادامه زندگي مشترك ندارند، پس از يك دوره طولاني دعوا و كشمكش، از مرحله دشمني و تنفر عبور كنند و به وضعيت «بي تفاوتي» برسند. به اعتقادایشان بي تفاوتي آخرين مرحله روابط بين زن و شوهر است كه در آن اصل «بود و نبود» همسر فرقي براي زوجين نمي كند بلكه مسائل جنبي ديگر زندگي ازجمله مسائل مالي و امنيت اجتماعي زن است كه احساس نياز به همسر را شكل مي دهد. در چنين شرايطي ميزان ناهنجاري هاي اجتماعي افزايش پيدا مي كند موجب به وجود آمدن ارتباطات خارج از چارچوب خانواده مي شود. ضمن آن كه در مرحله طلاق عاطفي اگرچه زوجين در زير يك سقف زندگي مي كنند، ولي به لحاظ عاطفي و اجتماعي جدا هستند و در همين زمان اغلب انحرافات و آسيب هاي اجتماعي رخ مي دهد.
   
    ● حلقه گمشده رابطه
    داخل اتاق مشاور، زن و مرد بدون آن كه به هم نگاه كنند روبه روي يكديگر نشسته اند. زن به نظر غمگين و مضطرب است و مرد گله مند از بي توجهي همسر از روزهاي خوش اول زندگي مي گويد و شور و نشاطي كه هميشه گرمابخش خانه بود و انتظاري كه هميشه در نگاه همسرش براي ورود او به خانه مي ديد. مرد خاطرات گذشته را يك به يك مرور مي كند و ادعا دارد كه همسرش ديگر به او علاقه مند نيست و زن با خمودگي فقط شنونده است. او بي تفاوت نسبت به اظهارات همسرش فقط گوش مي دهد. مشاور اما به درستي متوجه حلقه مفقوده رابطه بين آنها مي شود. موضوعي كه از عدم شناخت آنها از يكديگر نشأت مي گيرد.
     اين گونه احساسات و رفتارها را شامل حال همسراني میدانندكه اگرچه به مدت طولاني با هم زندگي كرده اند اما از شرايط روحي و جسمي يكديگر بي اطلاع هستند و اضافه مي كند: «گاهي شرايط به گونه اي است كه تغييرات خلق و خوي يك طرف كه به دلايل مختلف صورت مي گيرد باعث ايجاد زمينه براي دورشدن دو طرف مي شود. مثلاً خانمي به دليل بالا رفتن سن دچار حالت هاي افسردگي، كم شدن فعاليت و بي علاقگي مي شود. بدون آن كه از سوي همسر خود درك شود و به همين دليل متهم مي شود كه از علاقه اش نسبت به شوهرش كاسته شده است و همين امر موجب بروز اختلاف و ريشه دوانيدن آن در زندگي مي شود تا آن جا كه دو طرف از هم دور مي شوند و بعد از مدتي به فكر جداشدن از هم مي افتند كه معمولاً در چنين افرادي به دليل آن كه معمولاً فرزنداني حضور دارند و يا به دلايل محدوديت هاي اجتماعي نمي توانند به راحتي از هم جدا شوند و مجبور به زندگي در كنار هم مي شوند كه حضوري فيزيكي در زندگي است.»
   با تأكيد بر اين كه بروز چنين رفتارهايي ناشي از مسائل ميانسالي و يا تغييرات هورموني است،  متأسفانه مرد در اين شرايط بدون آن كه همسر خود را درك كند و نسبت به او علاقه مندي بيشتر نشان بدهد رفتارهاي خودسرانه و خودمحورانه انجام مي دهد و به نوعي باعث فاصله گرفتن بيشتر مي شود. در حالي كه از چنين وضعيتي نه تنها خود آنها متضرر مي شوند، بلكه فرزندان نيز قرباني شده و از داشتن محيطي گرم و صميمي محروم مي شوند. در حالي كه تمام اين روند نااميدكننده تنها با شناخت و درك متقابل قابل رفع است.
     «معمولاً زنان نيز به دليل برخورد انفعالي با مسائل، ازجمله اين موضوع كه قادر به طرح ناكامي هاي خود در زندگي نيستند مسائل ساليان گذشته را در خود نگاه مي دارند و بدون گفت و گو و تلاش براي برطرف شدن خواسته هايي كه داشته اند، فاصله گرفتن و دوري گزيني را درطي زمان انتخاب مي كنند كه همين امر به مرور زمان منجر به طلاق عاطفي مي شود و البته در چنين شرايطي معمولاً زنان به دلايل اجتماعي و يا علاقه به سرنوشت فرزند خود به بياني با شرايط موجود مي سوزند و مي سازند و به زندگي بدون انگيزه و عادي عادت مي كنند. اما مردان در خارج از خانه به دنبال همراهي ديگر مي گردند و يا مشغوليت هاي ديگري براي خود برمي گزينند كه تمام اين رخدادها به نوعي آسيب هاي ديگري را به همراه دارد.»
    و در پايان اين كه زوجيني كه با اين مشكل رو به رو هستند پيشنهاد میشودقبل از اين كه گرفتار معضلات جدي تري شوند با مراكز مشاوره ارتباط برقرار كنند. ضمن آن كه  در ميان گذاشتن مشكلات زندگي را با اعضاي ريش سفيد يا گيس سفيد فاميل هم توصيه میشود. «بالاخره هرچه باشد همه قبول داريم كه آنها موهايشان را در آسياب سفيد نكرده اند، پس استفاده از تجربيات آنها را فراموش نكنيم.»

 

+ نوشته شده توسط فرزان در Sun 17 Feb 2008 و ساعت 12:24 |


- فكر كنم شنبه بود، ظهر تا خونه اومدم بي‌اختيار اول تلويزيون رو روشن كردم و بعد مشغول گرم كردن ناهارم شدم. داداشم هم سرزده آمد. اي بخشكي شانس! مگه مي‌ذاره چيزي به من برسه!
داشتم آب غذا رو زياد مي‌كردم كه صداشو شنيدم:
- تو كه هر مزخرفي كه تلويزيون داشته باشه نگاه مي‌كني!
زني مجتهده -در كانال دو- داشت به سوالات مذهبي جواب مي‌داد. اتفاقا نه توجهي به حرفاش داشتم و نه از توي آشپزخونه تلويزيون معلومه كه نگاه كنم. فقط از روي عادت و اينكه صدايي تو خونه بياد روشنش كرده بودم.
برادرم رفت كنترل تلوزيون رو از روي ميز برداشت كه يا خاموش كنه يا بذاره روي يه كانال ديگه كه ناگاه صداي دختري از تلفن تلويزيون اومد كه از زن مجتهده مي‌پرسيد:
- مدتيه با پسري غريبه تلفني صحبت مي‌كنم. گناه نمي‌كنم؟
خانم مجتهده كمي روي صندلي جابه‌جا شد. چادرشو با انگشت اشاره بيشتر روي صورتش آورد و گفت:
- براي صحبت با مرد غريبه بهتره اول تماس يه صيغه محرميت به مدت طول مدت مكالمه با هم بخونيد تا با خيال راحت راجع به همه چيز حرف بزنيد. مثلا يه ساعت، دوساعت يا بيشتر.
داداشم ضمن ناباوري از چيزي كه مي‌شنيد، انگشتش روي دكمه‌ي كنترل خشكيد و از خنده ريسه رفت...
زن مجري هول شد. حرف گذاشت در دهن بانوي مجتهده:
- با اجازه‌ي پدرش البته!!
- خوب... بهتره پدر هم خبر داشته باشه.
صداي خنده‌ي داداشم ديگه تا هفت‌خونه اونورتر مي‌رفت...
- صد رحمت به لامذهب‌ها :)) و اداي دختري مذهبي رو درآورد. با صدايي زير زنونه:
- الو حجره‌ي حاجي ترخان؟ بسم رحمان رحيم، براي دو ثانيه صيغه‌ت مي‌شم اصغر جيگر(صداي ماچ) ذليل‌مرده، گوشي رو بده دست آقام.
سلام آقا جون! خواستم اجازه بگيرم براي نيم ساعت با پسر همسايه اينوري صيغه‌ي تلفني بشم؟ چي؟ نه بابا صبح صيغه‌ي پسرخاله محمد شدم. نخير! بعدش همسايه‌ي اون‌وري بود! حالا اين‌وريه! روزي چند تا؟ مگه گناه كردم آقا جون؟ سنت پيغمبره! چي، زمان پيغمبر تلفن نبود؟ خوب مجتهدين رو براي چي گذاشتن؟ تطبيق مذهب با زمان حال!
پس قبوله؟ دمت گرم باباي گلم! به جان تو تا مهلت صيغه سر مياد يا تمديدش مي‌كنم يا اگه از دستش خسته شده باشم. ديگه حرفاي بد‌بد باهاش نمي‌زنم.

+ نوشته شده توسط فرزان در Sun 17 Feb 2008 و ساعت 11:33 |

 

 

در ویندوز XP قابلیتی وجود دارد به نام Packet Scheduler که این موضوع 20% از پهنای باند اینترنت شما را میگیرد. در صورتی که به این قابلیت نیازی ندارید با طی کردن غیرفعال کردن آن میتوانید با آزاد کردن پهنای باند گرفته شده سرعت اینترنت خود را تا حد چشمگیری بالا ببرید. در صورتی که از سرعت اینترنت خود ناراضی هستید از این ترفند بهره بگیرید.

بدین منظور:

1. Run را از منوی Start اجرا کنید.

2. در Run عبارت gpedit.msc را تایپ کرده و OK را کلیک کنید.

3. منتظر بمانید تا Group Policy اجرا شود.

4. در بخش Local Computer Policy و زیر Computer Configuration گزینه Administrative Templates را گسترش دهید. ( با کلیک بر روی علامت + کار آن انجام دهید )

5. در لیست باز شده گزینه Network را نیز گسترش دهید.

6. حال در این لیست Qos Packet Scheduler را انتخاب کنید.

7. به گزینه هایی که در سمت راست ظاهر می شوند دقت کنید.

8 .بر روی Limit reservable bandwidth کلیک راست کرده و Properties را کلیک کنید.

9. پس از اینکه پنجره Limit reservable bandwidth Properties باز شد در برگه Setting و در زیر Limit reservable bandwidth گزینه Enabled را انتخاب کنید.

10. مشاهده می کنید که با انتخاب آن در روبروی Bandwidth Limit مقدار پیش فرض آن یعنی 20 درصد به نمایش در می آید.

11. به جای عدد 20 مقدار 0 را تایپ کرده و OK را کلیک کنید.

12. حال به Connection که به وسیله آن به اینترنت وصل می شوید رفته و بر روی دکمه Properties کلیک کنید.

13. به برگه Networking بروید و دقت کنید که Packet Scheduler فعال باشد (تیک کنار آن مشاهده شود).

14. این پنجره را OK کنید.

15. کامپیوتر خود را Restart کنید


 

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 15 Feb 2008 و ساعت 23:0 |

یک مطالعه تازه حاکیست که داشتن فرزندان زیاد برای سلامت والدین، به خصوص مادرها، زیانبار است.

براساس این مطالعه احتمال مرگ زودرس والدین با افزایش تعداد فرزندان بیشتر می شود
پژوهشگران آمریکایی داده های مربوط به 21 هزار زوج ساکن ایالت یوتا را در فاصله سال های 1860 تا 1985 که در مجموع 174 هزار فرزند داشتند مطالعه و بررسی کردند.
یک مطالعه تازه حاکیست که داشتن فرزندان زیاد برای سلامت والدین، به خصوص مادرها، زیانبار است.  براساس این مطالعه احتمال مرگ زودرس والدین با افزایش تعداد فرزندان بیشتر می شود پژوهشگران آمریکایی داده های مربوط به 21 هزار زوج ساکن ایالت یوتا را در فاصله سال های 1860 تا 1985 که در مجموع 174 هزار فرزند داشتند مطالعه و بررسی کردند.معلوم شد که هرچه تعداد فرزندان یک خانواده بیشتر باشد، وضع سلامتی آنها بدتر و احتمال مرگ زودرس آنها بیشتر است.

هرچند نتایج این مطالعه که در نشریه اقدامات آکادمی ملی علوم چاپ شده جنبه تاریخی دارد، اما کارشناسان می گویند امروزه نیز صادق استدر سایر گونه ها، هزینه جسمانی بالا در اثر زایمان و بزرگ کردن فرزند نشان می دهد که چرا داشتن حداکثر تعداد ممکن فرزند برای سلامتی ایده آل نیست - حتی اگر در ظاهر این بهترین راه برای ادامه حیات یک گونه به نظر برسد.تحقیقات تازه نتیجه گیری نکرده است که آیا همین موضوع در مورد تولید مثل در انسان نیز صادق است یا خیر.

هزینه جسمانی

پژوهشگران دانشگاه یوتا داده های قرن نوزدهم از پایگاه داده های جمعیت یوتا را تجزیه و تحلیل کردند.آنها دریافتند که این زوج ها به طور میانگین 8 فرزند داشتند اما بزرگی هر خانواده از یک فرزند تا 14 فرزند یا بیشتر متفاوت بود.داده ها نشان داد که هرچه تعداد فرزندان یک خانواده بیشتر باشد، احتمال مرگ زودرس آنها بیشتر است.وضعیت برای زنان بدتر بود، زیرا آنها همچنین متحمل هزینه های جسمانی بارداری نیز می شوند.

خطر مرگ در پدرها نیز با افزایش فرزندان زیاد شد، اما هرگز از خطری که متوجه مادران است تجاوز نکرد.تیم پژوهشگران زمان مرگ پدر و مادر پس از تولد آخرین فرزند را بررسی کردند و دریافتند که مادران همچنین بیش از پدرها با خطر مرگ پس از تولد آخرین فرزند روبرو هستند.آنها دریافتند که 1414 زن ظرف یک سال پس از تولد آخرین فرزند درگذشته اند، و 988 زن دیگر تا پیش از رسیدن کودک به پنج سالگی جان باختند.

در مقایسه، 613 مرد در نخستین سال پس از تولد آخرین فرزند جان باختند و 1083 مرد دیگر ظرف پنج سال پس از آن.به علاوه هر چه خانواده بزرگتر بود، احتمال مرگ فرزندان تا پیش از 18 سالگی بیشتر بود به خصوص در میان جوانترین آنها.

یائسگی

تیم محققان به سرپرستی دکتر داستین پن و دکتر کن اسمیت می گویند یافته ها به درک بیشتر تولید مثل در انسان کمک می کند.انسان یکی از معدود گونه هایی است که جنس مونث آن وارد مرحله یائسگی می شود و قابلیت بارداری را از دست می دهد.محققان گفتند: یائسگی ظاهرا به مادران کمک می کند بیشتر زندگی کنند و تعداد بیشتری از کودکانشان را به سن بلوغ برسانند و این پدیده نامتعارف احتمالا در گونه ما تکامل یافته چون همانطور که دریافته ایم زندگی کودکان به شدت به بقای مادر وابسته است.آنها افزودند این یافته ها همچنین نشان می دهد که چرا زنان امروز بچه های کمتری دارند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 15 Feb 2008 و ساعت 21:21 |

Sepak Takraw

سپک تاکرا (Sepak Takraw) ورزش نوپایی در ایران است٠ ورزشی که در حال حاضر دوران ابتدای شکل گیری خود را سپری می کند و میرود تا کم کم جای خود را در میان سایر ورزشهای توپ و تور باز کند. شاید بسیاری از شما چیزی از آن ندانید.به همین جهت بر آن شدیم تا از این ورزش کاملا" آسیایی وشرقی بنویسیم.

چندی پیش سپک تاکرا در ایران به جرگه ورزشهای حرفه ای سازمان تربیت بدنی در آمد و فعلا" به نام "تنجمن سپک تاکرا" زیر شاخه ورزشهای همگانی فعالیت میکند. در مقالات بعدی با سپک تاکرابازان ایرانی و رییس انجمن در ایران به گفتگو خواهیم نشست.

پیش زمینه و تاریخچه
ورزش سپک تاکرا 500 سال قبل توسط خانواده ای سلطنتی در مالزی پایه گذاری شد که البته آن زمان یک بازی درباری و سلطنتی بود. نام این ورزش از دو زبان گرفته شده. سپک Sepakدر زبان مالزیایی به معنای ضربه زدن و تاکرا Takrawدر زبان تایلندی یعنی توپ. هنگامی که این ورزش متولد شد تا حد زیادی شبیه ورزش ژاپنی "Kemari", بود.عده ای به شکل دایره می ایستادند و با چوب به توب ضربه می زدند و ساعتها به این بازی می پرداختند. به همین دلیل بسیار شبیه بازی کماری بود که بازیکنان یک دایره بزرگ تشکیل می دادند. ساعتها بدون آنکه توپ با زمین تماسی پیدا کند به آن ضربه میزدند و تا زمانی که توپ به زمین می خورد جزو امتیازات آن گروه محاسبه می شد.در سال 1965 این ورزش به چیزی شبیه والیبال امروزی با قوانینی شبیه آن انجام می شد. ضمن اینکه تور هم به آن اضافه گشته و کمی بین المللی تر شده بود.


صحنه ای از بازی سپک تاکرا
قوانین بازی
اندازه، ارتفاع زمین و ارتفاع تور بازی و به طور کلی سایز زمین مسابقه شبیه زمین بدمینتون است و هر تیم 3 بازیکن دارد. قوانین فعلی آن تا حد زیاذی شبیه والیبال است اما 5 فرق کلی دارد که به شرح زیر است:

- استفاده از دست غیر قانونی است.
- هر بازیکن ممکن است قبل از برخورد توپ به تور حداقل یک بار به آن ضربه زده باشد.
- هیچ چرخش و دورانی برای موقعیتهای دفاعی یک تیم نیست.
- اگر توپ قبل از افتادن به زمین حریف با تور برخورد بکند یک امتیاز محسوب می شود.
- اغلب مردم چیز زیادی در باره این ورزش جالب نمی دانند.

سرویس زدن
بازیکنانی که این ورزش را انجام می دهند و بالاخص سرویس میزنند پای محوری شان را روی دایره سرویس که در زمین تعبیه شده قرار می دهند (در این حالت پا باید کاملا" ثابت باشد) بازیکنانی که در نیم دایره کناری در چپ و راست زمین (نیم دایره ای به شعاع90 سانتی متر که با خط وسط زمین و خطوط کناری مرتبط بوده) ایستاده اندبه انتخاب توپ را برای سرویس زننده پرتاب میکنند و او به توپ ضربه می زند. پس از انداختن توپ برای بازیکنی که سرویس میزند، 2 بازیکن دیگر دوباره به موقعیت دفاعی خود باز میگردنند.

هنگامی که بازی با ضربه سرویس آغاز می شود، مهاجم تیم می تواند ازیک بار تا 3 بار به توپ ضربه بزند. شما میتوانید هنگام بازی از سر، پشت سر، پاها وهر جایی از بدنتان به غیر از بازوها از سر شانه تا انتهایی ترین قسمت انگشتانتان استفاده کنید.

امتیازات بازی
هر تیمی که بتواند 2 ست از 3 ست بازی را از آن خود کند برنده مسابقه خواهد بود. هر ست 15 امتیاز دارد که در ست سوم تنها کسب 6 امتیاز برای پیروز شدن تیم مقابل کفایت می کند.


نمونه ای از توپ این ورزش
توپ
دو نوع توپ در این ورزش مورد استفاده قرار می گیرد که یک نوع آن غالبا" از مواد پلاستیکی و مشتقاتش (فایبر گلاس) تشکیل میشود و نوع دیگر سالها پیش از نوعی خیزران و بامبو بوده که اکنون منسوخ شده. توپی که از پلاستیک ساخته شده توسط انجمن آسیایی سپک تاکرا به عنوان توپ رسمی (در دو نوع مردان و بانوان) مسابقات شناخته شده است.وزن توپ بین 170 تا 190 گرم است و سایز محیطی آن 40 سانتی متر می باشد.توپی کوچکتر از توپ هندبال و کمی بزرگتر از توپ سافت بال!

نکات مهم بازی
هر بازیکن می تواند تا آنجا که قدرتش را دارد بالا بپرد و ضربه ای که به توپ میزند در آن صورت شبیه حرکات آکروباتیک است. گفته میشود سرعت توپ در سپک تاکرا گاها" به 140 کیلومتر در ساعت هم میرسد.

انواع سپک تاکرا:
در حال حاضردر کل دنیا 3 نوع سپک تاکرا انجام میشود:

هوپ تاکرا: شبیه بسکتبال؛ با حلقه ای که از سقف آویزان است و5 بازیکن که زیر حلقه هستند باید طی مدت 30 دقیقه با ضربات پا توپ را وارد حلقه کنند

دبل تاکرا: با دونفر بازیکن که روبروی هم قرار میگیرند

سپک تاکرای ساحلی: روی شن و ماسه ساحلی مانند والیبال ساحلی که با 4 بازیکن انجام میشود

سازمان بین المللی سپک تاکرا
سران لیگ آسیایی سپک تاکرا (ASTAK) و لیگ بین المللی سپک تاکرا(ISTAK) هر دو در بانکوک تایلند مستقر هستند و در حدود 18 کشور دیگر در آن عضویت دارند  .

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 15 Feb 2008 و ساعت 20:32 |

تيم پرسوليس تهران عصر جمعه۱۳۸۶ در هفته بيست و يكم رقابت‌هاي فوتبال قهرماني باشگاه‌هاي برتر ايران مقابل تيم پيكان تهران به پيروزي رسيد. در اين ديدار كه در ورزشگاه تهران برگزار شد، تيم پرسپوليس تهران با نتيجه ‪ ۲‬بر يك از سد همشهري خود گذشت و به دوازدهمين پيروزي خود در اين مسابقه‌ها دست يافت. تيم پرسپوليس با اين پيروزي در صورت كسر ‪ ۶‬امتياز اين تيم در ليگ برتر باز هم در صدر جدول رده بندي باقي خواهد ماند.

فدراسيون بين‌المللي فوتبال (فيفا) باشگاه پرسپوليس تهران را به دليل پرداخت نكردن مطالبات "رافائل" بازیکن سابق این تیم به پرداخت ‪ ۱۴۲‬هزار يورو و كسر ‪ ۶‬امتياز در ليگ برتر فوتبال باشگاه‌هاي ايران محكوم كرده بود اما هنوز فدراسيون فوتبال به طور رسمي كسر اين امتيازات را اعلام نكرده است.
جدول
ليگ برتر فوتبال کشور هفته بيست و يکم
ج گلها خ م ب ت تيمها ر
37 21-34 02 07 12 21 پرسپوليس * 1
36 20-34 04 05 12 21 سپاهان ** 2
35 18-23 04 08 09 21 صبا باتری 3
32 26-26 07 05 09 21 ابومسلم 4
30 30-37 05 09 07 21 تاج اهواز 5
28 17-20 05 07 07 19 ملوان 6
28 24-24 05 10 06 21 مقاومت شيراز 7
28 25-22 06 07 07 20 برق 8
26 25-26 07 05 07 19 تاج تهران 9
26 26-26 07 08 06 21 پيکان 10
26 17-17 06 08 06 20 پاس همدان 11
25 22-20 08 07 06 21 سايپا 12
25 24-21 08 07 06 21 مس کرمان 13
22 27-26 07 10 04 21 راه آهن 14
22 19-17 06 10 04 20 ذوب آهن 15
17 24-14 09 08 03 20 شيرين فراز 16
17 31-22 12 05 04 21 نفت 17
17 26-13 10 08 03 21 پگاه 18

ر:رديف | ت: تعداد بازي | ب: برد | م: مساوي | خ: باخت | ج:جمع

* پرسپوليس با احتساب کسر 6 امتياز از سوی کميته انضباطي فيفا در جدول چيده شده است.
** سپاهان با احتساب کسر 5 امتياز از سوی کميته انضباطي فدراسيون فوتبال ايران در جدول چيده شده است.

 



پرسپوليس 1 - با

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 15 Feb 2008 و ساعت 19:57 |
 

تیم ملی فوتبال آرژانتین

در تازه ترين رده بندى برترين تيم هاى فوتبال جهان آرژانتين در مقام اول و تيم ملى فوتبال ايران با ۲ پله صعود نسبت به رده بندى ماه گذشته در رده سى و نهم جهان قرار گرفت. فيفا ديروز 14.02.2008 تازه ترين رده بندى برترين تيم هاى فوتبال جهان را اعلام كرد كه تيم ملى ايران با كسب ۶۵۶ امتياز و با ۲ پله صعود نسبت به رده بندى ماه گذشته در مكان سى و نهم برترين تيم هاى دنيا قرار گرفت. اين در حالى است كه تيم ملى ايران پس از ۸ ماه حضور در مكان دوم برترين تيم هاى آسيايى، جايگاه خود را به استراليا داد و در رده بندى جديد سومين تيم آسياست. اين در حالى است كه كره جنوبى همچون رده بندى ماه گذشته ايران را تعقيب مى كند. در اين رده بندى ژاپن همچنان برترين تيم قاره كهن است و پس از ژاپن، استراليا، ايران و كره جنوبى، عربستان در مكان پنجم قرار گرفته است. ضمناً جديدترين رده بندى تيم هاى ملى فوتبال جهان به شرح زير است:
۱- آرژانتين ۱۵۱۸امتياز
۲- برزيل ۱۵۰۲امتياز
۳- ايتاليا ۱۴۸۴امتياز
۴- اسپانيا ۱۳۵۲امتياز
۵- آلمان ۱۲۸۱امتياز
۶- جمهورى چك ۱۲۴۴امتياز
۷- فرانسه ۱۲۲۳امتياز
۸-پرتغال ۱۱۹۱امتياز
۹- هلند ۱۱۷۹امتياز
۱۰- يونان ۱۱۴۲امتياز يك پله صعود
۱۱- انگلستان ۱۱۳۳امتياز يك پله صعود
۱۲- كرواسى ۱۰۹۶امتياز ۲ پله سقوط
۱۳- رومانى ۱۰۶۰امتياز
۱۴- غنا ۹۹۰امتياز ۲۹پله صعود
۱۵- اسكاتلند ۹۹۰امتياز
۱۶- مكزيك ۹۷۰امتياز يك پله سقوط
۱۷- كامرون ۹۶۷امتياز ۸ پله صعود
۱۸- تركيه ۹۲۷امتياز ۲ پله سقوط
۱۹- بلغارستان ۹۱۹امتياز يك پله سقوط
۲۰- لهستان ۹۰۳امتياز ۳ پله صعود

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 15 Feb 2008 و ساعت 15:41 |
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مجمع صوت و تصویر اروپا (EISA) جایزه بهترین گوشی 2008-2007 را به U700 سامسونگ داد و N95 نوکیا را نیز برترین گوشی چندرسانه‌ای شناخت. SGH-U700سامسونگ یکی از مدل‌های سری II اولترا (Ultra) است که امکانات متنوع ارتباطی و چندرسانه‌ای را برای کاربران فراهم می‌کند و بدین منظور مجمع مشورتی U700, EISA را به‌عنوان مدل برتر 2008-2007 معرفی کرده است.

از دیگر مزایای این گوشی، پشتیبانی از فناوری

HSDPA با سرعت انتقال داده 6/3 مگابیت در ثانیه و فناوری انتقال داده UMTS است که آن را به‌عنوان کاندیدای مناسب برای برترین گوشی معرفی می‌کند. دلیل دیگر انتخاب U700 در میان باقی گوشی‌ها، قابلیت‌های چندرسانه‌ای آن است که بازی و سرگرمی‌های مناسبی را در اختیار کاربر قرار می‌دهد و همچنین دارای دوربین 2/3مگاپیکسل و فناوری فشرده‌سازی صوت نیز هست. نکته جالب توجه دیگر در مورد U700، تغییر صفحه نمایش به‌طور اتوماتیک در هنگام سفر است. تمامی این قابلیت‌ها، U700 را از حد میانگین بالاتر برده و شانس انتخاب به‌عنوان برترین گوشی را به او داد. دکتر دیوید استیل، مدیر شبکه‌های ارتباطی تجاری سامسونگ درباره این جایزه می‌گوید: ‌خیلی خوشحالم که این جایزه از طرف EISA نصیب شرکت ما شده است. این موفقیتی عظیم برای افزایش درک و شناخت ما نسبت به بازار اروپا است تا پس از این نیز گوشی‌هایی مطابق با نیاز آنها تولید کنیم.

N95 نوکیا گوشی دیگری است که توانسته جایزه برترین گوشی چندرسانه‌ای سال اروپا را از آن خود کند. رقابت بین N95 نوکیا و iphone اپل بسیار سخت و نفس‌گیر بود و زمان زیادی را از مجمع EISA گرفت، تا اینکه بالاخره تصمیم بر آن شد که جایزه برترین گوشی چندرسانه‌ای به این شرکت فنلاندی اهدا شود، شاید یکی از مهم‌ترین دلایل هم این بود که iphone اپل هنوز وارد بازار اروپا نشده است. جوناس گیوست (Jonas Geust)، مدیر بخش بازیگران سری N نوکیا می‌گوید: این جایزه تاییدی به استراتژی درستی است که در پشت پرده سری N وجود دارد ما قصد داریم بالاترین کارآیی چندرسانه‌ای را در قالب این گوشی‌ها به مردم ارایه دهیم.

مسوولان EISA نیز درباره این جایزه می‌گویند: N95 بهترین انتخاب بود فقط کافی است این گوشی را در دست بگیرید و این ابزار نوآورانه ارتباطی را لمس کنید آن وقت است که می‌بینید بهترین ابزار برقراری ارتباط دایمی را در اختیار دارید و با دنیایی که شما را احاطه کرده، همگام هستید.جایزه مجمع EISA یک جایزه معتبر است که 50 کارشناس از نشریات مختلف از 19 کشور اروپا درباره آن نظر می‌دهند و اهدای جوایزشان به 5 گروه صوت، ویدیو، تئاتر خانگی، عکاسی و موبایل تقسیم می‌شود

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 15 Feb 2008 و ساعت 13:20 |

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 
مطالعات انجام شده بر روی تعدادی از مردان استفاده کننده از کامپیوترهای لپ تاپ نشان دهنده افزایش احتمالی نازایی در این گروه است.بنابر همین گزارش محققان معتقدند قرار دادن لپ تاپ بر روی پا ، باعث بالا رفتن درجه حرارت اندامهای تولید بیضه می شود و این عامل نیز ارتباط نزدیکی با ناباروری مردان دارد.

براساس تحقیقات انجام شده ، چنانچه کامپیوترهای لپ تاپ در هنگام استفاده بر روی پا قرار گیرد می تواند موجبات ناباروری در مردان را فراهم می کنند.

به گزارش از هلت دی ، مطالعه انجام شده بر روی تعدادی از مردان استفاده کننده از کامپیوترهای لپ تاپ نشان دهنده افزایش احتمالی نازایی در این گروه است.

بنابر همین گزارش محققان معتقدند قرار دادن لپ تاپ بر روی پا ، باعث بالا رفتن درجه حرارت اندامهای تولید بیضه می شود و این عامل نیز ارتباط نزدیکی با ناباروری مردان دارد.

به همین دلیل محققان توصیه می کنند لازم است از استفاده طولانی مدت کامپیوتر لپ تاپ و خصوصا قراردادن آن بر روی پا خودداری شود و افرادی که به طور مداوم از کامپیوتر استفاده می کنند نیز بهتر است از انواع معمول و رومیزی آن استفاده نمایند.

به طور کلی تا کنون عوارض جسمی گوناگونی در استفاده زیاد از کامپیوتر ذکر شده که می توان از آن جمله به مشکلات چشم و سوزش یا تاری دید و مشکلات اسکلتی از قبیل درد در ناحیه انگشتان و مچ دست و هم چنین گردن و کمر اشاره شده است و این مورد اخیر نیز به آن اضافه شده است. 

 
 
+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 15 Feb 2008 و ساعت 6:34 |

در همه ایران کسی به یاد ندارد / نغمه سرائی که یک ترانه بخواند /
تنها با یک ترانه در همه عمر / نامش اینگونه جاودانه بماند /
صبح که در شهر آن ترانه درخشید / نرمی مهتاب بود و گرمی خورشید
بانگ هزار آفرین به هر جا پیچید / شور و سروری به جان مردم بخشید /
نغمه پیامی ز عشق بود و ز پیکار / مشعل شب های رهروان فداکار /
شعله برفروختن به قله گفتار / بوسه به یاران امید و وعده به دیدار /
خلق به بانگ مرا ببوس تو برخاست / شهر به بانگ مرا ببوس تو رقصید /
هرکه به هرکه رسید نام تو پرسید / هرکه دلی داشت بوسه داد و ببوسید /
یاد تو در خاطرم همیشه شکفته است / کودک من با مرا ببوس تو خفته است /
ملت من با مرا ببوس تو بیدار / خاطره ها در مرا ببوس تو نهفته است /
روی تو را بوسه داده ایم چه بسیار / خاک تو را بوسه می دهیم دگر بار /
ما همگی سوی سرنوشت روانیم / زود رسیدی برو خدات نگهدار /
هاله مهر است این ترانه بدانید / بانگ اراده است این ترانه بخوانید /
بوسه او را به چهره ها بنشانید / آتش او را به قله ها برسانید

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Feb 2008 و ساعت 18:57 |

 ترانه مست قصه تنهایی زنی است که معشوق را از دست داده است  و به انتظار عشق خود هر روز با شراب و شمع و گل در کنار پنجره مست مینشیند٠این ترانه به درخواست زن نوشته شده است ، به این ترانه و آهنگ زیبا و قصه این عشق گوش کنید٠

 Listen     دانلود آهنگ مست از آلبوم کعبه

ما هم شکسبه خاطر و دیوانه بوده ایم
ما هم اسیر طره جانانه بوده ایم
ما هم به روزگار جوانی ز شور عشق
روزی ندیم بلبل و پروانه بوده ایم
بر کام خشک ما به حقارت نظر مکن
ما هم رفیق ساغر و پیمانه بوده ایم
اونا که تو زندگیشون قصه های خوب شنیدند
تو قمار زندگانی همه جور بازی رو دیدند
اونا که تو خلوت شب شعرهای حافظ رو خوندند
همه راه و رفتن اما بر سر دو راهی موندند
بهشون بگین که اینجا یه نفر همیشه مسته
یه نفر همیشه تنها سر این کوچه نشسته
بهشون بیگید که قصه اش مثل شاهنومه درازه
کی بوده کجا رسیده چه جوری باید بسازه
حالا قصه هاشو مستها توی میخونه ها میگند
اما اون همیشه مست رو توی اونجا راه نمیدند
دیگه نیست کمند دلها گیسوهای رنگ برفش
تو میخونه کسی نیست که بیاد رو لب و حرفش
بزارید همه بدونن که به دست غم اسیر
اخرش یه شب همونجا سر این کوچه میمیره
من امشب سرخوش و دیوانه و مست و غزل خوانم
به جام می پناه آورده ام از غم گریزانم
گر از میخانه باز آیم مرا غم باز می جوید
روید ای دوستان من گوشه میخانه می مانم
به مستی پای در میدان غم بنهاده ام امشب
مگیر ای رهگذر از من اگر افتان و خیزانم

Listen         قسم به عشق

بی تو ای روشنگر شبهای من
بوسه می زد ناله بر لبهای من
در بلور اشک من یاد تو بود
در سکوت سینه فریاد تو بود
مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت
پرده های ساز آهنگ تو داشت

تو شادی گذشتمی، بخت سعید رفتمی
تو این هیاهوی غریب، بهونه قشنگمی
گفتی نگو دوست دارم، حرفتو باور ندارم
اشتباه می کنی باز هم اشتباه می کنی باز هم
دوسِت دارم من به خدا، قدر تمام قصه ها
تو رو قسم به عشقمون، یه شب دیگه پیشم بمون

چرا تو باور نداری حرف دل عاشقمو
چرا تو تنها می ذاری دستهای سرد خستمو
بیا که با صدای تو، مهر سکوت رو می شکنم
هزار هزار شعر و غزل نخونده فریاد می زنم

دوسِت دارم من به خدا، قدر تمام قصه ها
تو رو قسم به عشقمون، یه شب دیگه پیشم بمون 

 

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Feb 2008 و ساعت 13:11 |
 

 Happy valentine's Day

در کشورهای اروپایی هر ساله روز ١٤ فوریه به عنوان "روز والنتين" ، روز عشق بین عاشقان گل شمع و البته بوسه رد و بدل می‌شود. می‌گويند والنتین يك کشیش مسیحی در قرن سوم ميلادی بود و وقتی امپراطور رم "کلادیوس دوم" اعلام کرد که ازدواح مردان جوان ممنوع است چرا که مردان عذب سربازان بهتری هستند، كشيش والنتین از این فرمان سرپیچی کرد و چندین سال مخفیانه عاشقان جوان را به عقد هم آورد و زمانی که کلادیوس از این امر آگاه شد او را زندانی و اعدام نمود و اما عاشقان حوان نام اورا به خاطر سپردند.
داستان دیگری که در این مورد است این است که والنتین در زندان عاشق دختر زندانبان شد و این دختر تا زمان اعدامش به دیدار او در زندان می‌آمد.
این روز برای مردم فرانسه و انگلیس روز بسیار مهمی به شمار می‌آید و میلیون‌ها کارت بین عاشقان رد و بدل می‌گردد. در امریکا این روز از اواخر سال ١٧٠٠میلادی برگرار می‌گردد.

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Feb 2008 و ساعت 11:6 |
 حسن گل نراقی

 مرا ببوس، مرا ببوس

برای آخرين بار، تو را خدانگهدار که مي روم به سوی سرنوشت

بهار ما گذشته، گذشته ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشت . . .

سال ها در بازار تهران (سرای بلورفروش ها) کسب و کار مختصری داشت. قدی بلند و مویی سفيد. آرام و شمرده صحبت می کرد، حتی با مشتری های سمجی که برای بلور خريدن هم چانه می زدند چنان آرام سخن می گفت، که گویی می ترسد بلورها تاب قال و مقال را نيآورده و از روی رف ها سقوط کنند.مغازه اش دربازار سنتی تهران نه بزرگ بود و نه کوچک. تحمل آنهايی را که يادش بودند و به ديدارش می آمدند بيشتر داشت تا مشتری ها را.حسن گل نراقی خواننده ای غير حرفه ای اما اهل ذوق بود. در سال های پس از  28 مرداد که بسیاری دور هم به غم خواری و تسلای آوار کودتا جمع می شدند، ترانه ای را که حيدر رقابی سروده بود خواند. با همين ترانه نامش در ليست خوانندگان ايران قرار گرفت. خودش می گفت: «به تشويق دوستان ترانه ديگری هم خواندم، اما خيلی زود تصميم گرفتم کنار بکشم. صدای من با مراببوس بايد در خاطرها می ماند. از بچگی عشق کوزه گری و بلور سازی داشتم. رسيدم به سرای بلورفروش ها. هيچکس در اين سرای بی کسی نمی داند من کيستم و مراببوس چيست!»

در سال های بعد از  28 مرداد، بسياری از شنوندگان ترانه غمگين و درعين حال شورانگيز مرا ببوس، بر اين تصور بودند که شعر اين ترانه را سرهنگ ژاندارمرى عزت سيامک از رهبران سازمان نظامی حزب توده ايران، پيش از اعدام در27 مهر ماه 1333  در زندان و در وصف سرنوشت غم انگیز افسرانی سروده است. عده ای دیگر هم فکر می کردند اين ترانه را سرهنگ دوم توپخانه محمدعلى مبشری عضو ديگر رهبری این سازمان در وصف سيامک سروده است. به دنبال این شايعه بود که سرانجام مطبوعات نوشتند، سراينده ترانه عاشقانه مراببوس شاعری به نام حيدررقابی است نه سرهنگان حزب توده.

حسن گلنراقي در سال 1300 خورشيدي در کوچۀ آبشار خيابان ري در تهران به ‌دنيا آمد. بعد از تحصيلات متوسطه، به کار پدري خود که خريد و فروش بلور و چيني عتيقه بود پرداخت. نوشته‌اند که او کم‌کم در رشتۀ عتيقه‌شناسي کارشناسي ارزنده شد و دست ‌اندر کاران اين رشته نظر او را قبول داشتند. در کار و کاسبي قانع و درست‌کار بود و تا آخر عمر مورد احترام بازرگانان و صنف بلور و چيني بود.

آن‌چنان که از زندگي ديگر شاعران معاصر نوشته‌اند و خوانده و مي‌دانيم، از زندگي حيدر رقابي متخلص به هاله، اطلاعات و جزئيات چنداني در دسترس عموم نيست. آنچه که بنا به مکتوبات موجود مسلم است، اين است که او از نظر گرايش و بينش سياسي، فردي ملي‌گرا و در عين‌حال فعال بوده.

حيدر رقابي پس از انقلاب بهمن 1357،با اين اميد که بتواند خدمات سياسي و اجتماعي‌اش را از سر بگيرد، به ايران بازمي‌گردد. ولي چندان توجهي به او نمي‌شود و به‌ناچار دوباره به آمريکا برمي‌گردد. ده سال بعد از اين بازگشت، به بيماري سرطان  در بيمارستاني در کاليفرنيا بستري مي‌شود. با وخامت حالش، و با توسل به برادرش جهانگير رقابي، در آخرين روزهاي زندگي دوباره به ايران بازمي‌گردد، و 19 آذر ماه سال 1367 در تهران، رخت از جهان برمي‌چيند. او در گورستان ابن بابويه در شهر ري دفن است و از آنجايي که هرگز ازدواج نکرد و زندگي زناشوئي نداشت، از خود بازمانده‌اي ندارد.



ترانه مرا ببوس (Mp3)

متن کامل این ترانه به این شرح است:

مرا ببوس، مرا ببوس

برای آخرين بار، تو را خدا نگهدار که مي روم به سوی سرنوشت

بهار ما گذشته، گذشته ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشت

در ميان توفان هم پيمان با قايقران ها

گذشته از جان بايد بگذشت از توفان ها

به نيمه شب ها دارم با يارم پيمان ها

که بر فروزم آتش ها در کوهستان ها

شب سيه سفر کنم، ز تيره ره گذر کنم

نگرتو ای گل من، سرشک غم بدامن، برای من ميفکن

دختر زيبا امشب بر تو مهمانم، در پيش تو مي مانم، تا سر بگذاری بر سر من

دختر زيبا از برق نگاه تو، اشگ بي گناه تو، روشن گردد يک

امشب من  

ستاره مرد سپيده دم، به رسم يک اشاره، نهاده ديده برهم،

ميان پرنيان غنوده بود.

در آخرين نگاهش نگاه بي گناهش، سرود واپسين سروده بود.

بين که من از اين پس دل در راه ديگر دارم.  

به راه ديگر شوری ديگر در سر دارم

به صبح روشن بايد از آن دل بردارم، که عهد خونين با صبحی

روشن تر دارم... ها

مراببوس

اين بوسه وداع

بوی خون می دهد

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Feb 2008 و ساعت 4:44 |

متولد 1308-فارغ التحصيل از هنرستان تاتر؛ و زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران و مبانی تاتر از دانشکدهء علوم اجتماعی - آواز را نزد خانم باغچه بان و تئوری موسیقی را نزد سيروس شهردار و فريدون فرزانه_ اساتيد هنرستان عالی موسیقی _فراگرفت و شيوهء آواز خودرا متاثر از بافت و غنای زخما های اساتيدی چونحسين اصلانی ، ناصر حسينی و محمد سرير می داند.
دههء بيست، دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسيقی آوازی دز ميان مردم ايران، به ويژه نسل جوان بود که بخشی را می توان متاثر از نشر و پخش وسيع تر موسيقی علمی و آثار فورکلور کشورهای مختلف جهان از طريق راديو و صفحات گرامافون دانست."محمد نوری" در همين سالها _سنين نوجوانی_ با خواندن اشعار نوينی که بر روی نغمه های روز مغرب زمين و برخی قطعات کلاسيکِ آوازی سروده شده بود،کار خواندگی را آغاز کرد. او طی سالهای بعد با تکيه به تحصيلات هنرستانی و دانشگاهی خود توانست هويت مستقلی به اين انديشه و گرايش ببخشد و با اجرای آثار اساتيدی که قبلا ذکر آنها رفت، فضای متفکر انه ای به گونهءآوازی خويش بخشيد. آوازهای اين استاد طی پنج دهی در ميان سه نسل، شان و اعتبار ويژه ای کسب نموده است.اين هنرمند در حاشيهء سالهای پرتلاش، با اجرای بيش از سيصد قطعهء آوازی ، تقرير و ترجمهء مقالات و سرودن اشعاری از ترانه های ماندگار ، بيش از پيش خودرا در دل مردم اين مرزو بوم جا کرد.او اخيرا چند اجرا به نفع بيماران خاص داشت.
صدای او برای نسل گذشته ياد آور لحظه های خوب و مهربانهيهای سرشار و برای نسل امروز، آفرينندهء شيرينترين خاطرات است.

( آهنگ 5:13)

(کلیپ فلش)

واي گل سرخ سفيدم کی مي آيی
بنفشه برگ بيدم کی مي آيي
تو گفتی گل در آيد من مي يايم
وای گل عالم تموم شد کي مي يايي
جان مريم چشماتو وا کن منو صذا کن
شد هوا سفيد، در اومد خورشيد
وقت اون رسيد، که بريم به صحرا
وای نازنين مريم
جان مريم چشماتو وا کن منو صدا کن
بشيم روونه، بريم از خونه، شونه به شونه، به ياد اون روزا
وای نازنين مريم، وای نازنين مريم، وای نازنين مريم
باز دوباره صبح شد، من هنوز بيدارم
ای کاش مي خوابيدم، تو رو خواب مي ديدم
خوشه غم، توي دلم، زده جوونه
دونه به دونه، دل نمي دونه، چه کنه با اين غم
وای نازنين مريم، وای نازنين مريم، وای نازنين مريم
بيا رسيد وقت درو، مال مني از پيشم نرو
بيا سر کارمون بريم، درو کنيم گندما رو
بيا رسيد وقت درو، مال مني از پيشم نرو
بيا سر کارمون بريم، درو کنيم گندما رو
بيا بيا نازنين مريم..

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Feb 2008 و ساعت 2:8 |
افزایش احتمال ابتلا به افسردگی در مردان در اثر طلاق

 
 
 
 
 
 
  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مطالعات نشان می‌دهد مردانی که از همسرانشان طلاق گرفته و یا جدا از آنها زندگی می‌کنند 6 برابر بیشتر از مردانی که با همسرانشان زندگی می‌کنند، در معرض ابتلا به اختلال روانی افسردگی هستند.

براساس نتایج مطالعات انجام گرفته در کانادا، احتمال ابتلا به افسردگی در مردانی که از همسرانشان طلاق می‌گیرند افزایش پیدا می کند.

به گزارش سلامت نیوزبه نقل از اسکای نیوز ، این مطالعات نشان می‌دهد مردانی که از همسرانشان طلاق گرفته و یا جدا از آنها زندگی می‌کنند 6 برابر بیشتر از مردانی که با همسرانشان زندگی می‌کنند، در معرض ابتلا به اختلال روانی افسردگی هستند.

این در حالی است که این رقم در زنان پایین‌تر است. به طوری که زنانی که جدا از شوهرانشان زندگی می‌کنند 5/3 برابر بیشتر از زنانی که با شوهرانشان زندگی می‌کنند در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند.

این مطالعات نشان می‌دهد: در مجموع خطر بروز افسردگی در زنان و مردان مطلقه تا دو سال پس از جدایی وجود دارد که البته به گفته اکثر کسانی که این جدایی را تجربه کرده‌اند ظرف 4 سال پس از طلاق افسردگی آنها پایان یافته است.

این یافته‌ها براساس اطلاعات جمع آوری شده توسط مرکز تحقیقات ملی بهداشت جمعیت بدست آمده است.

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Feb 2008 و ساعت 0:58 |

به کسی وعده داده نشده که میانسالی دورانی پرنشاط و پرهیجان است. اکثر افراد هم حاضر نیستند که از رسیدن به میانسالی ابراز خوشحالی کنند. هر چه باشد جوانی بهتر از پیری است.
تحقیقات جدید هم این موضوع را تائید می کند. بنا به اطلاعاتی که از میان دو میلیون نفر در هشتاد کشور جهان جمع آوری شده است، افراد وقتی به میانسالی می رسند بیش از هر دوره دیگر از زندگی خود با خطر افسردگی رو به رو می شوند. اما هنوز بارقه ای از امید وجود دارد. ظاهرا افراد پس از پشت سر گذاشتن میانسالی و رسیدن به سن پیری، اگر از سلامت نسبی برخوردار باشند، بار دیگر روحیه ای شاد و رضایتمند خواهند داشت.

سن افسردگی

بنا به این تحقیق جدید، که توسط محققان بریتانیایی و آمریکایی انجام گرفته است، افراد در سن 44 سالگی در اوج خطر ابتلا به افسردگی قرار می گیرند. خطر افسردگی در جوانان و سالمندان کمتر از بقیه گروه های سنی است و زنان و مردان به یک میزان مستعد ابتلا به افسردگی در دهه چهل زندگی خود هستند.

اما از میان داوطلبان هشتاد کشوری که در این تحقیق مورد مطالعه بوده اند، تنها در کشور آمریکا بوده که زنان و مردان در سنین متفاوت با خطر افسردگی عمیق روبرو شده اند. در آمریکا زنان در سن چهل سالگی و مردان در سن پنجاه سالگی در معرض خطر افسردگی شدید قرار می گیرند. تحقیقات قبلی نشان داده بود که احتمال ابتلا به افسردگی تقریبا در سراسر عمر فرد یکسان است اما آخرین تحقیقات ثابت کرده است که افسردگی در میانسالی بیش از هر دوره دیگر رخ می دهد.

پرفسور اندرو آزوالد، یکی از تنظیم کنندگان نتیجه این تحقیق، گفت: "افسردگی به سراغ همه می آید مرد و زن، غنی و فقیر، مجرد و متاهل و آنهایی که بچه دارند و آنهایی که بچه ندارند." او گفت دلیل این که میانسالی در تمام جهان دوره ای مستعد افسردگی برای مردان و زنان است، روشن نیست.پرفسور آزوالد در ادامه گفت که کاهش سلامت روانی و سرخوشی در افراد به مرور و نه به ناگاه و در عرض یک سال، رخ می دهد.

بنا به این تحقیق اغلب افراد با رسیدن به سن پنجاه سالگی از چنگال خطر افسردگی رهایی می یابند و وقتی به سن هفتاد سالگی می رسند (در صورتی که سلامت کافی داشته باشند) مانند یک جوان سالم بیست ساله احساس شادمانی می کنند. این استاد دانشگاه واریک بریتانیا افزود: "شاید درک همین موضوع که افسردگی در دهه چهل زندگی امری کاملا عادی است و در سراسر دنیا دیده می شود، قوت قلبی برای همه افراد میانسال باشد." نتیجه این تحقیق که توسط دانشگاه های واریک بریتانیا و دارتموت آمریکا انجام گرفته است در مجله "علوم اجتماعی و پزشکی" منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 14 Feb 2008 و ساعت 0:7 |
ای کاش در این جهان
مردگان را روزی ویژه بود
تا چون از برابر این همه اجساد گذر می‌کنیم
تنها،
دستمالی برابر بینی نگیریم.

این پر آزار گند جهان نیست تعفن بیداد است...

 

+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 13 Feb 2008 و ساعت 23:26 |

سوسن دیهیم در تهران و در یک خانواده ی بسیار اشرافی به دنیا آمد,وی کوچکترین فرزند از بین یازده فرزند خانواده بود.تربیت و آموزش دیهیم بر اساس قوانین شاه بسیار عالی بود و وی پیشرفت فوق العاده ای داشت.

 پدر سوسن یک اقتصاد دان ,عالم و ویولونیست بود و در منزل انها تمام آلات موسیقی جدید و قدیم به طور باور نکردنی یافت می شد.برای دیهیم رقص و موسیقی دو واقعیت زندگی بود .زندگی او تماما به رقص باله گذشت.استاد وی یک بالرین بود که در کمپانی استاکسن وبارتوک برای موسیقی سنتی و مردمی مشغول به کار بود.

تابستانهای سوسن به رقص های خاصی در کمپهای هنری در کنار دریای خزر و در فستیوال شیراز سپری می شد.در زمانی که وی موریس بیارت را ملاقات کرد به وی بورسیه ای پیشنهاد شد که در مدرسه ی هنری وی در بوروسل شرکت کند.به تدریج وی با گونه های مختلف موسیقی در سراسر دنیا آشنا شد و با نوازندگان معروفی همکاری کرد و رفته رقته تبدیل به یک نوازنده ی برجسته شد.اخیرا وی آلبوم”مرد دیوانه ی خدایی”را به تنهایی رائه داده است.این آلبوم که درباره ی عشق الهی می باشد شامل اشعار شعرای صوفی بزرگ همچون رومی,سعدی و جامی است.

سبک کار وی تلفیقی از موسیقی جز و موسیقی سنتی ایران می باشد که در نوع خود بدیع و بسیار جذاب است .

برای گوش کردن به آهنگهای سوسن دیهیم اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 13 Feb 2008 و ساعت 18:37 |

زهره جویا در شهر مشهد (ايران) از پدر افغان و مادر ایرانی متولد شد و از هر دو فرهنگ بهره مند شده است.او بعد از پايان مدرسه به اروپا رفت و نخست در آمستردام (هلند) و سپس در آکادمی موسیقی و کنسرواتوریوم وین (اتریش) به تحصیل موسیقی پرداخت و از رشته اوپرا فارغ التحصیل شد.

زهره جویا نه تنها در اروپا به اجرای اوپراهای مختلف پرداخته بلکه آثاری از موتسارت، بتهوون و شوبرت را نیز در کنسرت ها و برنامه های رادیویی و تلویزیونی اجرا کرده استاو با امتزاج فرهنگ شرق و غرب موفق شده تا با ابتکار خود سبک جدیدی در آواز خوانی ارایه کند.آلبوم های "سفر به افغانستان"، "شب های ایران"، "سفر به ایران"، و "جوهر عشق" که در بازار های بین المللی عرضه شده، حاصل اين سبک است.

زهره جويا

آواز موزون زهره جویا را می توان در پارچه های "شیرین و فرهاد"، "شاهزاده خانم هندی" و "شهرزاد" که با گروه دکتر پرویز ممنون ضبط شده و همچنان در آلبوم جدیدی که مجید درخشانی با استفاده از اشعار مولانای بلخی و سعدی و حافظ شیرازی به نام "جوهر عشق" تصنیف کرده، شنيد. او تعلیمات ابتدائی موسیقی را در امستردام هالند آموخته و بعدا به شهر ویانائ اتریش رفت. در آنجا او تعلیات موسیقی کلاسیک غربی را در آکادمئ ویانا فرا گرفت و در رشتۀ آواز خوانی در آپرا ماستری خود را بدست آورد. زهره جویا ، هم در موسیقی شرقی و هم در موسیقئ جهان غرب مهارت دارد ، و آواز خوانی را در هر دو فرهنگ ، با علاقمندی زیادی به پیش میبرد.

 او برای اجرای کنسرت های آپرا به جرمنی ، دنمارک و پاریس سفر های هنری داشته و پارچه های کلاسیک موتزارت ، بتهوڤن و شوبرت را اجرا کرده است. او در آهنگ هایش ، به زبان های فارسی و دری و آهنگ های تصوفی او بیشر از اشعار نظامی گنجوی ، مولانا جلال الدین بلخی رومی ، سعدی و حافظ شیرازی ، استفاده میکند.

 جویا به آهنگ های عنعنوی نیز علاقمندئ زیادی داشته و با گروهی از هنر مندان ایرانی در ویانا کار میکند. او با داود سر خوش ، آواز خوان افغان نیز آهنگ های ثبت کرده است. سی دی های او به نام های سفری به ایران و شبهای ایران نمونۀ از قدامت موسیقی ایرانی است.

زهره جویا هنرمند فرهیخته ایست که پدرش از افغانستان و مادرش ازایران است. نه تنها در هنر آوازخوانی وی تاثیر این دو فرهنگ احساس می شود بلکه تاثیر موسیقی اروپایی نیز در کار های هنری اش دیده می شود.

زهره جویا  بعد از اینکه مدرسه را در ایران به پایان رسانید، برای تحصیلات عالی در رشته موسیقی عازم اروپا گردید.  او نخست برای تحصیل وارد امستردام گردید و بعداً ازدانشگاه هنر های زیبا شهر وین در رشته " اپرا"  به درجه فوق لیسانس فارغ گردید. زهره جویا هنرمند یست که نه تنها با اجرای کنسرتها موسیقی ایرانی و افغانی،بلکه در اپراهای زیادی در کشور های مختلف ، محبویت فراوانی حاصل نموده است.

 
زهره جويا
زهره جويا

 

 

 

 

 

 

 

زهره جویا با فعالیت های هنری اش ، با گروه های خیریه به ویژه سازمان های خارج از کشور که برای حقوق زن در افغانستان فعالیت دارند ،  کمک و همکاری دارد. وی در گفت و شنودی که با رادویودویچه ویله دربرنامه جهان زن داشت، از تساوی حقوق زن و مرد و اینکه این دو چگونه در اجتماع مکمل همدیگر اند گفت: " زن و مرد دو بالی یک پرنده را مانند اند. یکی آن مرد و دیگر آن زن است. اگر یکی آن نباشد، پرنده نمیتواند قشنگ پرواز نماید."   وی در مورد قتل نادیه انجمن چنین احساسش را بیان میدارد: " من با شنیدن این خبر خیلی متاثر شدم. من نمیدانم  که شوهری که زنش  به او احترام میگذارد، همدیگر را دوست دارند و با هم به این دلیل ازدواج کردند و پیش خداوند قول و قرار گذاشته اند که باهم زندگی مشترک مینمایند ، زنش را  چگونه با این همه بی رحمی میکشد."

از تازه ترین کار های هنری زهره جویا دی وی دی یا ویدیو سی دی ( DVD ) است که در بهار سال 2006 به دسترس علاقمندان آوازش خواهند رسید. این البوم شامل آهنگ های افغانی و ایرانی است و هم به همکاری  آقای حسین ارمان و پسر ش خالد ارمان سی دی (CD) به همین نزدیکی ها عرصه خواهد شد. زهره جویا میگوید: " من با آقای حسین آرمان و خالد آرمان تصمیم داریم که به کنسرتها و فیستیوال ها  در آینده مشترکاً ظاهر شویم . به عقیده  آقای حسین ارمان و آقای خالد ارمان چون من از طرف پدر تاثیر فرهنگ افغانی را  در هنر موسیقی که اجرا میکنم،  دارم . خوب می شود که ما سی دی بیرون بدهیم که همکاری این دو فرهنگ در آن ظاهر گردد."

زهره جویا - شبهای ایرانی Zohreh Jooya - Persian Nights

Album Download By MediaFire

Album Download By RapidShare

+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 13 Feb 2008 و ساعت 17:48 |
 

طرز نشستن، لباس داریوش بزرگ، صندلی و چوبدست او نشانه تمدن عظیم و پیشرفته ایرانیان در 25 قرن پیش است كه جهان را شگفت زده كرده است. باید دید كه چه عواملی ما را به قهقرا برده است و در صدد جبران برآمد

داریوش هخامنشی پسر ویشتاسپ از بزرگان پارس در نخستین روز از جشنهای مهرگان ( پس از تطبیق با تقویم میلادی؛ دوم اكتبر) در سال 522 پیش از میلاد، شاه ایران شد.
     در دوران حكومت 36 ساله داریوش بزرگ، قلمرو ایران از دره سند ( Indus) تا سواحل لیبی در افریقا، و از شمال دریای مرمره ( Thrace در اروپا ) تا كوههای پامیر در آسیا شامل همه خاورمیانه امروز، آسیای میانه، قسمتی از آسیای جنوبی، قفقاز ، مصر و قسمتی از سودان بود كه به استانهای متعدد (ساتراپی) تقسیم شده و مستقیما زیر نظر حكومت مركزی و بر پایه قوانین واحد اداره می شدند و به آن قسمت كه سه طایفه ایرانی در آن سكونت داشته، دارای نیاكان و فرهنگ مشترك بوده و آیین های نوروز را گرامی داشته و یكسان برگزار كرده اند "ایران زمین" گفته اند(مادها از « ری » به سمت غرب و شمالغربی از جمله كردها و آذری ها، پارسها از منطقه ری به جنوب تاجزایر خلیج فارس و از شرق تا آن سوی هندوكش و انتهای بدخشان، و پارتها در شمال شرقی).
    مصر ساتراپی ششم ایران بود.
     كوروش بنیادگذار كشور ایران بوده است، ولی ناسیونالیسم ایرانی با داریوش بزرگ به دنیا آمده است. كوروش، جهانی فكر می كرد و یك جامعه مشترك المنافع متساوی الحقوق به مركزیت " ایران زمین " به وجود آورده بود و مداخله در امور داخلی اعضای اتحادیه را روا نمی داشت.
    داریوش بزرگ در كتیبه هایی كه از او باقی مانده اند با ستایش اهورا مزدا (خدا) كه زمین و آسمان و بشر و شادی ها را آفریده است ، شاهی خود بر این سرزمین پهناور را كه مردان خوب و اسبان خوب (مقصود ارتش خوب) دارد از عنایات او دانسته است و در یكی از كتیبه هایش از اهورا مزدا خواسته است كه " ایران زمین " را از آفت دروغ و بلای خشكسالی در امان دارد.
     از كارهای مهم داریوش ایجاد آبراهی میان دریای سرخ و رود نیل بود كه خلیج فارس را به دریای مدیترانه متصل سازد. كار مهم دیگر او دستور ساختن تخت جمشید بود كه شاه نشین ایران زمین باشد ( پایتخت اداری ایران شهر شوش بود) . ایجاد یك سپاه همیشه آماده در مركز كه تا رسیدن سایر واحدهای ارتش از شهرستانها و نقاط دور دست کشور ، بتواند در برابر هر گونه تهاجم ناگهانی ایستادگی كند اقدام مهم دیگر او بود. ضرب سكه زر و سیم، مخصوصا سكه های طلای تقریبا خالص موسوم به دریك ـ داریك ـ در سال 515 پبش از میلاد ابتكار مهم داریوش اول بود. تاسیس پستخانه، دادگاه، كودكستان و دبستان ( منحصر به پسران) و وضع قوانین و تعرفه مالیاتی و ایجاد یك نیروی دریایی در خلیج فارس چند نمونه دیگر از كارهای داریوش بزرگ به شمار می آید. آمریكاییان 23 قرن بعد هنگام تاسیس پستخانه دولتی (فدرال) این كشور همان شعار داریوش را بر سر در آن حك كردند كه باد و باران مانع كار چاپارها نخواهد شد. داریوش میان شوش و ساحل مدیترانه نوعی جاده آسفالته كشیده بود كه اخیرا قسمتی از آن به دست آمده است. اقدام نظامی بی سابقه داریوش انتقال 24 هزار سوار و پیاده با كشتی از شرق مدیترانه به ساحل آتن در یونان (800 كیلومتر مسافت) بود.
     داریوش كه با آتوسا دختر كوروش بزرگ ازدواج كرده بود در سال 486 پیش از میلاد درگذشت و پسرش خشایارشا نوه كوروش بر جای او نشست که سیاست پدر را عینا دنبال کرد. داریوش در نقش رستم مدفون شده است.
     برخی مورخان شاه شدن داریوش را 16 مهر (هشتم اكتبر)، آخرین روز آیین های مهرگان (روز اصلی مهرگان) نوشته اند. در آن زمان مراسم مهرگان شش روز ادامه داشت. آیین های مهر (جشن های مهرگان) پس از نوروز مهمترین اعیاد ملی ایرانیان بوده است.
    از زمان داریوش بود كه مدارس، پس از آیین های مهرگان آغاز بكار كرده اند كه این رسم از طریق یونان به سراسر جهان منتقل شده است. گرچه در بعضی كشور به ملاحظات اقلیمی ،مدارس چند روز جلوتر آغاز بكار می كنند. هدف اصلی از مدارس در ایران عهد هخامنشی عمدتا تدریس اخلاقیات، تندرستی، سواری و تیراندازی و سرانجام انتخاب مستعدترین كودكان برای خدمت در ارتش بود. به نوشته مورخان رومی (به نقل از یونانیان) ، آموزگاران ایرانی در دبستانها به كودكان می آموختند كه اقتدار و عظمت وطن و حفظ تمدن آنان بستگی به آن دارد كه دوست و متحد باشند و ارتشی شكست ناپذیر داشته باشند.
    
    *****
     روزهای ماه در ایران باستان دارای نام خاص بودند كه روز شانزدهم هر ماه روز مهر بود. بنابراین روز مهر در ماه مهر (شانزدهم) مهمترین روز آیین های مهرگان بوده است. آیین های مهر (جشن مهرگان) پس از نوروز مهمترین اعیاد ملی ایرانیان بوده است كه نوروز با بهار و شكوفه و نوید بركت آغاز می شد و مهرگان به خاطر پایان جمع آوری محصول و آغاز شش ماهه شبهای طولانی تر و سرما.
    مهرگان آیین های سپاسگزاری به درگاه خداوند بوده است كه آن همه نعمت ارزانی داشته و نیز تحكیم دوستی و محبت میان ایرانیان. در ایام مهرگان مهمانی های بزرگ برپا می شده و پذیرایی با انواع میوه رسم بوده ولی به درستی معلوم نیست كه از چه زمان پذیرایی با آش رشته مرسوم گردیده است. همچنین به درستی روشن نیست که از چه زمان " روز مهرگان " را به چهاردهم مهر ماه منتقل کرده اند و چرا؟ .

این ایران را داریوش بزرگ به میراث گذارد

این ایران را داریوش بزرگ به میراث گذارد
 

كتیبه دعای داریوش برای ایران، این كتیبه كه عكس آن در بالا درج شده است 25 قرن عمر دارد و نشانه علاقه عمیق داریوش به وطن مشترك ما است

كتیبه دعای داریوش برای ایران، این كتیبه كه عكس آن در بالا درج شده است 25 قرن عمر دارد و نشانه علاقه عمیق داریوش به وطن مشترك ما است

+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 13 Feb 2008 و ساعت 16:47 |
 
اعظم علی خواننده ایرانی
 
  
  اعظم علی در ده سال گذشته در فیلم ها و سریال های مشهوربسیاری آواز خوانده است
اعظم علی خواننده ایرانی که آواز فیلم جنجال برانگیز 300 را خوانده است، در روزهای اخیر متنی بر روی وبسایتش منتشر کرده که از دلایل خود برای مشارکت در تولید این فیلم - که با اعتراض بسیاری از ایرانیان روبرو شده - سخن گفته است. خانم اعظم علی می گوید که با وجود آن که ناراحتی ایرانیان را درک می کند اما معتقد است که آنها برای شناساندن فرهنگ خود به دیگران گام های چندان موثری برنداشته اند. گفتگویی با اعظم علی خواننده ایرانی مقیم لس آنجلس انجام دادیم که در زیر می خوانید:
مختصری از زندگی و کارتان برای ما بگویید.
من در تهران به دنیا آمدم و از چهارسالگی مادرم من را به هندوستان فرستاد به مدت یازده سال در یک مدرسه شبانه روزی در آن کشور بودم تا اینکه در سال 1985 با مادرم به آمریکا آمدم.

 
بخش هایی از گفتگو با اعظم علی
بعد از ورود به آمریکا با استاد منوچهر صادقی که شاگرد صبا بود کار موسیقی کردم و هشت سال از او تعلیم گرفتم.
بعد موسیقی کلاسیک غربی خواندم و از آنجا وارد کار موسیقی شدم. سال 1997 اولین سی دی ام را بیرون دادم. با یک کمپانی آمریکایی قرارداد بستم و هشت سی دی تاکنون از من عرضه شده است.
سبک کارتان را به سبک "نیو ایج" نزدیک می دانند، درست است؟
بله توی ایران آن را به این اسم می شناسند، من در کارهایم خیلی از موسیقی هندی استفاده می کنم با ترکیب های مختلفی موسیقی جدیدی خلق می کنم، الان یک گروه جدید هم دارم به اسم "نیاز" که با همسرم رامین ترکیان شروع کرده ام.
توی این گروه ما هم موسیقی هندی داریم هم ایرانی و هم الکترونیک و از شعرهای مولانا و یا رباعیات اردو استفاده می کنیم.
در چهار سی دی اول بیشتر از صدایم به عنوان یک ساز استفاده کرده ام و کلامی در کار نیست. به همین دلیل بود که برای برنامه های تلویزیونی و فیلم ها به من آوازخوانی پیشنهاد شد.
 
 
گروه نیاز
اعظم علی در حال حاضر به اتفاق رامین ترکیان نوازنده گروه Axiom of Choice، گروهی تشکیل داده اند تا با ساختن موسیقیی که خودشان آنرا "موسیقی جهانی برای قرن بیست و یکم" نام نهاده اند، به هدف خود که شکستن مرزهای زبانی و فرهنگی است، دست یابند.

این گروه که "نیاز" نام دارد موفق شد در اولین آلبوم خود به همین نام، با موسیقی منحصر به فرد خود، به بهترین شکلی ترکیبی از موسیقی سنتی جهان و موسیقی الکترونیک را به وجود بیاورند.
ترکیان میگوید: "ما میخواستیم موسیقیی را به وجود آوریم که هم برای جوامعی که موسیقیشان الهام بخش این آلبوم بوده است- فارسی، ترکی و هندی- قابل درک باشد و هم برای مخاطبین دیگر."
" ما امیدواریم که این موسیقی از مرزها عبور کند. موسیقی سنتی ما با سازهای آکوستیک است که محصول آن یک موسیقی خودمانی و با حسی درونگرایانه است. ما برای این آلبوم به دنبال چیزی برون گرایانه تر بودیم و باید مسیر تازه ای را امتحان میکردیم." 

 
 
چطور شد که وارد کار آوازخوانی برای فیلم و تلویزیون شدید؟
 
 من در این بیست و خرده ای سال که در آمریکا زندگی می کنم متوجه شده ام که این ها اطلاعات خیلی کمی از فرهنگ ما دارند، بنابر این ما خودمان باید روی این موضوع و شناساندن فرهنگ خودمان به آنها کار کنیم.
 
من در لس آنجلس زندگی می کنم که فیلم های زیادی در آن ساخته می شوند و حدود هشت سال پیش اولین کارم را در این زمینه انجام دادم و چون همه اینجا همدیگر را می شناسند به من پیشنهاد کار در این زمینه شد.
چند تا از کارهایی را که انجام دادید را نام ببرید.
ماتریکس که همه می شناسند، قصه میلاد مسیح (The Nativity Story) که شهره آغداشلو هم در آن بازی می کند، سریال الینز و خیلی سریال های تلویزیونی دیگر.
 
 
چطور شد که برای فیلم 300 به عنوان خواننده انتخاب شدید؟
آهنگسازی که تا به حال چهار تا فیلم با او کار کرده ام، وقتی قرار شد روی فیلم 300 کار بکند پیشنهاد کرد که آوازهای فیلم را من بخوانم. من هیچ چیز در باره آن نمی دانستم....
اولین روزی که من فیلم را دیدم و صحنه هایی که قرار بود من آواز بخوانم را دیدم، خیلی جا خوردم که چرا ایرانی ها را این جوری نشان می دهند و از آهنگساز پرسیدم که این چه نوع فیلمی است و او برایم توضیح داد که این اصلا فیلم تاریخی نیست، بلکه یک فیلم فانتزی است که از روی کتاب فرانک میلر ساخته شده است.
من از او خواستم که صحنه های دیگری از فیلم را هم ببینم وقتی این صحنه ها را دیدم با این که کمی ناراحت شدم ولی دیدم این فیلم واقعا آن قدر فانتزی است که اصلا نمی شود آن را جدی گرفت نه فیلم تاریخی است و نه من این داستان را جدی گرفتم، وگرنه این کار را نمی کردم.
مثلا برای من فیلم اسکندر خیلی ناراحت کننده بود چون آن یک فیلم تاریخی بود و یا بدون دخترم هرگز که یکی از بدترین فیلم هایی است که در هالیوود در باره فرهنگ ایرانی ها ساخته شده است.
چون فکر کردم که این یک فیلم فانتزی است قبول کردم که آوازهای آن را بخوانم.
پس انتظار این همه واکنش اعتراضی ایرانی ها را نداشتید؟
نه اصلا، اگر می دانستم که خیلی از ایرانی ها از اکران این فیلم ناراحت می شوند، این کار را نمی کردم و من متاسفم که این اتفاق افتاده است.
ایرانی های دیگری هم در تولید این فیلم نقش داشتند ولی از هیچ کدام آنها صدایی در نیامد ولی من خودم یک نامه ای را منتشر کردم که از این موضوع ابراز تاسف کردم و دلایل این کار را توضیح دادم.
شما اولین بار فیلم را بصورت کامل کجا دیدید؟
 
تعداد زیادی از ایرانیان طی یک نامه اینترنتی نسبت به فیلم 300 اعتراض کرده اند
من یک هفته قبل از اکران رسمی آن در پیش اکران که مخصوص سازندگان فیلم بود، فیلم را دیدم.
بعد از آن احساس نکردید که ممکن است ایرانی ها از این فیلم خوششان نیاید؟
چرا اتفاقا من به همراه همسرم رفتیم فیلم را دیدیم و بعد از آن به او گفتم که فکر می کنم این فیلم ایرانی ها را ناراحت کند.
الان که با انتقادات و اعتراضات ایرانیان مواجه شده اید، فکر می کنید اگر از این میزان اعتراضات آگاه بودید باز هم این کار را قبول می کردید؟
سوال خیلی سختی است، خب دیگر کار از کار گذشته، به نظر من حالا که این اتفاق افتاده فرصتی هست که ما ایرانی ها بتوانیم با هم صحبت کنیم. اگر قرار باشد که هویت ملی با یک فیلم فانتزی به خطر افتد نشانگر آن است که ما فقط به تاریخ مان افتخار می کنیم و نه به چیزهایی که الان داریم.
کسانی که با کارهای من در این ده سال آشنایی دارند می دانند که من خودم را به عنوان یک زن ایرانی به اینجا رسانده ام و به فرهنگمان احترام می گذارم و همیشه هم در فعالیت هایی مثل جمع آوری کمک مالی برای زنان افغانستان یا زلزله زدگان بم فعال بوده ام.
اما بعد از این فیلم ایمیل های زیادی حاوی فحش دریافت کردم که این خیلی برای من تاسف بار است.
 
 
به نظر شما در این فرصتی که برای گفتگو بین ایرانی ها پیش آمده روی چه نکاتی باید تکیه کرد؟
من در این بیست و خرده ای سال که در آمریکا زندگی می کنم متوجه شده ام که این ها اطلاعات خیلی کمی از فرهنگ ما دارند، بنابر این ما خودمان باید روی این موضوع و شناساندن فرهنگ خودمان به آنها کار کنیم.
ایراد گرفتن و انتقاد کردن کار آسانی است ولی چرا حتی یکی از این کسانی که این ایمیل های حاوی ناسزا را برای من می فرستند حتی ماه پیش که من در فیلم قصه میلاد مسیح آواز خواندم، به من ای میل نزد که بگوید: ما افتخار می کنیم که تو ایرانی هستی و داری در اینجا کار می کنی."
در حالی که ایرانی ها در آمریکا یکی از ثروتمندترین گروه ها هستند من خودم در لس آنجلس یک خانمی را می شناسم که ده سال است تلاش می کند یک مرکز فرهنگی درست کند که در آن کلاس زبان بگذارند برای نسل جدید بچه های ایرانی که فارسی بلد نیستند حرف بزنند و فرهنگ ما را معرفی کند ولی موفق نشده حمایت مالی ایرانی ها را جلب کند.
 
 

 
 
اعظم علی در ده سال گذشته در فیلم ها و سریال های مشهوربسیاری آواز خوانده است
 
 

 

 
+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 13 Feb 2008 و ساعت 14:32 |

بنا بر يك تحقيق علمي انجام شده بر بوته گوجه فرنگي، امواج تلفن همراه، اثرات مخربي بر جانداران دارد.با اين كه اين تجربه علمي روي يك گياه انجام شده، ولي نتايج آن باعث افزايش نگراني‌‌ها از استفاده هميشگي از تلفن همراه بر انسان گشته است.

يك گروه تحقيق علمي وابسته به دانشگاه «كلرمون فران» فرانسه، با هدف بررسي آثار احتمالي امواج هميشگي تلفن همراه بر جانداران، از بوته گوجه فرنگي استفاده كرده و تغيرات اين گياه را در رويارويي با اين امواج، مورد مطالعه و آزمايش قرار داده است. بر پايه اين تحقيقات، بوته گوجه فرنگي در همان ده دقيقه اول كه در كنار يك تلفن همراه، آن هم بدون مكالمه است و امواج الكترو مغناطيس را دريافت و يا صادر مي‌كند، از خود مولكولي ترشح مي‌كند؛ اين مولكول نزد بيولوژيست‌‌ها، به مولكول «استرس» معروف است و گيا‌‌هان به محض آسيب ديدن، آن را ترشح مي‌كنند.

البته اين نگراني به مجموع نگراني‌‌هاي پيشين افزوده مي‌شود كه در شش ماه گذشته، تحقيقات مشابهي نشان دادند امواج ناشي از تلفن همراه، مي‌تواند باعث بروز سرطان مغز، افزايش بزاق دهان، اختلال در بخشي از اعصاب شنوايي گوش و خطر بروز عوارض نازايي نزد زنان و مردان باشد.بنا بر اين گزارش، تحقيقات علمي بين‌المللي گسترده‌اي در سيزده كشور جهان از مدت‌‌ها پيش با عنوان انتر تلفن در حال انجام است و پيش‌بيني مي‌شود نتايج اين تحقيقات در هفته‌‌هاي آتي منتشر شود؛ هدف از اين تحقيقات، رابطه بين بروز تومور مغزي و تلفن همراه است.

وزارتخانه‌‌هاي بهداشت كشور‌‌هاي غربي، در نظر دارند با استفاده از وسايل آموزشي و رسانه‌‌ها، خانواده‌‌ها را نسبت به خطرات احتمالي استفاده دايمي از تلفن همراه هشدار و آموزش دهند، به ويژه اين‌كه پديده تلفن همراه، نوپا بوده و هنوز عوارض امواج الكترو مغناطيس آن در ميان‌مدت، مورد مطالعه دقيق قرار نگرفته است، ولي كاوشگران نسبت به خطرات احتمالي اين امواج براي انسان‌ها به ويژه نوجوانان در بخش مغز آنان و آن هم بر پايه نظريات علمي موجود، نگراني‌‌هاي خود را اعلام كرده و نسبت به آن هشدار‌‌هايي داد‌ه‌اند.

«فرانسواز بودن»، رئيس كانون سلامتي و راديو فركانس درباره تحقيقات انجام شده بر بوته‌‌هاي گوجه فرنگي به روزنامه فيگارو گفت: تحقيقات انجام شده به وسيله اين گروه علمي معتبر، نشان مي‌دهد كه امواج تلفن همراه بر سلامتي انسان بي‌‌تأثير نيست و لازم است تحقيقات گسترده و عميقي در اين زمينه انجام شود تا به نتيجه قطعي دست يابيم، ولي تا انجام اين تحقيقات احتياط حكم‌ مي‌كند در استفاده از اين وسيله بدون دغدغه سلامتي نباشيد.

«روزلين باشلو»، وزير بهداشت فرانسه در زمينه اقدامات وزارت بهداشت در زمينه اثرات مخرب تلفن همراه و اقدام هشدار دهنده اظهار داشت: ما نمي‌خواهيم استفاده از وسيله‌اي را كه يك پيشرفت علمي براي بشريت است، ممنوع كينم و يا آن‌كه از آن غولي بسازيم، بلكه مي‌خواهيم روش استفاده درست آن را به ويژه در ميان كودكان و نوجوانان ترويج دهيم.
گفتني است، تلفن همراه حتي در حالت مكالمه نكردن نيز در حال دريافت و يا پخش امواج الكترو مغناطيس به پيرامون خود است.

+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 13 Feb 2008 و ساعت 12:39 |
 

شخصیت‌های نام‌آور دنیا چه کاره بودند؟

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  آیا تاکنون فکر کرده‌اید شخصیت‌های نام‌آور دنیا که همه آنها را می‌‌شناسند و اغلب از ثروتمند‌ترین‌های جهان هستند کار خود را با چه شغلی آغاز کردند و در ابتدا چه کاره بودند؟ بسیاری از آنها شغل‌هایی داشتند که هیچ ارتباطی با حرفه کنونی‌شان نداشت
آیا تاکنون فکر کرده‌اید شخصیت‌های نام‌آور دنیا که همه آنها را می‌‌شناسند و اغلب از ثروتمند‌ترین‌های جهان هستند کار خود را با چه شغلی آغاز کردند و در ابتدا چه کاره بودند؟ بسیاری از آنها شغل‌هایی داشتند که هیچ ارتباطی با حرفه کنونی‌شان نداشت و بعضی دیگر به کارهایی آنچنان ابتدایی می‌‌پرداختند که برخی از ما انسان‌های گمنام و معمولی، انجام آن را دون شان خود می‌‌دانیم.

 (راد استوارت:) خواننده سرشناس انگلیسی در های‌گیت در شمال لندن به دنیا آمد و پدر و مادرش روزنامه‌فروشی داشتند. راد استوارت مدتی با باشگاه‌های (سلتیک) و (برنت فورد) کار می‌‌کرد بعد (گورکن) شد. در اوایل دهه شصت با (ویز جونز) خواننده فولکور آشنا شد و به موسیقی روی آورد و یک خواننده خیابانی شد. او دور اروپا سفر می‌‌کرد و آواز می‌‌خواند و پول جمع می‌‌کرد. جالب است بدانید که یک بار به جرم ولگردی از اسپانیا اخراج شد.

(مایکل دل:) موسس و رییس شرکت سهامی کامپیوتری DELL در یک رستوران چینی ظرفشور بود و ساعتی 2/5 دلار دستمزد می‌‌گرفت. او از این تجربه‌اش به نیکی یاد می‌‌کند و می‌‌گوید: (بهترین بخش آن دوران، عقل و منطق صاحب رستوران بود و اگر کمی زودتر به رستوران می‌‌رفتم می‌‌توانستم نهایت استفاده را از او بکنم. او به کارش افتخار می‌‌کرد و به هر کسی که از در رستورانش وارد می‌‌شد اهمیت می‌‌داد.

شون (دیدی) کومبز: هنرپیشه و خواننده آمریکایی (روزنامه‌ پخش‌کن) بود. در آن زمان او دوازده سال داشت و شاید هرگز فکر نمی‌‌کرد این شغل آغازی برای رسیدن به وضعیت کنونی اوست. او از همان ابتدا بلند پرواز بود.

(پول پوت:) کامبوجی قبل از این‌که یک خیانت‌کار جنگی معروف و جهانی شود، (سالوت سار) نام داشت. او در جوانی در رشته نجاری و مهندسی رادیو تحصیل می‌‌کرد و بالاخره یک (معلم) شد و در یک مدرسه خصوصی در (پنوم پنه) تدریس می‌‌کرد ولی به خاطر گرایش به کمونیسم اخراج شد. پس از آن او نام خود را به (پول‌پوت) تغییر داد و عضو فدایی حزب کمونیسم کامبوج شد. سال‌ها بعد او فرمانده ارتش (خمر سرخ) بود و در چهار سال حکمرانی بیش از یک میلیون کامبوجی را کشت.

(اوپرا وینفری:) مجری سرشناس آمریکایی در (می‌‌سی‌سی‌پی) به دنیا آمد. پدر و مادرش بیش از حد جوان بودند و به همین خاطر مادربزرگش به او رسیدگی می‌‌کرد. او از سه سالگی خواندن و نوشتن را به اوپرا آموخت و او را به کلیسای محلی فرستاد. او می‌‌توانست آیات انجیل را به خوبی از حفظ بخواند. در شانزده سالگی یک روز در مسابقه رادیویی شرکت کرد و برنده یک ساعت مچی شد. وقتی برای گرفتن جایزه خود به ایستگاه رادیویی شهر رفت، مطلبی را برای تهیه‌کنندگان خواند و از همان زمان با حقوق صد دلار در هفته به عنوان (خبرنگار) استخدام شد.

(تری هچر:) هنرپیشه هالیوود در پنج سالگی توسط شوهر خاله‌اش مورد آزار قرار گرفت و به همین‌خاطر مبتلا به مشکلات روحی شد. وقتی کمی بزرگ‌تر شد به تحصیل در رشته بازیگری پرداخت ولی اولین شغل هچر در سال 1984 شغلی عجیب بود. او (تشویق‌کننده) تیم راگبی (سان فرانسیسکو )49 بود و به خاطر آن پول می‌‌گرفت.

(آدولف هیتلر:) جنایت کار د ر کودکی به مدرسه کلیسا می‌‌رفت و آرزو داشت کشیش بشود ولی در سال 1903 و پس از مرگ پدر از مدرسه بیرون انداخته شد. سپس به رشته هنر پرداخت ولی به دلیل بدقول بودن دو بار از آکادمی هنرهای زیبای وین اخراج شد. آدلف  جنایت کار خسته، تنها، جوان و غمگین شب‌ها را در پانسیون می‌‌گذراند و برای پول درآوردن (نقاشی) می‌‌کرد و کارت پستال می‌‌کشید. اگر جنگ جهانی اول شروع نمی‌‌شد شاید او یک نقاش شکست‌خورده می‌‌شد.

ولی پس از شروع جنگ هیتلر قلم را کنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت و به ارتش آلمان پیوست. او آنقدر از جنگ لذت می‌‌برد که چند سال بعد تصمیم گرفت یک جنگ دیگر به راه بیندازد.

(سیلوستر استالونه:) همیشه آدم خشنی بود. او زمانی (جاروکش قفس شیرها) بود. در پانزده سالگی همکلاسی‌هایش می‌‌گفتند او بیش از همه احتمال دارد که زندگیش را روی صندلی الکتریکی به پایان برساند. او بعدها با فیلم (راکی) به شهرت جهانی دست یافت.

(دن براون) نویسنده رمان معروف (رمز داوینچی) که قبل از ساخته شدن، فیلم آن به زبان‌های مختلف ترجمه شده بود، در یک دبیرستان به (تدریس) مشغول بود.

(جنیفر لوپز:) مدتها قبل از آن‌که به خوانندگی روی آورد و تبدیل به یک ستاره شود هر روز لباس ساده‌ای بر تن می‌‌کرد و به دادگستری می‌‌رفت تا به شغل خود بپردازد چون او یک (مشاور قضایی) بود.

(بنیتو موسولینی:) دیکتاتور فاشیست ایتالیایی برای یک روزنامه کار می‌‌کرد و داستان دنباله‌دار می‌‌نوشت. یکی از داستان‌های او (معشوقه کاردینال) نام داشت که داستان اندوهبار یک کاردینال قرن هفدهمی و معشوقه‌اش را بیان می‌‌کرد.

(فیدل کاسترو:) شایع است که (فیدل کاسترو)  دیکتاتور کوبا (بیسبالیست) بود و برای یکی از تیم‌های مهم لیگ آمریکا بازی می‌‌کرد ولی این گفته اشتباه‌است. حقیقت این است که کاسترو فقط در دوران دانشگاه و آن هم در حد معمولی بیسبال کار می‌‌کرد. او در سال 1946 در مسابقات بیسبال دانشگاه‌های حقوق هاوانا مسئول پرتاپ توپ بود و آن کار ساده را هم بد انجام میداد. نکته این‌جاست که به گفته خودش به دانشگاه نرفته بود که توپ بازی کند بلکه رفته بود تا علم (حقوق) بیاموزد.

(بیل گیتس:) در عمارت کنگره واشنگتن (پادو) بود.

(ویلیام واتکینز:) رییس فعلی تکنولوژی Seagate در شیفت شب یک بیمارستان روانی کار می‌‌کرد. کار او این بود که مراقب بیمارانی که از کنترل خارج می‌‌شدند باشد.

(بیل موری:) کمدین آمریکایی بیرون یک بقالی می‌‌ایستاد و شاه بلوط می‌‌فروخت. او مدتی نیز پیتزا‌فروشی کرده است.

(راش لیمبو:) مجری معروف رادیویی آمریکا کفش واکس می‌‌زد.

(رابین ویلیامز:) هنرپیشه و کمدین معروف و محبوب هالیوود پانتومیم خیابانی اجرا می‌‌کرد.

(تامی هیل فایگو:) از طراحان بنام و معروف لباس که لباس‌های طرح او امروزه بر تن بسیاری از اهالی سرشناس هالیوود دیده می‌‌شود، زمانی که هیچ فروشنده‌ای حاضر نشد شلوارهای جین طرح او را در مغازه‌اش بگذارد و به فروش برساند در کنار خیابان و پشت یک وانت آنها را می‌‌فروخت.

(جری سینفلد:) کمدین، هنرپیشه و نویسنده آمریکایی تلفنی لامپ می‌‌فروخت.

(دمی مور:) که سال‌هاست دوستدارانش برای گرفتن امضا از او هم به او دسترسی ندارند؛ زمانی برای یک مغازه ظروف کرایه کار می‌‌کرد.
(جنیفر انیستون:) پیش‌خدمت رستوران بود.

(براد پیت) شوهر سابق جنیفر انیستون و همسر فعلی آنجلینا جولی یخچال حمل می‌‌‌کرد.

(گارت بروکس:) چند ماه قبل از این‌که رکورد جهانی را در موسیقی بشکند، فروشنده یک مغازه چکمه‌فروشی بود.

(جک نیکلسون:) بازیگر قدیمی هالیوود در پستخانه کار می‌‌کرد.

(استفان کینگ:) نویسنده، در یک مدرسه (سرایدار) بود و وقتی داشت کمدهای دانش‌آموزان را تمیز می‌‌کرد داستان اولین رمانش به ذهنش خطور کرد.

(هریسون فورد:) نجاری میکرد و به این کار خیلی علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتی داشته باشد به چوب و نجاری روی می‌‌آورد.

+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 13 Feb 2008 و ساعت 3:47 |
 

مرگ

امروزه انسان با توجه به پیشرفت  تکنولوژی توانسته پاسخ بسیاری از سوالات خود را به دست آورد. اما یکی از  مواردی  که هنوز در پرده ابهام قرار دارد و سوالات بسیاری را در اذهان پیر و جوان و در واقع همه انسان ها  به وجود می آورد پدیده «مرگ» است. حتما شما هم این ضرب المثل قدیمی و معروف را شنیده اید که «مرگ شتری است که در خانه همه می خوابد.» در این مطلب اصلا قرار نیست مرگ را از منظر فلسفی و یا عرفانی مورد بررسی قرار دهیم بلکه قرار است عجیب ترین و شگفت آورترین مرگ ها را که در طول تاریخ برای افراد مختلف رخ داده بیان کنیم:
آرنولد بنت: داستان نویس انگلیسی(1867،1931) وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن در گذشت!
آگاتوکلس: (خودکامه سراکیوز 361، 289 ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد.
آلن پینکرتون: (موسس آژانس کارآگاهی آمریکا 1819، 1884) هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت.
آیزادورا دانکن: (رقاص آمریکایی 1878، 1927) هنگامی که در اتومبیل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبیل گیر کرد و گردنش شکست و خفه شد.
اسکندر کبیر: (پادشاه مقدونی 356 ،323 ق.م) به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت.
الکساندر: (پادشاه یونان 893،1 1920) یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.
تامس آت وی: (نمایشنامه نویس انگلیسی 1652، 1685) مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک گیته به دست آورد و با آن یک دست پیچ گوشت خرید و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گیرش شد و خفه اش کرد!
تامس می: (مورخ انگلیسی 595،1 1650) بر اثر بلعیدن غذای زیادی، خفه شد.
جان وینسون: (ماجرا جوی بریتانیا 1557، 1629) وی در 72 سالگی از اسب به زمین افتاد و میخی وارونه بر زمین افتاده بود، در سرش فرو رفت.
جروم ناپلئون بناپارت: (آخرین بناپارت آمریکایی 1878، 1945) در سنترال پارک نیویورک، پایش به زنجیر سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم های حاصله در گذشت.
جورج دوک کلارنس: (انگلیسی 1449،1478) به دستور برادرش ریچارد سوم در خمره شراب خفه شد.
جیمز داگلاس ارل مورتون: ( 1525،1581) بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سر بریده شد.
رودولفونی یرو: (ژنرال مکزیکی 1880، 1917) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.
زئوکسیس: (نقاش یونان قرن پنجم ق.م) به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد!
ژراردونرال: (نویسنده فرانسوی 1808 ،1855) با بند پیشبند، خودرا از تیر چراغ برق خیابان حلق آویز کرد.
فرانسیس بیکن: (1561،1626) براثر گرفتاری در یک سرمای ناگهانی گرفتار شد و درگذشت.
فالک فیتز وارن چهارم: (بارون انگلیسی 1230، 1264) در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد.
کلادیوس اول: (امپراتور روم 54 ب م. 10 ق.م) با یک پر آغشته به سم خفه شد.
کنت اریک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ: (1860، 1895) این انگلیسی در اثر خشم ناشی از مستی، با سیخ بخاری به دوستش حمله کرد، اما خودش توی بخاری افتاد و سوخت.
گریگوری یفیموویچ راسپوتین: (1871،1916) وزنه ای به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند.
لایونل جانسن: (شاعر انگلیسی 1867 ،1902) از روی چهارپایه  پشت بار به زمین افتاد و در اثر زخمهای حاصله در گذشت.
لنگی کالیر: (کلکسیونر آمریکایی 1886،1947) در خانه خود و در تله ای مهلک درگذشت. تله را برای دستگیری دزدان کار گذاشته بود.
مارکوس لیسینیوس کراسوس: (سیاستمدار رومی 115، 53 ق.م) این رهبر بدنام و صراف رمی به دست سربازان پارتی با ریختن طلای مذاب در حلقش درگذشت.
هنری اول: (پادشاه انگلیسی 1068،1135) در اثر افراط در خوردن مارماهی دچار ناراحتی روده شد و مرد.
یوسف اشماعیلو: (کشتی گیر ترک) بر اثر سنگینی طلاهایی که به کمرش بسته بود در دریا غرق شد. چون نتوانست به راحتی شنا کند.
+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 13 Feb 2008 و ساعت 3:38 |

علي ميري متولد سال 1315 در شهسوار مي باشد. در سال 1340 از هنرستان هنرپيشگي فارغ التحصيل و به كار تئاتر مشغول شد و در بيشتر از پنجاه نمايش به ايفاي نقش پرداخت. فعاليت در سينما را از سال 1343 به عنوان بازيگر با فيلم «زمزمه ي محبت» آغاز كرد.

در سینمای ایران هیچ گونه لهجه شهرستانی به آن معنی واقعی که میری در فیلم ها به کار می برد، امروزه به کار نمی برند و متاسفانه گر چه زبان فارسی، زبان ملی ماست و ما به این زبان افتخار می کنیم، اما چون لهجه های شهرستانی به جا و به موقع جای کاراکترها استفاده نمی شود و جوانان و نوجوانان مثلا تهرانی، آنچنان با فرهنگ قومیت های ایرانی آشنا نمی شوند و نیستند. کاری که آقای میری انجام داد منحصر به فرد بود و در تاریخ سینمای ایران چون لوحی زرین خواهد درخشید و باعث افتخار سرزمین پهلوان پرور گیلان بوده و خواهد بود.

آقای میری یکی از استادان تئاتر ایران است. ما اکثرا هنر نهفته آقای میری را فقط در سینما مورد توجه قرار داده ایم اگر در زندگی نامه ایشان دقت کنیم می بینیم که خاک تئاتر بر سر و شانه اش تا آخر عمر پاک نشدنی است. زبردستی میری در سینما مدیون بازی گری در تئاتر بوده است. به عنوان مثال علیرضا خمسه چند سال در تئاتر کار کرده بود یا هنرپیشه هایی که الان هستند چقدر خاک تئاتر را خورده اند؟ به همین دلیل است که خمسه کاراکتر خودش را در زمینه کمدی بودن بعد از چند سال از دست داده و الان فراموش شده است. اما هر سالی که از فیلم های میری می گذرد نسل های جدید تشنه تر به استقبالشان می روند. به نظر شما این چه چیزی را می رساند؟ بغیر از اینکه اصیل بودن هنرمندی چون میری را می رساند؟ آیا چیز دیگری هست؟ در این 27 سال کدام فیلم کمدی شما سراغ دارید که مثل فیلم بده در راه خدا باشد.

میری بغیر از فیلم هایی که مستقیم کمدی بودند، در اکثر فیلم ها طنز تلخی را که نیش دار بودند به بیننده نشان می داد. دوره زندگی میری می توان به سه دوره تقسیم کرد:

1 – دوره ورود، شناخت و بازی در تئاتر

2 – دوره ورود و بازی در فیلم های سینمایی

3 – دوره غربت و دوری از وطن

دوره ورود و شناخت تئاتر توسط میری از زمانی شروع شد که فارغ التحصيل در رشته هنرپیشگی در سال 1340 شد و عشق هنرپیشگی او را زود به اوج رساند. این تنها میسر نمی شد به جز اینکه بیش از 50 بازی نمایش و تئاتر اجرا کند که بشود کسی مانند میری. میری معروف امروز که مورد احترام تمام ملت ایران مخصوصا هنردوستان می باشد.

دوره ورود به سینما را تحولی بزرگ در زندگی میری باید رقم زد. چون در سینما آزادتر از تئاتر و بازی های نمایشی می توانست هنر نهفته خود را ظاهر کند. در کنار هنرمندانی چون زنده یاد محمدعلی در فیلم جوانمرد، با ناصر ملک مطیعی و فریبا خاتمی در فیلم اخم نکن سرکار، با ایرج قادری و وحدت در فیلم ناخدا با خدا، با همایون در فیلم خیالاتی، با رضا بیک ایمانوردی و جمیله در فیلم گل پری جون، با منوچهر صادق پور و فریده نصیری در فیلم آقا مهدی کله پز و با وحدت در فیلم خوشگذران بازی کرد و این چند فیلم به عنوان نمونه از 115 فیلمی که در کارنامه هنری ایشان می باشد انتخاب کردم.

باید گفت که سینمای قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در ایران سینمایی به معنی واقعی کمدی مانند کشور های پیشرفته نداشته و نداریم و افسوس می خوریم که اگر قبل از انقلاب سینمای کمدی می داشتیم، این سینما از وجود هنرمندانی گرانقدر چون عباس تفکری، تقی ظهوری، جواد تقدسی، داریوش اسد زاده، غلامحسین بهمنیار، منصور سپهرنیا، عزت الله وثوق، جمشید مهرداد، علی تابش و علی میری استفاده می کرد، خودتان حدس بزنید چه سینمای پر محتوی و خنده و نشاط می توانستیم داشته باشیم. اما متاسفم که دست اندر کاران سینمای ایران با تمام مجموعه شرکت های فیلم سازی و تهییه کنندگان فیلم و سریال به مرض گریه، مراسم های غمگین عزاداری، استرس و بیماری های عصبی در فیلم ها دچار شده اند و به جای اینکه جامعه جوان را به سمت شادی و امید به زندگی داشتن ببرد به سوی نابودی از قبیل جرم و جنایت و اعتیاد می برند.

دوره سوم زندگی میری از انقلاب 57 به بعد شروع می شود، در جامعه ای که قدر هنرمند را نمی دانند و هنرمند هر روز وجودش چون شمع می سوزد تا دیگران او را درک کنند و اگر نکردند هنرمند مجبور می شود جلای وطن کند. بلایی که مسئولین هنر بر سر تمامی هنرمندان آوردند و وطن را ترک کردند. متاسفانه آقای میری هم از این موضوع استثناء نبود تا اینکه شبکه های تلویزیونی ماهواره ای سری به سرزمین ایران کشید و با رونق شدن اقتصاد ورشکسته دبی که از قبال مردم ایران پرورش یافته است، میری چون عشق به هنر داشت در لوس آنجلس دوباره به کارهای هنری تبلیغاتی و گاهی وقت ها تئاتری با مرتضی عقیلی و شهناز تهرانی بازی می کرد.

امروزه به علت فشار های اقتصادی آقای میری با وجود اینکه شاید راضی نباشند در فیلم تبلیغاتی املاک نیلی در دبی اجرای نقش می کند، آیا سزاوار است هنرمند یا هنرمندانی از سرزمین پارسیان مانند میری و مرتضی عقیلی که اینقدر کارنامه هنریشان پر بار و درخشان بوده است در سرانه پیری تبلیغاتچی شوند.

میری و امثال میری بدون گناهی که مرتکب شوند و بدون اینکه تصمیم گیرندگان اصلی کشور در سال 57 در مورد هنرمندان تصمیمی بگیرند مورد غضب قرار گرفته اند که حسادت چشمانشان را کور کرده بود و آنان را در غربت رها کردند. امروزه میری وقتی تنهاست فقط با یاد تماشاگرانی که با فیلمهایش می خندیدند خوشحال و اشکی از دور به یاد وطنش و مردمان مهربان و صمیمی اش از گونه هایش می چکد.

و در پایان باید گفت ای جوانان امروز هیچ وقت هنرمندان قبل از انقلاب را فراموش نکنید که گنجینه گرانبهایی می باشند.

+ نوشته شده توسط فرزان در Wed 13 Feb 2008 و ساعت 2:5 |
 

ترا من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ " تلاجن"  سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
ترا من چشم در راهم.
 
شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم.
 

نیما یوشیج

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 12 Feb 2008 و ساعت 16:24 |

اخيراً درباره ي خوردن آجيل ، زياد بحث مي شود زيرا دانه هايي مثل آجيل، منابع خوبي از اسيدهاي چربي ضروري مي باشند.درحاليكه در بعضي از كتاب ها گفته مي شود خوردن آجيل را محدود كرده و يا از آن پرهيز كنيد.

مطالب اين گونه كتاب ها ، درباره ي عدم مصرف آجيل، شامل حال افراد زير است:

1- كساني كه بخواهند وزن خود را كاهش دهند.

2- ديابت خود را كنترل كنند.

3- چربي خون ( كلسترول) خود را كاهش دهند.

4- كساني كه بيش از نياز بدنشان، انرژي دريافت مي دارند.

اينگونه افراد بايد مصرف آجيل را محدود و ياحتي از خوردن آن، خودداري كنند زيرا چربي ها فشرده ترين منبع انرژي هستند( يعني با مقدار كم، انرژي زيادي به بدن مي رسانند).اگر مي خواهيد وزن خود را كاهش دهيد بايستي مصرف روغن ها و چربي هاي اضافه شده به غذا و غذاهاي پر چرب را محدود  كنيد.

تمامي دانه ها داراي مقدار زيادي پروتئين، املاح، ويتامين، فيبر و رنگدانه هاي گياهي هستند. همچنين روغن هاي گياهي و كربوهيدرات موجود در آنها، منبع انرژي خوبي جهت نياز كودكان مي باشند.

دانه هايي مثل آجيل، زيتون، ذرت، پنبه دانه، دانه كتان و لوبياي سويا داراي مقادير زيادي چربي هاي غير اشباع چند گانه( پلي) و مونو( با يك باند دو گانه) مي باشند.

چربي هاي غير اشباع پلي نيز مقادير مختلفي از اسيدهاي چرب ضروري امگا -3 و امگا-6 را دارند.اسيدهاي چرب غير اشباع ، باعث كاهش كلسترول خون مي شوند. همچنين مصرف اسيدهاي چرب غير اشباع در زنان باردار باعث ارتقاي ضريب هوشي و تكامل سيستم عصبي كودكان مي شود.مقاديرمناسب و كافي هر يك از اين دانه ها، 1 تا 3 قاشق غذا خوري در روز است .

هر قاشق غذا خوري آجيل، 100 كالري انرژي دارد و هر1 پوند( تقريباً 450 گرم) بادام زميني داراي 2200 كالري انرژي است . به همين دليل به كسانيكه قصد كاهش وزن را دارند توصيه مي شود از خوردن آجيل پرهيز كنند.

براي بيشتر افراد ، خوردن تنها 1 قاشق غذا خوري بادام زميني يا بادام شور مشكل است. اما بهتر است زياد آجيل نخوريد و حتي خوردن دانه هاي طعم دهنده اي مثل كنجد، خشخاش، زيره سياه و سبز، رازيانه و يا دانه هاي فاقد طعم مثل دانه كتان را محدود كنيد.

البته مي توان گفت آجيل شور براي ورزش هاي سخت و طولاني مدت ، مثل دوچرخه سواري ودويدن، خوردني مطلوبي است زيرا به آساني حمل مي شود و مقدار قابل توجهي  انرژي متراكم دارد و همچنين نمك آنها و مايعاتي كه به همراه آن نوشيده مي شود ، بدن ورزشكار را از كم آبي (دهيدراته شدن) حفظ مي كند .

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 12 Feb 2008 و ساعت 2:26 |

سیما بینا در خراسان در قلب موسیقی محلی خود متولد شد و از کودکی کنار احمد بینا پدری که استاد موسیقی سنتی و شاعر و آهنگ ساز ترانه های اولیه او بود رشد کرد.

در سن 9 سالگی همکاری رسمی خود را با رادیو ایران برنامه کودک آغاز نمود.

از همان دوران نزد اساتید و مشاهیر موسیقی به آموزش ردیف های موسیقی سنتی و آوازی پرداخت و جندی به شاگردی استاد جواد معروفی و استاد زرین پنجه دو شخصیت بزرگ موسیقی ایران در آمد .

دیری نگذشت که در برنامه موسیقی ویژه ای بنام گلها صحرائی به اجرای نغمه های محلی در رادیو ایران

پرداخت.

صدای او در این برنامه برای بیش از دو نسل از مزدم خاطراتی فراموش نشدنی به جای گذارده است .

سیما بینا پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه تهران در رشته نقاشی آموش موسیقی سنتی خود را در خدمت یکی از قدیمی ترین و آگاهترین موسیقیدانان آواز سنتی ایران استاد عبدالله خان دوامی کامل نمود .

از آن پس علاوه بر اجرای مستمر موسیقی و آواز سنتی به تحقیق و جمع آوری ترانه ها و آوازهای محلی پرداخته است.

سیما بینا جهت ارائه و حفظ این گنجینه های ملی با تکیه بر اندوخته ها و اطلاعات موسیقی اش به باز سازی و تنظیم دوباره آنها پرداخته و در واقع با پژوهش و ارائه موسیقی خاص خود جایگاه منحصر به فردی در تاریخ موسیقی محلی ایران کسب نموده است.

گلهای صحرائی عنوان موسیقی من است .آهنگ ها و ترانه هایی که رنگ و بوی کوه ها و دشتها ی سر زمین ما را دارد.آنها را شخصا از میان مردم با ذوق روستاها چیده ام.

به این ترتیب : به شهرها و روستاهای اطراف ایران و به خصوص خراسان که سر زمین اجدادی من است سفر میکنم.نغمه ها و آهنگهای منطق دور افتاده ای را که بسیار قدیمی و همچنان بکر و دست نخرده در میان مردم آن منطق باقی مانده است گردآوری و ضبط میکنم.

همه این نغمه ها و ترانه ها زیبا و دلنشین است ولی من آنهایی را با صدای خودم بیشتر هماهنگی دارد بر میگزینم.

اشعار این آهنگها در واقع همان دوبیتی های محلی و عامیانه ای است که در میان توده مردم سروده شده و در همان منطق معمول لست از میان این سروده های محلی آنچه را برای اجرای من مناسب تر است گلچین میکنم.

در میان احن ها و لهجه های زبان محلی گویش هائی در مناطق شمال خراسان است که ترکی و یا کردی کرمانج

میباشد و کاملا برای من نا آشنا است و گاهی لهجه های مختلف مناطق دیگر ایران مثل مازندران گیلان / لرستان/شیراز/ و چهار محال بختیاری هستند که اهنگهای زیبایی آن را خوانده ام روی این لحن ها خیلی بیشتر کار میکنم چون زبان خودم نیست و برای درست بیان کردن لهجه مفهوم آن حتما از اهالی همان شهر و محل کمک می گیرم و نوار محلی آنرا بسیار گوش میدهم تا اینکه عمیقا احساس و لحن آنرا دریابم و به جانم بنشیند.

به گونه ایکه در اجرای خودم حرف و پیام این ترانه های دلنشین و مردم آن مناطق حتی بودن فهم کلام و شعر بتواند به شنونده منتقل شود.

خوشبختانه به تجربه دیده ام که در اجرای کنسرت هایم در فستیوال های مختلف مردم از هر جای دنیا از موسیقی ما برداشت درستی داشته و پیامهای غم و شدی یا از حالت و حس و عرفان آن نتاثر شده اند .

ولی گاه لازم می دانم که با کلامی نو پیامی از حال و روزگار خودمان را در آواز بگنجانم زمینه این کار را در موسیقی شمال خراسان بیشتر یافته ام .

قسمت است زیرا انتخاب ساز و نوازنده قوی محلی لازم است که معمولا نوازنده های قوی و استاد در سازخودشان متاسفانه یا پیر و ضعیف و خسته هستند و یا مشکلات دارند. که نمیشود با ایشان سفرها و تمرین های سنگین همراه داشت . البته از تک نوازی این استادان قدیمی در استودیو استفاده می کنیم. ولس برای کمنسرت مهمولا از میان هنرمندان جوان و با ذوق محلی نوازنده هائی را انتخاب می کنم که لازم ایت با ایشان

سالها کارو تمرین منظمی داشته باشیم تا اینکه برای همراهی در یک برنامه و یا ضبط موسیقی کاملا پخته و آماده بشوند./

 

طبعا این روش وقت و زحمت بیشتری می خواهد تا اینکه مجموعه موسیقی خوب و درستی فراهم شود.

آهنگهای محلی ضمن زیبائی و دلنشین خود گاهی بسیار یک نواخت و طولانی است . در این مورد شیوه های مختلفی را بکار می گیرم یکی این که جمله های از یک آهنگ محلی دیگری را در میان ترانه ام با ظرافت و هماهنگی می گنجانم . گاهی ریتم آنرا در چند جمله عوض میکنم و یا در جائی با یک دوبیتی و آواز محلی یا همخوانی کر .... این یکنواختی را تنوع می دوهم.

بد نیست در اینجا اعتراف کنم پدرم گاهی جمله ای شعر و یا آهنگ در میان ترانه های محلی من نهاده است . و در سالیان سال از اجرای اولیه آن قطعات گذشته است . اکنون هماهنگی و بجا بودن آن را احساس میکنم بگونه ای که با اصالت تمام جزو بافت آهنگ و ترانه شده است.

بسیاری از آهنگهای محلی بیرجند را که در کودکی و نوجوانی خوانده ام از پدرم شادروان احمد بینا که خودش از مردمان با ذوق خراسن و شهر بیرجند بود و بسیاری از آهنگهای محلی خراسان را می دانست  آموخته ام .

پدرم در بسیاری از سفر های پژوهشی که از نوجوانی آغاز کرده بودم مرا همراهی می کرد و در واقع او بود که این وظیفه را بر عهده من نهاد. در این 20 سال اخیر کار های من مشکل ضبط و استودیو نیز داشته است که به ناچار برای این کار از استودیو های خارج از شور استفاده کرده ام و بنا بر این ضمن مخارج با لائی که برایم در بر داشته است متاسفانه برای پخش آنها در میان مردم ایرانم ممنوعیت دارم این کار مجوز رسمی از اداره ارشاد  لازم دارد تا بتوانیم در ایران آنها راپخش کنیم که هنوز تک خوانی زن اجازه ندارد./

 

البته مردم عزیز هموطنم از سالیان پیش که دوران کودکی من بود نسل به نسل صدایم را شنیده اند و موسیقی مرا با تنظیم های اساتید بزرگ استاد جواد معروفی/ استاد فرامرز پایور / استاد انوشیروان رو حانی / استاد خالدی / استاد فخرالدینی و ناصر چشم آذر .... شنیده اند و هنوز آنها را به یاد دارند. به همین جهت هنوز در هر جای دنیا که اجرا کنسرت هائی دارم با محبت و اشتیاق تمام برنامه هایم را استقبال می کنند و مرا با کمنال لطف مورد تشویق و تحسین قرار میدهند.

این عزیزان میگویند : صدایت موسیقی کودکی و نوجوانی ماست با همه خاطرات زیبائی که در نهانخانه دل جانمان است....

و همین ارزش و اعتبار آواز من است .

صدا و موسیقی من ذرهای از فرهنگ غنی و پر باره سر زمینم ایران  و مردم شریف آنست.

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 12 Feb 2008 و ساعت 2:20 |

در 25 اسفند 1328 در شهسوار متولد شدم. صداى خوش از طرف پدر و پدربزرگ به من و خواهرها و برادرانم به ارث رسيده است. بزرگ‌ترين مشوق و حامى من در خانواده پدرم بود و در دوران تحصيل هر وقت برنامه‌اى بود كه از من مى‌خواستند شركت كنم، او نه تنها مخالفت نمى‌كرد، بلكه بسيار هم تشويق مي‌كرد. با حمايت و تشويق‌هاى او بود كه من در مسابقات هنرى مدارس شركت مي‌كردم.

آخرين بارى كه در رشته آواز رتبه اول را در بين تمام دانش‌آموزان سراسر كشور كسب كردم، با استادم مرحوم محمود كريمى كه از اعضاى هيئت داوران بودند آشنا شدم. استاد كريمى مرا بسيار تشويق كردند و پيشنهاد كردند كه براى آموزش موسيقى ايرانى (دستگاه‌ها و رديف موسيقى سنتى) شاگرد ايشان شوم. لذا تحصيل موسيقى سنتى ايران را به طور جدى و مستمر در خدمت آن استاد بزرگوار آغاز كردم. هنوز دو سالى از آموزش من نگذشته بود، كه ايشان براى آغاز كار حرفه‌اى، مرا به وزارت فرهنگ و هنر وقت معرفى كردند. ولى كار آموزش من زير نظر مستقيم ايشان و تا سال‌ها پس از آغاز كار حرفه‌اى ادامه داشت.

همكارى من با وزارت فرهنگ و هنر مدت پنج سال ادامه داشت، كه در اين مدت برنامه‌هايى در تلويزيون اجرا كردم و كنسرت‌هايى در تهران و بعضى شهرستان‌ها و نيز همراه با گروه‌هاى مختلفي كه در آن وزارتخانه فعال بودند، كنسرت‌هايى در خارج از كشور براى معرفى موسيقى سنتى ايران اجرا كردم. تصور مي‌كنم اين كنسرت‌ها بين سال‌هاى 1347 تا 1352 بوده است.

در سال 1352 ازدواج كردم و درست دو ماه بعد از آن از طرف مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى ايران (وابسته به سازمان راديو تلويزيون) كه به ابتكار و مديريت استاد دكتر داريوش صفوت پايه‌گذارى شده بود، به همكارى دعوت شدم و همراه با گروهى از موسيقيدانان مركز، عازم سفرى به بلژيك و فرانسه براى اجراى كنسرت شديم.

به اين ترتيب همكارى من با مركز حفظ و اشاعه موسيقى آغاز شد و از سال 1352 تا 1357 كه آخرين سال فعاليت حرفه‌اى من بود، به مدت پنچ سال ادامه داشت. در اين دوران در محضر استاد دوامى نيز با سبك اجراى تصنيف‌هاى قديمى و آواز سنتى آشنايى پيدا كردم.

مجموعه فعاليت‌هايى كه در اين دوران انجام شد عبارتند از شركت در سه جشن هنر شيراز، اجراى چند برنامه در تلويزيون، دانشگاه تهران، باغ فردوس، تئاتر شهر و اجراى كنسرت‌‌هاى متعدد در خارج از كشور.

در اواسط سال 1357 جهت شركت در «فستيوال موسيقى آسيا»1 به دعوت «بنياد ژاپن»2 به كشور ژاپن سفر كردم كه شرح مفصل آن در «آواهاى موسيقيايى آسيايى»3 منتشر شده است.

در سال 52 ازدواج كردم و فرزندانم سارا، ليلا و دارا به ترتيب در سال‌هاى 53، 58 و 63 متولد شدند. اكنون دختر بزرگم ازدواج كرده و صاحب دو دختر است.

بعد از انقلاب، در سال‌هاى 57 و 58 و به هم ريختن وضعيت موسيقى ايران فعاليت موسيقى من به ناچار متوقف شد و با به دنيا آمدن فرزند دوم و سومم تمام توجه و وقت من صرف خانواده‌ام گرديد. در سال 70 مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى مجددا از من دعوت كرد كه در آن مركز به خانم‌ها آواز ايرانى تعليم بدهم. با توجه به اين كه خانم‌ها در هيچ كجا اجازه ابراز وجود در زمينه موسيقى و بخصوص در رشته آواز نداشتند، به نظر مي‌رسيد قدم مثبتى برداشته شده است. بنابراين، همكارى با آن مركز را بيفايده ندانستم و دعوت را پذيرفتم.

فكر مى‌كنم سه يا چهار سال با آن مركز، كه فضايش با فضاى قبلى بسيار متفاوت بود همكارى كردم و شاگردان زيادى در اين مدت با موسيقى دستگاهى ايران آشنا شدند. به هر حال همكارى من با مركز ادامه داشت، تا زمانى كه براى اولين بار در سال 1995 ميلادى با گروهى عازم سفر خارج از كشور شديم و كنسرت‌هايى در اكثر كشورهاى اروپايى اجرا كرديم، كه بسيار مورد استقبال هموطنان عزيز مقيم خارج از كشور قرار گرفت.

همكارى من با مركز، پس از بازگشتم به ايران قطع شد و از آن پس به تعليم خصوصى بانوان در منزل خودم ادامه دادم. از آن تاريخ (1995) تاكنون، سفرهاى خارج از كشور من براى شركت در فستيوال‌هاى مختلف بين‌المللى و اجراى موسيقى سنتى ايرانى براى علاقه‌مندان خارج از كشور آغاز شد و ادامه يافت.

«ترانه زيباي موج دريا با صداي پريسا»(Mp3)

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 12 Feb 2008 و ساعت 2:16 |
تصویر:Dinaaraz.jpg


نام: شهره آغداشلو
نام اصلی: پری وزیری‌تبار
تاریخ تولد: 1321
تحصیلات: دانش‌آموخته روابط بین الملل - لندن
همسر پیشین: آیدین آغداشلو (نقاش و گرافیست)
همسر کنونی: هوشنگ توزیع (نویسنده، کارگردان و بازیگر)
آغاز فعالیت سینمایی: شطرنج باد (محمدرضا اصلانی، ۱۳۵۵)
آغاز فعالیت تئاتر: از سال ۱۳۵۶
عمده فیلمها: گزارش (۱۳۵۶)، سوته دلان (۱۳۵۶)، میهمانان هتل آستوریا، مریم (۲۰۰۱)، خانه‌ای از شن و مه (۲۰۰۳)
عمده نمایشها در ایران: قوی تر، چرخ فلک، گلدونه خانم، بانویی می‌میرد، موضوع جدی نیست، شبی خون و ...
عمده نمایشها در آمریکا: هفت رنگ، کافه اکبر آقا نوستالژی، بوی خوش عشق، سهم ما از خانه پدری، امیر ارسلان ۲۰۰۰ و ...
تهیه برنامه «زیر آسمان کبود» در تلویزیون ایران.
تهیه برنامه رادیویی «صدا و نوای ایران» (پخش از کانال بین المللی سراسری آمریکا)
وی نخستین بانوی ایرانی و آسیایی است که تا کنون کاندیدای جایزه اسکار شده‌است

شهره آ‎غداشلو بازیگر ایرانی که سالهاست مقیم آمریکاست و همچنان فعالیت‌های هنری اش را با شور و اشتیاق فراوانی ادامه می‌دهد، در فیلم خانه‌ای از شن و مه اولین ساخته وادیم پرلمن در کنار بازیگران معروفی چون بن کینگزلی (برنده اسکار برای بازی در فیلم «گاندی» در سال ۱۹۸۲) و جنیفر کانلی (برنده اسکار برای بازی در فیلم یک ذهن زیبا در سال ۲۰۰۱) نقش آفرینی کرده‌است.

شهره آغداشلو که کاندید جایزه اسکار بهترین بایگر نقش مکمل زن برای فیلم «خانه‌ای از شن و مه» شده، چهار جایزه منتخب انجمن منتقدین لوس آنجلس، نیویورک، سین سیناتی و آن‌لایم را از آن خود کرده‌است. آغداشلو که پیش از انقلاب در سه فیلم مطرح آن زمان بازی کرد و با سه کارگردان بزرگ سینمای ایران: عباس کیارستمی،علی حاتمی و محمدرضا اصلانی همکاری داشت،بازی‌های ماندگاری از خود به جای گذاشت. او پس از انقلاب به آمریکا رفت و به اتفاق همسرش (هوشنگ توزیع) در نمایش‌های متعددی بازی کرد.

آغداشلو در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» در نقش «نادی» زنی ایرانی و افسرده را بازی می‌کند که به اتفاق همسرش - بن کینگزلی، سرهنگ مهاجر ایرانی - در شمال کالیفرنیا زندگی می‌کنند.به آمریکا می‌آیند و بر سر تصاحب خانه‌ای با صاحب قبلی خانه (جنیفر کانلی) درگیر می‌شوند.آغداشلو از چگونگی حضور در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» اینچنین می‌گوید: «کتاب «خانه‌ای از شن و مه» - نوشته آندره دوبوس - را می‌خواندم که به همسرم گفتم: غیرعادلانه‌است که اگر روزی از این کتاب فیلمی تهیه شود و به من این نقش نادی را ندهند. پس از بازی در نقش یک زن تروریست ایرانی در سریال تلویزیونی ۲۴ از سوی هموطنانش مورد سرزنش قرار گرفت. همچنین اظهارات وی درباره گوگوش خواننده و هنرپیشه نامدار ایرانی که کمی بوی حسادت میداد منجر به اعتراضات شدید هموطنانش در اینترنت گردید.

شهره آغداشلو در سال ۱۳۵۷ عنوان محبوب‌ترین بازیگر زن سینما را به خود اختصاص داد

+ نوشته شده توسط فرزان در Tue 12 Feb 2008 و ساعت 1:48 |

 

مشكلات دنياي ماشيني باعث شده كه روزبه‌روز افسردگي بيشتر شود. متاسفانه اين پديده به صورت خفيف، متوسط يا شديد، نه‌تنها در افراد مسن و ميانسال بلكه در بسياري از جوانان نيز ديده مي‌شود. براي درمان انواع افسردگي، ساليان درازي است كه از انواع داروهاي ضدافسردگي شيميايي استفاده مي‌شود ولي چون درمان افسردگي گاهي چندين ماه يا چندين سال طول مي‌كشد، مصرف‌كنندگان اين داروها هميشه از عوارض جانبي آن ناراضي و نگران هستند؛ به همين دليل، به‌تازگي تحقيقات وسيعي روي گياهان دارويي ضدافسردگي و آرام‌بخش صورت گرفته و تعدادي داروي گياهي مؤثر و داراي حداقل اثرات جانبي به بازارهاي جهاني عرضه شده است؛ البته مصرف اين گياهان هم بدون عارضه نيست و خواندن اين مطلب نبايد باعث شود داروهايي را كه پزشك برايتان تجويز كرده، به طور ناگهاني قطع كنيد اما شايد با مشورت و تحت‌نظر پزشكتان بتوانيد كم‌كم آنها را جايگزين داروهاي شيميايي كنيد. در اين مطلب به معرفي تعدادي از اين گياهان مي‌پردازيم:

سنبل الطيب

يكي از قديمي‌ترين گياهان دارويي است كه در ايران و جهان از آن براي مصارف گوناگون دارويي، غذايي و بهداشتي استفاده مي‌شود.

اين گياه به صورت وحشي در جنگل‌هاي كم‌درخت در حاشيه جويبار‌ها و گودال‌ها مي‌رويد.

قسمت مورد استفاده اين گياه، ريشه آن است و معمولا از ريشه گياهي كه بيش از 3سال عمر دارد، استفاده مي‌شود. سنبل الطيب پس از خشك شدن به رنگ قهوه‌اي درمي‌آيد و طعم آن تلخ ولي خوشبو و معطر است و عطر آن پس از خشك شدن، بيشتر مي‌شود.

بوي مطبوع اين گياه به قدري است كه گربه آن را از فواصل دور هم تشخيص مي‌دهد و به طرف آن مي‌رود؛ به همين علت، به اين گياه علف گربه نيز مي‌گويند.تاثير دارويي ريشه تازه اين گياه، 3برابر خشك شده آن است. سنبل الطيب بايد در حرارت كم خشك شود زيرا حرارت بالا تمام اثر دارويي آن را از بين مي‌برد. يكي از مهم‌ترين خواص دارويي اين گياه خاصيت آرام‌بخش بودن آن است.

سنبل الطيب با داشتن خاصيت ضدتشنج در رفع ناراحتي‌هاي عصبي و كاهش صرع نيز مفيد است.دلهره، تشويش و نگراني را تا حد زيادي از بين مي‌برد و جايگزين خوبي براي قرص‌ها و داروهاي آرام‌بخش است.

مقدار 2تا4 گرم سنبل‌‌الطيب را- كه قبلا كوبيده شده باشد- در يك ليوان آب جوش ريخته به مدت نيم ساعت باقي بگذاريد تا دم بكشد سپس آن را صاف كرده و روزي  3 بار، هر بار يك فنجان ميل كنيد. اين نوشيدني معالج تمام حالات عصبي،سرگيجه ، ناآرامي‌هاي عصبي، ضدترس شبانه اطفال و آرام‌بخش بسيار خوبي براي كارهاي فكري زياد است.

زعفران

بومي ‌نواحي مختلف آسيا، به‌ويژه جنوب غرب آسيا، جنوب اروپا و جنوب اسپانياست. قسمت مورد استفاده اين گياه- كه به نام زعفران در بازار تجارت موجود است- انتهاي خامه و كلاله گل است.

زعفران حاوي مواد چرب، املاح معدني، موسيلاژ و اسانس‌هاي فراواني است. رنگ زعفران مربوط به ماده‌اي به نام كرويسن است.

مهم‌ترين خاصيت زعفران- كه از قديم مورد توجه بوده- درمان افسردگي است.

زعفران بويي قوي و طعمي‌ تلخ دارد، باعث تحريك اعصاب شده، اثر مسكن دارد و داراي خاصيت آرام‌بخشي و خواب‌آوري است و بالاخره اگر مي‌خواهيد هميشه شاد و خندان باشيد، زعفران بخوريد.

زعفران را بايد در شيشه‌هاي دربسته و دور از نور نگهداري كنيد زيرا عطر و رنگ خود را در اثر نور از دست مي‌دهد. اسانس زعفران تبخيرشدني است و در صورت نگهداري نامناسب به مرور زمان اسانس آن تبخير، از اثرات دارويي و طعم و مزه آن كاسته شده و مرغوبيت خود را نيز از دست مي‌دهد.

با توجه به اينكه مواد معطر گياه در حالت پودر شده، بسيار سريع‌تر از پودر نشده آن تبخير مي‌شود پس بهتر است زعفران را تا موقع مصرف پودر نكنيد يا در صورت پودر كردن، در ظرف دربسته نگهداري كنيد.از مضرات زعفران اين است كه روي سيستم توليد مثل اثر دارد؛ بنابراين زنان حامله بايد از خوردن زياد آن اجتناب كنند.در ضمن خوردن زياد زعفران براي كليه‌ها مضر است و اشتها را نيز كم مي‌كند.

علف چاي

در حال حاضر، يكي از بهترين داروهاي گياهي ضدافسردگي- كه خاصيت دارويي و خواص ارزنده ديگري نيز دارد- علف چاي است.

قدمت مصرف اين گياه، بيش از 2 هزار سال است و نزد بيشتر اقوام و ملل جهان به عنوان بهترين داروي بيماري‌هاي عصبي مورد استفاده بوده است.

اكنون بيش از 50كارخانه داروسازي جهان از گياه علف چاي، داروهاي مختلف ضدافسردگي تهيه مي‌كنند. اين گياه در ايران با نام‌هاي ديگري نظير گل‌راعي، علف هزارچشم و هوفاريقون شناخته مي‌شود.

قسمت مورد استفاده اين گياه، سرشاخه گلدار گياه تازه يا گياه خشك‌شده و نيز گل‌هاي تازه گياه است.علف چاي در درمان افسردگي‌هاي خفيف عصبي همچون افسردگي‌هاي دوران يائسگي و درمان خستگي‌هاي عصبي مؤثر است. خاصيت اين گياه در درمان افسردگي به اثبات رسيده است.ماده مؤثر اين گياه  هايپريسين است.اين گياه را نيز مي‌توانيد به صورت چاي، دم ‌كرده و نوش‌جان كنيد.

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 11 Feb 2008 و ساعت 17:6 |
 

 

شراب و گل

شراب و تو

تنهایی و تو

زیبا یی و تو

وصف پریشان حالی

فاصله غوغا میکند

هنوز هم فاصله بی شرمانه

غوغا میکند٠

فصل تنهایی ها بماند

که با هم قدم بزنیم.....

+ نوشته شده توسط فرزان در Mon 11 Feb 2008 و ساعت 0:53 |




 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در Sun 10 Feb 2008 و ساعت 14:25 |

مایعی است تخمیری و الکلی که حدود 80% آنرا آب و بقیه را مواد شیمیایی و املاح معدنی دیگر تشکیل میدهد که این مواد: نوع ، رنگ ، طعم ، گیرایی ، غلظت ، بو و دهان مزه شراب را تعیین میکند. تغییراتی حتی مختصر در میزان املاح معدنی و شیمیایی باعث تنوع و طیف بسیار گسترده در نوع و کیفیت و ارزش شراب میشود.

شراب از چه موادی تشکیل شده است؟

1) قند گلوکز و فراکتوز (قند میوه) و پنتوس Glucose, Fractose, Pentoses

بیشتر قند در شراب با کمک الکلاز شکننده قند (مخمر) تجزیه شده و الکل میدهد. خانواده پنتوس تخمیر نشده و فقط به شیرینی شراب کمک میکند.

شراب دبش کامل (تلخ) شرابی است که قند قابل تجزیه آن تماما به الکل تبدیل شده است.

پکتین (ژلاتین گیاهی) خود نوعی قند است که بوسیله مولکولهای غیر قندی پیوند شده و نقش مهمی را در فرآیند تخمیر و دادن طعم و غلظت به شراب بعهده دارد.

2) اسید تارتاریک (جوهر جوش) ، سیتریک (جوهر لیمو) ، لاکتیک ، مالیک ، سولفوریک و استیک (جوهر سرکه) از اسیدهایی است که در حین فرآیند تخمیر ، تولید میشود. بالا بودن هر یک از اسیدها از میزان متعارف بخصوص اسید سولفوریک و استیک ، باعث فساد و یا استحاله شراب میشود. حداکثر میزان اسید فرار در شراب نباید از 1.2 گرم در هر لیتر بیشتر باشد.

در اینجا بحثی از اسید کربنیک رانده نشده زیرا این اسید بسیار ضعیف و دوسویه است ولی در هر حال در طعم و دهان مزه شراب اثر دارد.

3) الکل با آنکه تولید الکل اتیلیک (اتانول) در شراب منظور نظر است ولی همیشه تعدادی ایزومر الکلی دیگر در شراب موجود است. مانند الکل متیلیک (متانول) که در شراب انگور از همه میوه های دیگر کمتر است و علت آن پکتینه شدن قندهای موجود در شراب انگور است.

سوربیتول و مانیتول که در شراب انگور از همه میوه های دیگر نادر تر است.

4) مواد کربنی شراب حاوی بسیاری از مواد کربنی است مانند: آلدیید ها ، کنتون ها ، استا آلدیید ها و دی استیل ها.

5) استر اتیل استات با میزان 40 میلیگرم در هر لیتر شراب موجود است. انواع استرها ، رایحه یا بوی شراب را تشکیل میدهند.

6) ازت ازت ، اسیدهای ازتی (پرولین) و آمونیک با میزان 60 میلیگرم در هر لیتر شراب موجود است.

7) فنول بیشتر ساختار طعم و غلظت شراب را میزان فنول موجود در آن تعیین میکند. این میزان صحیح بنز آلدیید (وانیلین) ، اسید بنزوییک (وانیلیک و اسید گالیک) است که طعم شراب را بنیان میدهد و (کاته چین) بالاترین میزان فنول موجود در شراب است.

آنتوسیانین عاملی است که رنگ قرمز شراب از آن حاصل میشود.

رزوراترول که پایین آورنده میزان کلسترول در خون است نیز از خانواده فنول میباشد.

8) خاکستر بطور متوسط 2.5 گرم از وزن یک لیتر شراب را تشکیل میدهد. خاکستر ، به مواد غیر آلی اطلاق میشود که پس از بخار نمودن مایع در ته ظرف باقی میماند (رسوبات خشک) و شامل: پتاسیم ، کلسیم ، منگنز ، آهن ، مس ، سرب ، آرسنیک و غیره است. رگه هایی از آلمونیوم ، باریم و سدیم نیز در غلظت شراب یافت میشود. مصرف هیچیک از مواد فوق در شراب برای انسان مضر نیست و یکی از دلایلی که پزشکان شراب را برای بیماران ) گوارشی ، روده ای و بخصوص خونی ،کمبود آهن و بالا بودن کلسترول( تجویز میکنند وجود همین مواد طبیعی غیر آلی است. میزان و اندازه مصرف شراب جهت درمان با نظر پزشک**) بوده و معمولا حدود 150 میلی لیتر و قبل از خواب است. همچنین برای کسانیکه ضعف شدید جسمانی دارند، شراب را با زرده تخم مرغ و عسل همزده تا رنگ آن تغییر یافته و مصرف میکنند. شراب دُردی یا رسوبات طبیعی شراب ، خیلی بیشتر از مقادیر فوق دارای املاح معدنی و آلی بوده و در پزشکی قدیم اروپا آنرا " اکسیر جوانی " مینامیدند.

9) مواد شیمیایی افزودنی در شرابسازی ها گاز سولفور دی اکسید (SO2) را بخاطر جلوگیری از فساد و طولانی شدن عمر شراب اضافه میکنند. (این گاز بوی گوگرد سوخته را میدهد و با بوی تخم مرغ گندیده اشتباه نشود). این گاز در شراب حل شده و از نفوذ قارچها و باکتریها جلوگیری میکند.مقدار مجاز و قانونی مصرف آن در شراب در کشورهای مختلف ، متفاوت است و در آمریکا برای مصارف داخلی بالاترین میزان را بکار میبرند که برابر 350 میلیگرم در هر لیتر ولی برای صادرات این میزان را به 300 میلیگرم کاهش میدهند. شراب اروپایی دارای کمتر از 250 میلیگرم در لیتر است.

این مقدار گاز سولفور برای کسانی که حساسیت دارند مشکل سردرد بعد از مصرف شراب (بخصوص شراب قرمز و شامپاین) را بدنبال دارد. میزان حداقل کاربرد گاز سولفور در شراب 3 میلیگرم در لیتر و میزان 0.5 میلیگرم در لیتر برای مصرف کننده قابل تشخیص و ناخوش آیند تلقی میشود.

در تهیه شراب به روش طبیعی این مقدار بسیار جزیی و زیر 0.1 میلیگرم در لیتر تولید میشود*) و بهمین دلیل شراب طبیعی (شراب شیراز) در دنیا طرفداران زیادی دارد. هر جند بعضی کارخانجات نام شراب شیراز را فقط بعنوان مارک تجارتی محصولات خود بکار میبرند و در حقیقت از روش غیر طبیعی برای تهیه شراب شیراز استفاده میکنند. در قدیم که شراب شیراز را در خمره و قرابه لعابدار و با روشی کاملا طبیعی و حتی بدون اضافه کردن مخمر تهیه و تولید میکردند، رسوبات آنرا با قیمت گزاف بفروش میرساندند زیرا به ارزش طبیعی و استفاده دارویی آن کاملا اطلاع داشتند.

در آن زمان هنوز ماده ای بنام مخمر شناخته نشده بود و از دُرد شراب قبلی به شراب جدید اضافه میکردند که همان عملکرد مخمر امروز را انجام میدهد و اغلب مخمرهای تخصصی را نیز هنوز از همان رسوبات شراب تهیه میکنند. یکی از نقاط ضعف مصرف زیاد شراب آنست که میزان ویتامین ب موجود در بدن را کاهش میدهد. برای جبران این ضایعه در شرابسازی مدرن بخصوص نوع خانگی (در کارخانجات شرابسازی ارزان قیمت کمتر به آن توجه میکنند) استفاده از از ماده ای شیمیایی را تشویق میکنند که در حقیقت خود نوعی مخمر است و به عمل تخمیر نیز کمک موثری نیز میکند. نام این محصول (Nutritious Yeast) یا قرص تغذیه**) است که به غلط در بعضی از داروخانه ها بنام قرص آبجو ، قرص جوانی و یا قرص زیبایی معروف شده است.

*) در بسیاری از تاکستانها از مخلوط پودر گوگرد حل شده در آب روی درخت رز استفاده میکنند. این گوگرد از زنگ گیاه که حاصل فعالیت نوعی قارج است و همچنین از تخمگذاری حشرات و تشکیل لارو آن که به برگ رز صدمه میزند ، جلوگیری بعمل میآورد. گوگرد پس از خشک شدن توسط باد پراکنده شده و یا با آب باران از روی میوه (انگور) برداشته میشود ولی اگر قبل از پراکنده شدن گوگرد ، خوشه انگور چیده شده و بمصرف تهیه شراب برسد تقریبا همان حالت اضافه کردن سولفور را انجام داده و از فساد شراب جلوگیری ولی باعث طعم بد و برای کسانی که حساسیت دارند سردرد فراهم میآورد. بهمین جهت توصیه همیشگی من آنست که در صورت امکان انگور را شخصا از تاکستان تهیه و از زمان گوگرد پاشی اطلاع داشته باشید. گوگرد استفاده شده در تاکستان معمولا پس از 15 روز از زمان پاشیدن در اثر خشک شدن در نور آفتاب و حرکت برگ و وزش باد از روی انگور پراکنده میشود.

در قدیم برای کسانیکه نسبت به گوگرد یا پکتین (ژله گیاهی) حساسیت داشتند از داروی سودافد **) (سودوفدرین) که نوعی مسکن است استفاده میشد که نیم ساعت قبل از نوشیدن شراب از این دارو بصورت قرص مصرف میشد. امروزه و با پیشرفت علم ، سودو فدرین جای خود را به آسپرین**) داده است.

آثار باستانی ما در تخت جمشید گواه بر آنست که شراب در ایران باستان تحفه قرون بوده است.

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 8 Feb 2008 و ساعت 16:58 |

زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام‌السلمه) مشهور به طاهره قُرةالعَین (زادهٔ ۱۲۲۸ قمری برابر با ۱۸۲۳ میلادی در قزوین - درگذشتهٔ ۱۲۶۸ قمری برابر با ۱۸۵۰ میلادی).او را زنی خوشسیما و با قریحه دانسته‌اند.

زرین تاج را شیخیه «قرة العین» و بابیه «طاهره» لقب دادند. وی فرزند  صالح قزوینی و همسر محمدبرغائی بود. در سال ۱۲۳۳ هجری قمری در قزوین به دنیا آمد.  اصول و کلام و ادبیات عرب را نزد پدر آموخت. آثار شیخ احسائی و سید رشتی را مطالعه کرد و با سید رشتی مکاتبه و ارتباط برقرار کرد و سید در رسائل خود او را قره العین نامید.مطالعه آثار و عقاید شیخیه زندگانی او را دگرگون ساخت. دو پسر و یک دختر خود را به شوهر(پسرعموی خود) سپرد و به قصد دیدن سید رشتی به کربلا رفت. وقتی به آنجا رسید که سید در گذشته بود. قره العین در آن زمان ۲۹ سال داشت. در خانه سید اقامت گزید و از پس پرده به تدریس و افاده طلاب پرداخت.

جمعی به خانه سید رشتی ریختند که قره العین در آنجا منزل داشت. ناچار به بغداد رفت و در آنجا نیز بدستور والی بغداد توقیف و بعد به فرمان سلطان عثمانی، در اوائل سال ۱۲۶۳ هجری قمری به اهرماهان به ایران اعزام شد. وارد قزوین شد. پس از کشته شدن عمو و پدرشوهرش بدست پیروان سید باب به تهران آمد و به دشت «بدشت» در هفت کیلومتری شاهرود رفت و در انجمنی که درآنجا برپا شده بود شرکت کرد. حضور بی حجاب او که نقاب زنانه را از پیشانی برداشته بود در آن انجمن غوغائی برپا کرد. از آنجا به قزوین بازگشت. بعد از کشته شدن باب او زا از قزوین به تهران آوردند و در باغ محمودخان، کلانتر تهران، در یک بالاخانه بی پله زندانی کردند. در آن جا زندانی بود تا وقتی که به ناصرالدین شاه تیراندازی شد. دراین زمان ۳۶ سال بیشتر نداشت. به امر شاه که دراین ترور جان بدر برده بود و وزیرش «میرزاآقاخانه نوری” او را در باغ ایلخانی»(محل کنونی بانک ملی ایران) کشتند.

مفتی بغداد در ترجمه حال او می‌گوید:«من دراین زن فضل و کمالی دیدم که در بسیاری از مردان ندیده‌ام. او دارای عقل و استحانت و حیا و صیانت بسیاربود.»او در شعر سخت متأثر از متقدمان، از جمله مولانا جلاالدین و جامی است.طبری می‌نویسد: درفقه، اصول، کلام، ادبیات عرب دستی قوی داشت و درکربلا هنگام اقامت در اندرون خانه حاج کاظم رشتی ازپس پرده تدریس می‌کرد و به سبب شعر و نثر استادانه خویش درسراسرایران معروف است. وی پس ازدعوی باب به او پیوست و جز۱۸ تن پیروان اولیه او یا حروف حی است.

زرین تاج ( ژاندارک ایرانی ) 

 

 

فاطمه مشهور به زرین تاج و ملقب به زکیه و طاهره در سال 1196 ش . در قزوین بدنیا آمد . وی زنی عالم ، سخنور و شاعر بود . آثار قلمی متعددی از او بر جای مانده است . زرین تاج ، تعداد بسیاری نیز شعر سروده است .  او در سال 1276 ش . به دستور ناصر الدین شاه به قتل رسید . جنازه او را در چاهی انداختند و آن را با آهک و شنگ پر کردند . قاتل زرین تاج یعنی رئیس نظمیه تهران ، پس از سپری شدن دوازده سال از این جنایت در شورش زنان در برابر کاخ ناصرالدین شاه در اعتراض به بی نانی مورد خشم قرار گرفت و به دستور شاه پس از کنده شدن ریش هایش خفه شد .

 

طاهره قرة العين، ژاندارك ايراني ، تاريخ ايران زنان برجسته اي دارد كه اوراق پوسيده كتابها، دی ان آ ساکت و هشیار استخوان ها و ذرات پر راز و رمزهوا، حافظ خاطرات اين زنان هستند. كه شايد نه امروز، و نه فردا، بتوانيم در آينده آنان را بشناسيم. و مثل اينانا، استر، رابعه بنت كعب، و . . . قرة العين، فروغ و . . . روبرويشان بنشينيم و با آنها گفت و گو كنيم. نام گذاري روزها، به روزهايي چون “روز جهاني زن”، و ماهها، چون “ماه زنان” حسن اش اين است كه آدم ناگهان مركز خاطره اش در موارد ويژه اي فعال ميشود و با يادآوري نكات برجسته تاريخ فردي آدمها و يا تاريخ اجتماعي يك دوره، زندگي آدم در مسير متفاوتي به حركت ميافتد . ( صبحانه )

 

 "زرين تاج" يا "فاطر" مكني به ام سلمه و ملقب به زكيه و طاهره و قرة العين، از شاعران زن پارسي گوي ايران است. قرة العين در قزوين متولد شد. وي دختر حاج ملا صالح برغاني قزويني- از علماي معروف اخباري- است .

مقدمات علوم را با خواهرش مرضيه در محضر پدر آموخت و بعد به تحصيل فقه و اصول و كلام و ادبيات عرب پرداخت. طاهره آثار "شيخ احسايي" و "سيد رشتي" را مطالعه كرد و به عقيده "شيخيه" درآمد و با سيد رشتي مكاتبه و ارتباط برقرار نمود. قرة العين جهت ديدن سيد رشتي به كربلا رفت ولي به ديدنش موفق نشد. با "ملا حسين بشرويه" (باب الباب) مكاتبه كرد و در شمار ياران نخستين سيد باب درآمد و لقب "طاهره" را از او دريافت كرد و آشكارا به تبليغ و تدريس مشغول بود تا كمي پس از حادثه تيراندازي به ناصرالدين شاه، در روز اول ذي القعده 1268- كه 36 سال بيشتر نداشت- به دستور شاه در باغ ايلخاني كشته شد .

از مشهورترين اشعار اوست :

گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نكته به نكته، مو به مو

از پي ديدن رخت همچو صبا فتاده ام خانه به خانه در به در، كوچه به كوچه كو به كو

دور دهان تنگ تو، عارض عنبرين خطت غنچه به غنچه گل به گل، لاله به لاله نو به نو

مي رود از فراق تو خون دل از دو ديده ام دجله به دجله يم به يم، چشمه به چشمه جو به جو

مهر تو را دل حزين بافته بر قماش جان رشته به رشته نخ به نخ تار به تار، پو به پو

در دل خويش طاهره، گشت و نجست جز تو را صفحه به صفحه لا به لا، پرده به پرده تو به تو

زندگی
وی دختر «ملاصلاح برغانی» و عروس «شیخ محمد تقی» معروف به « ثالث» بود. « کاظم رشتی» پیشوای شیخیه به وی لقب «قرةالعین» دادند و سید علی محمد باب او را «طاهره» نامید. قرة‌العین شاعری خوش ذوق بود و در میان زنان شاعر شهرت خاصی دارد. وی را در سال ۱۲۶۴ هجری قمری مدتی در باغ ایلخانی به جرم بابیگری محبوس و پس از چندی فراش‌های «عزیز خان» سردار کل که مامور تعقیب و کشتن بابیان بود دستمالی به گردن او بست و آنقدر کشید تا خفه شد و پس از آن جسدش را به چاهی افکند در حالی که ۳۶ سال بیشتر نداشت.


قرةالعین و باب
پیروان آیین بهائی درباره‌اش می‌گویند که او در عالم رویا به باب ایمان آورده واز حروف حی بوده است (یعنی حواریون ایشان ح=۸ و ی=۱۰ حی ۱۸ تن با خود او عدد رمز ۱۹ را می‌سازد).

از مهم‌ترین خدام در واقعه بدشت بودند و حکم کشف حجاب را با جرات تمام اجرا کردند

قرة‌العین شعر هم می‌سروده‌است،نمونه شعرش در پی می‌آید:

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو  شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم دلم نکته به نکته مو به مو
میرود از فراق تو خون دل از دو دیده ام
دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو
از پی دیدن رخت همچون صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در کوچه به کوچه کو به کو
دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت
غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله جو به جو
مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان
پرده به پرده نخ به نخ تار به تار پود به پود
در دل خویش طاهره گشت و نیافت جز تو را
صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو 

 

+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 8 Feb 2008 و ساعت 6:6 |
تصویر:Ashraf et shah.jpg

اشرف پهلوی خواهر همزاد محمدرضاشاه پهلوی بود. نام وی در زمان تولد «زهرا» بود که بعدها به «اشرف‌الملوک» و «اشرف» تغییر یافت.وی در سال ۱۲۹۸ ه.ش هم‌زمان با برادرش محمدرضا از بطن تاج‌الملوک آیرملو به دنیا آمد. او پس اتمام تحصیلات رایج آن زمان و رسیدن به سن رشد، بنا به توصیه پدرش رضا شاه پهلوی با علی قوام پسر قوام الملک شیرازی ازدواج کرد که بعد از ۲۰ شهریور این امر به طلاق انجامید. ثمره آن هم پسری بنام شهرام پهلوی نیا بود .وقتی رضا شاه مجبور به ترک ایران شد، اشرف در آخرین دیدار با پدر مأموریت یافت تا یاور و همدم برادرش محمد رضا شاه باشد.دومین ازدواج او با احمد شفیق، خواهر زاده ملک فاروق پادشاه مصر بود که ثمره آن هم دو فرزند بنامهای شهریار شفیق و آزاده شفیق بود.

وی در دوران نخست وزیری مصدق بخاطر دخالت در سیاست و حمایت از مخالفان دولت از کشور تبعید شد و به فرانسه رفت. قبل از کودتای ۲۸ مرداد با نام «بانو شفیق» وارد تهران شد که این مسافرت طولی نکشید و قصد او فقط رساندن پیام نمایندگان انگلیس و آمریکا به محمدرضا شاه و تشویق او به همراهی با کودتا بود. بعد از مدتی ازدواج او با شفیق به طلاق انجامید (احمد شفیق مدتی رئیس کل شرکت هواپیمائی کشور می‌شود و بعدها به تجارت می‌پردازد و مدتی بعد بر اثر سرطان فوت می‌شود). اشرف بعد از سال ۴۰ با جوان تحصیل کرده‌ای به نام مهدی بوشهری پور در پاریس ازدواج می‌کند .اشرف پهلوی نماینده ایران در چند سازمان‌ بین‌المللی بود و در طول حکومت برادرش با بسیاری از سیاستمداران از جمله بوتو - جواهر لعل نهرو - گاندی - استالین - مارشال تیتو - هایلا سلاسی - جان اف کندی - چائوشسکو و سوهارتو دیدار داشت.

اشرف بخاطر شخصیت قوی و دخالتش در سیاست ایران و دست داشتن در معاملات مشکوک مالی و اقتصادی و نیز زندگی خصوصی جنجال‌برانگیزش مورد مخالفت شدید مخالفان جکومت پهلوی و انتقاد شدید دکتر محمد مصدق قرار داشت . نقش وی در کودتای ۲۸ مرداد بسیار کلیدی بود.اشرف پهلوی کتاب خاطرات خود را به ‌نام چهره‎ها در آینه منتشر کرد و تا کنون کتاب‌ها و مقالات متعددی در مورد او به رشته تحریر درآمده است که از آن جمله می‌توان از کتاب اين سه زن اثر مسعود بهنود نام برد. اشرف پهلوی از دانشگاه برندای در سال ۱۹۷۰ دکترای افتخاری حقوق دریافت نمود.
 فرزندان اشرف پهلوی
شهرام پهلوی‌نیا (قوام) که تحصیلات خود را در آمریکا به پایان برد و به تجارت پرداخت و با نیلوفر افشار ازدواج می‌کند .
شهریار پهلوی‌نیا (شفیق) بعد از گذراندن تحصیلات نظامی در امریکا فرمانده یگان هاورگراف در بندرعباس می‌شود و با مریم اقبال (دختر دکتر منوچهر اقبال) ازدواج می‌کند. در اواخر بهمن ۵۷ در حالی که نیروهای سپاه پاسداران وی  را   تعقیب می‌کردند با یک قایق موتوری خود را به امارات رسانید و عازم پاریس شد و در دی ۱۳۵۸ در حالی که رو به سوی خانه بود توسط دو موتورسوار مسلح ترور و فوت شد .


+ نوشته شده توسط فرزان در Fri 8 Feb 2008 و ساعت 5:57 |

پای قورباغه پاک کرده 18 عدد

 سیر رنده شده 1 عدد

آبلیمو 2 قاشق سوپخوری

شیر 1 لیوان

آرد نصف فنجان

کره 3 قاشق سوپخوری

روغن بادام 1 فنجان

جعفری خرد شده 1 قاشق سوپخوری

طرز تهیه:

پاهای قورباغه را در آب دو ساعت خیس میکنیم،سپس خشک کرده آنرا در شیر و آرد زده روغن بادام را داغ نموده پای قورباغه را در آن بمدت 6 تا 8 دقیقه سرخ میکنیم٠کره را در ظرف دیگری ریخته داغ نموده سیر خورد شده در آن ریخته سیر را تفت داده و با کره داغ شده روی پای قورباغه ریخته آبلیمو تازه و جعفری خرد شده روی آن ریخته سرو مینماییم٠

 خوراک پای قورباغه برای جلوگیری از پیری زودرس مفید است.

+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 7 Feb 2008 و ساعت 23:46 |
بي تحركي فرآيند پيري را تسريع مي كند

يك مطالعه تازه حاكي از آن است كه داشتن يك زندگي بي تحرك ممكن است انسان را از لحاظ ژنتيكي زودتر از موعد پير كند.مطالعه دوقلوها نشان داد كساني كه در وقت آزاد خود فعاليت جسماني دارند ظاهرا از لحاظ ژنتيكي جوانتر از همزادان خود كه زندگي بدون تحركي داشتند بودند. محققان دريافتند كه قطعات مهم دي ان اِي به نام "تِلومِرِس" (telomeres) در افراد غيرفعال با سرعت بيشتري "كوتاه" شد. تصور مي شود اين پديده نشانگر تسريع فرآيند پيري سلول ها باشد.

مطالعه "كينگز كالج" لندن در نشريه "آرشيوهاي پزشكي داخلي" منتشر شد.

سبك زندگي فعال و پرتحرك در گذشته به نرخ پايين تر بيمارهاي قلب و عروق، ديابت نوع 2 و سرطان ارتباط داده شده است.با اين حال، تازه ترين تحقيقات حاكي از آن است كه بي تحركي نه فقط فرد را در برابر بيماري آسيب پذيرتر مي كند، بلكه عملا مي تواند فرآيند پيري را تسريع كند. تيم محققان 2401 دوقلوي سفيدپوست را تحت مطالعه قرار داد و از آنها خواست پرسشنامه هايي را درباره ميزان فعاليت جسماني پر كنند. همچنين دي ان اِي آنها استخراج شد.

آنها به خصوص بر "تلومرس" تمركز كردند، قسمتي از سلسله تكراري دي ان اِي كه در انتهاي كروموزم ها قرار دارد و آنها را در برابر صدمات محافظت مي كند. با گذر عمر، تلومرس كوتاه تر مي شود، و سلول ها را در برابر صدمات و مرگ آسيب پذيرتر مي كند.محققان با معاينه سلول هاي سفيد خون، به خصوص سلول هاي سفيد سيستم دفاعي بدن، دريافتند كه تلومرس به طور متوسط در سال، 21 قسمت تشكيل دهنده خود را از دست داد. اما تلومرس مردان و زناني كه از لحاظ جسماني در اوقات فراغت فعاليت كمتري داشتند، از كساني كه فعال تر بودند كوتاه تر بود.

ميانگين طول تلومرس در كساني كه كمترين فعاليت را داشتند - 16 دقيقه فعاليت بدني در هفته - 200 نوكليوتيد از كساني كه بيشترين ميزان فعاليت را داشتند - 199 دقيقه فعاليت جسماني در هفته مانند دويدن و تنيس - كوتاهتر بود. متوسط طول تلومرس در فعالترين افراد قابل مقايسه با طول آن در افراد غيرفعالي بود كه تا 10 سال جوانتر بودند.مقايسه مستقيم دوقلوهايي كه ميزان فعاليت جسمي آنها فرق مي كرد به نتايج مشابهي منجر شد.

تاثير فشار رواني

محققان اشاره مي كنند افرادي كه تحرك جسمي ندارند ممكن است در مقابل صدمات ناشي از سلول ها به خاطر قرار گرفتن در معرض اكسيژن يا تورم (التهاب) آسيب پذيرتر باشند. همچنين تصور مي شود كه فشار رواني بر طول تلومرس اثر مي گذارد و محققان فكر مي كنند ورزش منظم مي تواند به كاهش اين فشار كمك كند.محققان نوشتند: "نتيجه گيري مطالعه ما نشان مي دهد بزرگسالاني كه به طور منظم فعاليت جسمي دارند از نظر بيولوژيكي جوانتر از افراد غيرفعال هستند."

"اين نتيجه گيري پيام قدرتمندي دارد كه مي تواند مورد استفاده متخصصان براي تشويق فوايد بالقوه ورزش منظم براي مقابله با پيري قرار گيرد." دكتر جك گورالنيك از "موسسه ملي افزايش سن" در آمريكا در سرمقاله اي كه همراه اين گزارش چاپ شد گفت براي يافتن رابطه اي مستقيم ميان پير شدن و فعاليت جسمي مطالعات بيشتري لازم است.

وي گفت: "افرادي كه ورزش مي كنند از بسياري جهات با افراد غيرفعال فرق دارند، هرچند در اين تحليل برخي از متغيرها حساب شده، اما عوامل زياد ديگري هست كه مي تواند مسئول تفاوت بيولوژيكي بين افراد فعال و غيرفعال باشد."


+ نوشته شده توسط فرزان در Thu 7 Feb 2008 و ساعت 3:38 |


Powered By
BLOGFA.COM